اطلاعیه

از این پس میتوانید به همراه فید وبلاگ فید برخی پایگاه های خبری که مطالعه می کنم همراه فید این وبلاگ مطالعه نمایید بدیهی است مسئولیت خبرهای منتشر شده از این طریق برعهده ان پایگاه ها می باشد منتظر نطرات شما کاربران گرامی در این زمینه هستم سایت هایی که مشاهده خواهید کرد اینده نیوز افتاب نیوز فرارو دیپلماسی ایرانی (خبرهایی که از این طریق مشاهده می نمایید به صورت متن کامل است )ادرس فید وبلاگhttp://feeds2.feedburner.com/blogspot/pangreh اگر می خواهید هیچ خبری را ازدست ندهید پیشنهاد ما استفاده از گوگل ریدرhttp://www.google.com/reader/ادرس موردنظررا در گوگل ریدرثبت می کنید وخبرها را می خوانید

مناجات سید ساجدان در سحرهای رