ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشود، و عبادت در یکی از شبهای آن( شب قدر )بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها است؛ روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفسهای شما تسبیح، خواب شما عبادت، عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران قرار دادهاند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستاران بیت امام خمینی (س) میکند، باشد تا در این راه سهمی هرچند کوچک برداشته باشد.
یادگار امام راحل درمقدمه این نوشتار نوشته است: نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم..
بخش نخست این سلسله نوشتار که با عنوان" دلیل راه" به شرح زیر است:
بسمه تعالی
ایام ماه مبارک رمضان، بهانه ای است تا بیشتر از خرمن اندیشه اسلامی خوشه چین شویم. بزرگان و علمای دین، و به پیروی از ایشان همه دلبستگان معارف اسلامی، هر یک به اندازه توان خویش، این ایام و لیالی را زمینه ای ساخته اند تا با استمداد از فضای ملکوتی آن، هم دل خویش را از غبار سالانه بشویند و هم آبی زلال از سرچشمه معارف الهی بر دلهای جامعه خویش روان سازند.
چنانکه از رسول مکرم اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم) روایت است: «إنّ لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرّضوا لها» در روزگار زندگانی شما، از جانب خداوند گاه نسیمی میوزد، بیدار باشید و خود را در آن داخل کنید. (الامالی، شیخ مفید، ص206)
و چنین است که وقتی ماه مبارک رمضان، بیش از هر زمان دیگر، نسیم خُلد در جامعه میوزد و بیش از هر وقت دیگر احتمال آن می رود که عطری از جانب عرش برین در جان خسته ما بوزد، باید هشیار بود و تن را از آسایش فارغ کرده و روی به نور معرفت کردگار گرداند.
نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشفالاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم. هدف از این تقریر ـ إن شاء الله ـ آن باشد که سهمی از دعای دوستان و مؤمنان حاصل آید و دعای گوشه گیران، این روز ها مرا نیز دریابد که بتوانم دُرّ توفیق را دریابم و لطف خداوندی را مگر از انفاس ایشان به ارمغان گیرم.
طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری
دعای گوشه نشینان، بلا بگرداند چرا به گوشه چشمی به ما نمی نگری
***
«کشفالاسرار و عدة الابرار» نام تفسیری است که در ده جلد با تحقیقات علی اصغر حکمت در سال 1331 هجری شمسی منتشر شده است. این کتاب که برخی به اشتباه آن را به سعدالدین تفتازانی نسبت داده اند(1) ، از زمره اولین تفسیرهای عرفانی موجود از قرآن است که توسط رشید الدین ابی الفضل بن ابی سعید احمد بن محمد بن محمود میبدی در سال 520 هجری قمری به رشته تحریر درآمده است .(2) این کتاب گویا بر اساس «تفسیر الهروی» نوشته پیر هرات خواجه عبدالله انصاری (که متأسفانه در دسترس نیست) نگاشته شده و ارشادات بسیاری به نکات پیر هرات دارد، تا آن جا که برخی آن را شرح و تفصیل تفسیر خواجه عبدالله انصاری دانسته اند. (المفسرون، ایازی، ص589)
میبدی که از مؤلفان نیمه اول قرن ششم هجری قمری است، به جهت رواج فضل در خانواده اش، مقدمات علوم را نزد خاندان خویش فرا گرفت و به سبب ذوق آموختنِ بیشتر، رهسپار هرات گردید که در آن روزگار از رونق علمی و دینی وسیعی بهره مند بود و همان جا بود که در محضر عارف بزرگ و پیر طریقت خواجه عبدالله انصاری حاضر شده و تألیف کتاب خویش را در شرح تفسیر استاد خود در اوایل سال 520 هجری قمری آغاز نمود.
مشی میبدی در این کتاب چنان است که ابتدا آیه را ترجمه میکند و این مرحله را نوبت اول مینامد. سپس به ذکر قرائتهای مختلف، شأن نزولها و احکام شرعی آن آیه میپردازد. وی این مرحله را نوبت دوم نام می نهد و در نوبت سوم به اشارات و رموز عرفانی اشاره می کند. در این نوبت میبدی بسیار از سخنان پیر طریقت که همان خواجه عبدالله انصاری است یاد میکند. نکته مهم در نگاه عارفانه وی، دوری جستن از تأویلات صوفیانهای است که از ظاهر قرآن فاصله دارد.
این نوشتار، ضمن آن که به ظرائف سخن میبدی میپردازد، به حکم آن که «اهل البیت أدری بما فیالبیت» از دریای بیکران معارف اهل بیت عصمت(ع) بهره میبرد و با تمسک به حبلالمتین سعادت، مطلب را به شمیم پرفیض کلمات ائمه اطهار علیهم السلام دل نشین تر می سازد. و برای آن که خوانندگان با نوشته های مفسرین دیگر نیز آشنا شوند، از آن چه در تفسیرهای دیگر نیز بیان گردیده است، یاد می کند. چنانکه به پاس زحمات مترجمین قرآن، از ترجمه های گوناگون کتاب خداوند سخن به میان آورده و از خرمن اندیشه اسلامی به مناسبت هر بحث استفاده میبرد.
خداوند سبحان در سوره بقره آیات 183 تا 187، درباره روزه ماه مبارک رمضان میفرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۸۳﴾ أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۱۸۴﴾ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿۱۸۵﴾ وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ ﴿۱۸۶﴾ أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنکُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلَى الَّلیْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ﴿۱۸۷﴾
آیتالله العظمی مکارم شیرازی این آیات را چنین معنی کردهاند: «ای افرادی که ایمان آوردهاید، روزه بر شما نوشته شده، همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزگار شوید. چند روز معدودی را (باید روزه بدارید) و هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد تعدادی از روزهای دیگر را (روزه بدارد) و بر کسانی که روزه برای آنها طاقت فرساست، (همچون بیماران مزمن و پیران) لازم است کفّاره بدهند، مسکینی را اطعام کنند. و کسی که کار خیری انجام دهد، برای او بهتر است. و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید!. (روزه در چند روز معدود) ماه رمضان است؛ ماهی که قرآن، برای راهنمایی مردم، و نشانههای هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد! خداوند، راحتی شما را میخواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید؛ و خدا را بر این که شما را هدایت کرده، بزرگ بشمرید؛ باشد که شکرگزاری کنید. و هنگامی که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، (بگو) من نزدیکم! دعای دعاکننده گان را، به هنگامی که مرا می خواند، پاسخ می گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!.
پی نوشت قسمت اول:
1- کشف الظنون، حاجی خلیفه، ص317 به نقل از علی اصغر حکمت بر کشف الاسرار
2- پیش از آن، تفسیر لطائف الاشارات معروف به تفسیر قشیری، در سال 425 هجری قمری سامان یافته است و آن نیز تفسیری عرفانی به حساب میآید.
بخش دوم
فصل اول
«الصوم لی»
میبدی مینویسد:
قوله تعالی: «یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام»، به زبان اشارت و بیان حکمت میگوید: ای شما که مؤمنان اید! روزه که بر شما نبشته شد از آن [جهت] نبشته شد که همه مهمان حق خواهید بود. [خدا] فردا در بهشت خواهد تا مهمانان، گرسنه به مهمانی برد [چرا] که کریمان چون کسی را به مهمانی برند، دوست دارند که مهمان گرسنه باشد تا ضیافت به دل مهمانان شیرین تر بود. رب العالمین، بهشت و هر چه در آن است مؤمنان را آفرید [چرا] که هیچ چیز از آن، وی را به کار نیست و به آن محتاج نیست.
پیر صوفیان دعوتی ساخت پس هیچکس نرفت. آن پیر دست برداشت [و] گفت: بار خدایا اگر بندگان خود را فردا به آتش فرستی، آن بهشت و آن نعیم، بر کمال، چون سفره من باشد! نوای [و صفای] سفره در آن است که خورنده بر سر آن است.
آری! هر چه خزائن نعمت است، رب العالمین همه برای مؤمنان و خورندگان آفرید که خود نخورد، از این جا گفت عز جلاله: «الصوم لی». قال بعضهم [برخی بزرگان گویند] ـ یعنی الصمدیة لی لا آکل و لا اشرب ـ صمدیت مراست که نه خورم و نه آشامم. و أنا أجزی به ـ روزه داران را خود پاداش دهم بیحساب، [چرا] که ایشان موافقت ما طلب کردهاند از روی ناخوردن، و دوستی ما خواسته اند. که اول مقام در دوستی، موافقت است. پس [به سبب] موافقت تو، الله را به ناخوردن، (هرچند که ناخوردن تو تکلّفی است و وقتی، ناخوردن الله صفتی است و ازلی [نخوردن تو موقت است و باعث زحمت ولی نخوردن حق تعالی ویژگی اوست و همیشگی است]) میدان [و مطمئن باش] که از آن، چه شرف و کرامت به تو باز گردد در دل و دین.
و گفتهاند ـ «الصوم لی» ـ اضافت روزه با خود کرد [یعنی گفت روزه برای من است] تا دست خصمان از آن کوتاه کند، فردا در قیامت چون خصمان [دشمنان] گرد تو برآیند، و عبادتهای تو به آن مظالم که در گردن داری بردارند، رب العالمین آن روزه تو در خزینه فضل خود میدارد، و خصمان تو را میگوید ـ این [روزه] از آنِ من است. شما را ور آن دستی نه [و در آن حقی ندارید] ـ پس به عاقبت [در آخر کار] به تو باز دهد، گوید ـ این اضافت [این که گفتم روزه برای من است] از بهر آن با خود کردم تا از بهر تو نگه دارم.» (کشف الاسرار، میبدی، ص493)
اشاره میبدی در این متن به حدیثی است که در منابع شیعه و اهل سنت وارد شده است؛ این حدیث در منابع روایی ما چنین آمده است: علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن سلمة صاحب السامری عن ابی الصباح عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ان الله تبارک و تعالی یقول الصوم لی و انا أجزی علیه» (الکافی، کلینی، ج4، ص63)
ممکن است «اجزی به» را به صیغه معلوم بخوانیم و چنین معنی کنیم که من به آن جزا و پاداش می دهم و ممکن است ـ چنانکه ابن اثیر احتمال داده است (النهایة، ابن اثیر، ج1، ص270) آن را به صیغه مجهول خوانده و چنین معنی نماییم «من خود برای آن جزا هستم»
شیخ طبرسی در مکارم الاخلاق صفحه 138 این روایت را به صورت مفصل تری مورد اشاره قرار داده است: «وقال رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم) لأصحابه : ألا أخبرکم بشئ إن أنتم فعلتموه تباعد الشیطان منکم کما تباعد المشرق من المغرب؟ قالوا: بلى یا رسول الله، قال: الصوم یسود وجهه و الصدقة تکسر ظهره و الحب فیالله و المؤازرة على العمل الصالح تقطع دابره و الاستغفار یقطع وتینه. ثم قال (صلى الله علیه وآله و سلم): لکل شئ زکاة وزکاة الأبدان الصیام. وقال (صلى الله علیه وآله و سلم): الصائم فی عبادة و إن کان نائما على فراشه ما لم یغتب مسلما. وقال (صلى الله علیه وآله و سلم): قال الله تبارک و تعالى: الصوم لی و أنا أجزی به. و للصائم فرحتان: حین یفطر و حین یلقى ربه عز و جل. و الذی نفس محمد بیده لخلوف فم الصائم عند الله أطیب من ریح المسک.»
ترجمه: پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) به اصحاب خویش می فرمودند: آیا خبر بدهم به شما از چیزی که اگر انجام دهید، شیطان از شما به اندازه ای که مشرق از مغرب دور است، دور می شود، عرض کردند بله یا رسولالله، حضرت فرمودند: روزه صورت شیطان را سیاه میکند و صدقه کمر او را میشکند و دوستی خدا و زیادت عمل صالح، دنباله او را قطع میکند، و استغفار کردن رگ قلب او را قطع می کند. سپس پیامبر فرمود: برای هر چیزی زکات است و زکات بدن، روزه است. و فرمودند: روزهدار مادامی که غیبت مسلمانی را نمیکند (1) در عبادت است اگرچه در بستر خویش در خواب باشد. و فرمودند: خدای سبحان می فرماید: روزه برای من است و به آن جزا میدهم، روزهدار دو خوشحالی دارد یکی وقتی که افطار میکند و دیگر آن لحظهای که پروردگارش را ملاقات میکند. و به خدایی که جان محمد در دست اوست، بوی دهان روزهدار، در نزد خدا از عطر مشک خوشآیندتر است.»
این روایت را در میان اهل سنت، نسایی (السنن الکبری، ج2، ص90)، سیوطی (الجامع الصغیر، ج1، ص293) و متقی هندی (کنز العمّال، ج8، ص445) و بسیاری دیگر نقل کردهاند.
مرحوم عبدالرزاق گیلانی در ترجمه مصباح الشریعة درباره این روایت مینویسد: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: قال الله تعالی: الصوم لی و انا اجزی به. حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله، از جناب احدیت نقل می فرمایند که: آن حضرت عز شأنه فرموده که: روزه از برای من است و مختصّ به من است، و من ثواب او را چنانکه لایق به من است، به روزه دار خواهم داد. وجه تخصیص حضرت باری تعالی، خصوص روزه را، در میان سایر عملها به جناب خودش، عدم اطلاع غیر است به این عمل، چراکه هر عملی که ستر و خفا، در او بیشتر است، به خلوص اقرب است، و قدر و اعتبارش نزد خدای تعالی بیشتر است. از این جهت، قدر ذکر «لا اله الا الله» در میان اذکار بیشتر است .(2) (ترجمه مصباح الشریعة، گیلانی، ص155 / ایضا ن ک: مشارق الشموس، خوانساری، ج2، ص448)
نکته حائز اهمیت که بسیار مورد توجه قرار گرفته است، آن است که چرا از بین همه عبادات خداوند سبحان تنها «روزه» را به صفت «برای من» مزیّن ساخته است. علاوه بر این دو توجیه که ـ از میبدی و گیلانی ـ برای «الصوم لی» مورد اشاره قرار گرفت، از قرطبی نقل شده است که مینویسد: «چون همه عبادات با یکی از احوالات آدمی مناسبت دارد، (مثلاً نماز همراه با حرکت است و حرکت از ویژگیهای انسان است)، غیر از روزه که با صفت حق تعالی یعنی بینیازی، نخوردن و نیاشامیدن مناسب است، آن را به خدای سبحان نسبت دادهاند. در حالی که همه عبادات از آنِ خداست.» (شرح سنن النسائی، سیوطی، ج4، ص159) همین معنی مورد اشاره ابن عربی و شعرانی نیز واقع گردیده است. (العهود المحمدیه، شعرانی، ص169 / الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص258و623)
ابن اثیر به نکته دیگری اشاره کرده و مینویسد: «در هیچ ملتی از ملل مشرک و بتپرست برای بتها روزه نمیگرفتند، اگرچه برای بتها نماز میخواندند و قربانی میکردند. و به همین جهت روزه تنها برای خداست و چون یک فرمان ویژه از جانب خداوند سبحان است و قبل از آن برای غیر خدا انجام گرفته است، خداوند میفرماید: «الصوم لی». (النهایة، ابن اثیر، ج1، ص270)
این گفته ابن اثیر به سبب آن چه استاد معظم آیتالله العظمی جوادی آملی نوشتهاند مردود است. ایشان در تفسیر خویش (تسنیم، ج9، ص300) تصریح دارند که بتپرستان گاه برای بتهای خویش روزه میگرفتند.
برخی دیگر نیز نوشتهاند علت آن که فرمود: «الصوم لی و انا اجزی به» آن است که ثواب روزهدار قابل اندازهگیری نیست و جز خداوند کسی نمی تواند آن را معین کند و از همین رو آن را شخصاً بر عهده گرفت و موکول به ملائکه نفرمود. (فیض القدیر، مناوی، ج2، ص390)
شهید ثانی نیز بر همین علل تأکید دارد. (مسالک الافهام، ج2، ص75) و همچنین مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان به این احتمالات توجه کرده و مینویسد: «روزه تنها عبادتی است که از «نفی» پدید آمده است و بقیه عبادات همانند نماز و حج از امور وجودی شکل گرفته اند و یا افعال وجودی در آن ها دخیل است. و این در حالی است که افعال وجودی برای اظهار عبودیت عبد و ربوبیت پروردگار کامل نیستند، چراکه همه آنها نقص مادی را همراه دارند و به نوعی نیز انیت عبد را در بر دارند و ممکن است برای غیر خداوند نیز در آن ها نصیبی باشد چنانکه ریا در آن ها راه دارد در حالی که «نفی» تنها بین عبد و رب است و به حسب طبع اولی کسی را از آن اطلاعی نیست. (المیزان، ج2، ص25)
روشن است که عبارت ایشان ناظر به آن روزهای است که از «سُمعه» خالص باشد. چراکه روزه نیز اگر همراه با سمعه باشد، میتواند آغشته به ریا گردد. البته سمعه (رساندن به گوش مردم و مطلع کردن آن ها) از امور وجودی است و طبیعی است که ضرری به استدلال مرحوم طباطبایی نمی زند.
در این جا نکتهای است که لازم است به آن اشاره نماییم:
چنانکه امام خمینی در چهل حدیث (ص45) اشاره می نمایند، ریا گاه برای نفس خود آدمی است و انسان گاه خویشتن را می فریبد، بسیار اتفاق می افتد که عملی را ما در خلوت خویش انجام میدهیم ولی ذرهای بوی الهی در آن نیست، و بسیار ریاضتها میکشیم که به گمان خویش در مسیر خداست ولی در حقیقت تنها برای شادمان ساختن نفس خویش است. و به این حساب ریا در روزه نیز راه دارد حتی اگر آمیخته به سمعه نشود.
امام خمینی مینویسند: «اگر شما دارای ملکات فاضله انسانیه باشید، در وقتی [و در صورتی] آن ملکات صورت شما را انسانی میکند که با آن ملکات بدون این که از طریق اعتدال خارج شده باشند محشور گردید. بلکه ملکات در صورتی فاضله است که نفس اماره در آن تصرف نکند و در تشکیل آن قدم نفس دخیل نباشد. بلکه شیخ استاد ما (3) دامظله میفرمودند میزان در ریاضت باطل و ریاضت شرعی صحیح قَدَم نفس و قدم حق است.
اگر سالک به قدم نفس حرکت کرد و ریاضت او برای پیدایش قوای نفس و قدرت و سلطنت آن باشد، ریاضت، باطل و سلوک آن منجر به سوء عاقبت میباشد. و دعویهای باطله نوعاً از همین اشخاص بروز میکند. و اگر سالک به قدم حق سلوک کرد و خدا جو شد، ریاضت او حق و شرعی است؛ و حق تعالی از او دستگیری میکند.
به نص آیه شریفه که میفرماید: و الذین جاهدوا فینا لَنَهدیَنَّهم سبلنا(سوره عنکبوت، آیه69) «کسی که مجاهده کند در راه ما، هر آینه هدایت میکنیم او را [به] راه های خود.» مادامی که مملکت وجود شما از حب نفس و حب جاه و جلال و شهرت و ریاست به بندگان خدا پر است، نمیتوان ملکات شما را ملکات فاضله دانست.» (چهل حدیث، امام خمینی، ص45)
پس چنان که به نظر میرسد نمیتوان گفت «در بین عبادات فقط روزه به صفت «الصوم لی» مزیّن گشته چراکه ریا در آن راه ندارد.» همینطور به نظر میرسد نمیتوان به آن چه از ابن عربی نقل شده، تکیه کرد. چراکه اگرچه روزه امری عدمی است و سایر عبادات دارای اعمال وجودی هستند، ولی تکیه بر این که «صوم صفت صمدانیت است که عبارت است از تنزّه بی نیازی نسبت به اکل» (الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص258)، برای آن که بگوییم تنها صوم است که شأنیت صفت «الصوم لی» را دارد، تمام نیست چرا که این نگاه اگرچه به تنزیه حق توجه دارد، ولی از حقیقت وجود که ظلّ خدای سبحان است چشم میپوشد. چگونه است که «صمدانیت» باعث صفت «الصوم لی» میشود ولی قیّومیت و رحمانیت که در صلاة و صدقه است نمیتواند چنین صفتی را پدید آورد.
مرحوم سید حیدر آملی درباره این انحصار، نظری دیگر دارد. این عارف شیعی مینویسد: «عارف باید از مشاهده افعال غیر خدا امساک کند، تا به مقام توحید افعالی برسد. [هرچیز را فعل خدا بداند و بپذیرد که هیچ چیز در عالم جز خدای سبحان مؤثر نیست]، سپس از مشاهده صفات غیر خدا چشم بپوشد تا به مقام توحید صفاتی برسد [هر جمال و صفتی را متعلق به حق تعالی بداند] و سپس از مشاهده هر وجودی غیر از خدا امساک کند تا به مقام توحید ذاتی برسد که هدف از هر سلوکی است بلکه هدف هر وجودی همان است و چنین روزه داری روزه حقیقی گرفته است و از غیر خدا به طور کلی امساک کرده است. این، آن روزهای است که درباره آن وارد شده است: «إنّ کل حسنة بعشر امثالها الی سبعمائة ضعف الا الصیام فانه لی و انا أجزی به» (مستدرک الوسائل، نوری، ج7، ص503) به هر حسنه ای، از ده برابر تا هفت صد برابر پاداش می دهیم جز روزه، چراکه روزه از آنِ من است، و من به آن جزا میدهم.
و سبب این امر آن است که جز این گونه روزه هیچ چیز استحقاق آن را ندارد که خدای سبحان خود جزاء آن واقع شود، بلکه میتوان گفت چنین روزهای جز خداوند متعال جزائی نخواهد داشت. چراکه روز از خوردن و آشامیدن، پاداشش بهشت است، و پاداش روزه اهل طریقت، قرب و کشف و شهود است ولی جزای اهل حقیقت، خود خداوند و نه غیر اوست.
و به همین سبب روزه اهل حقیقت از صوم اهل شریعت و اهل طریقت بالاتر است و بالاترین عمل، بالاترین جزا را به همراه دارد و جزایی بالاتر از ذات مقدس ربوبی نیست و به همین موضوع اشاره کرده است که: إن هذا لهو الفوز العظیم، لمثل هذا فلیعمل العاملون (سوره صافات، آیات60 و 61) و به همین اشاره دارد: و من یفعل ذلک ابتغاء مرضات الله فسوف نؤتیه اجراً عظیما (سوره نساء، آیه114) و در حدیث قدسی نیز چنین آمده است: «من طلبنی فقد وجدنی و من وجدنی فقد عرفنی و من عرفنی فقد احبّنی و من احبّنی فانا قتلته و من أنا قتلته فعلیّ دیته، و من علیّ دیته فأنا دیته» (المنهج القوی، ج4، ص398 / مسکّن الفؤاد، شهید ثانی، ص27 به نقل از مصحّح المحیط الاعظم). هر که مرا طلب کند می یابد، و هر که مرا بیابد میشناسد، و هر که مرا بشناسد دوست میدارد، و هر که مرا دوست بدارد او را میکشم، و هر که را من بکشم دیه او بر من است، و هر که دیه او بر من است من خود دیه او هستم.
و تمام این آیات و روایات، اشاره به فنای عبد و بقای در مقام وحدت صرفه دارد. همان مقامی که از آن به «احدیت تفرّق بعد از جمعیت» یاد می شود. چنانکه میفرماید: و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی (سوره انفال، آیه17)
و پیامبر میفرماید: «من رءآنی فقد رأی الحق» (بحار الانوار، مجلسی، ج58، ص235) پس فرق است بین روزه اهل طریقت و روزه اهل حقیقت، چراکه اولی سبب تهذیب اخلاق و اتصاف به صفات حق میشود چنان که فرمود: «تخلّقوا باخلاق الله» (بحار الانوار، مجلسی، ج58، ص129) و دومی سبب فناء عبد و بقاء به حق میشود. (تفسیر المحیط الاعظم و بحر الخضم، سید حیدر آملی، ج4، ص219)
پس میتوان گفت غایت روزه (چنانکه قرآن میفرماید: لعلَّکم تتقون (سوره بقره، آیه183) «تا پرهیزگار شوید»)، تقوای الهی است و از آن جا که برای متقیان درجات متعددی است که به فراخور حال و درجه هر یک تعیین میشود، جزای روزه نیز متفاوت است.برای برخی همان بهشتی است که در آن جویها جاری است چنانکه میفرماید: إن المتقین فی جناتٍ و نهر (سوره قمر، آیه54) «یقیناً پرهیزگاران در باغها و نهرهای بهشتی جای دارند» و پاداش برخی نیز «مقام عند الله» است چنانکه میفرماید فی مقعد صدقٍ عند ملیک مقتدر (سوره قمر، آیه55) «در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر» و این همان مرحله ای است که ذات خدا خود پاداشت متقیان قرار میگیرد.
حضرت امام خمینی در کتاب چهل حدیث در شرح حدیث بیستو هشتم به روایتی از کافی (4) اشاره می کنند که در آن از امام صادق علیه السلام سؤال شده است: «آیا کسی که دیدار خداوند را دوست داشته باشد، خداوند هم دیدار او را دوست دارد؟» و حضرت پاسخ مثبت می دهند و میفرمایند: «مرگ در لحظه دیدار حق است. وقتی کسی دید آن چه را دارد، چیزی برایش محبوبتر از آن نیست که بر خداوند وارد شود و خداوند دیدار او را دوست دارد و او دیدار خداوند را.» امام خمینی سپس به شرح رؤیت خدا و مقا فناء می پردازند و با اشاره به روایت «ما رأیتُ شیئاً الا و رأیتُ الله معه و قبله و فیه» (5) چیزی را ندیدم مگر این که همراه با آن و قبل از آن و بعد از آن خدا را دیدم. و روایت «لم أعبدُ ربّاً لم أره» (6)نمی پرستم پروردگاری را که ندیده ام، به تشریح کیفیت رؤیت حق تعالی اشاره می کنند. (7) بحث در این باره را به فرصتی دیگر وا می گذاریم. (8)
پی نوشت:
1-این مضمون که غیبت، روزه را آسیب میزند در روایات متعدد و با زبانهای مختلف مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله: الدر المنثور، ج1، ص438 از نبی مکرم اسلام(صلى الله علیه وآله و سلم): نقل میکند که: «الصیام جنة ما لم یخرقها قیل: بم یخرقها قال بکذب او غیبة» روزه سپر است مادامی که آن را پاره نکنید، عرض شد به چه پاره میشود، فرمود: به دروغ و غیبت. این روایت اشاره دارد به روایت معروف نبوی که الصوم جنة من النار روزه سپر از آتش است. (الکافی، ج4، ص62)
2-چراکه کلمه شریف «لا اله اله الله» را می توان به گونه ای تلفظ کرد که لب ها حرکت نکند و کسی از ذکر آن مطلع نشود.
3-مراد مرحوم آیت الله شاه آبادی رحمة الله علیه است.
4-فروع کافی، کلینی، ج3، ص134
5-علم الیقین، ج1، ص49
6-کشف الیقین، ج1، ص49
7-چهل حدیث، امام خمینی، ص455
8- ایضاً ن ک: رساله لقاء الله، میرزا جواد تبریزی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر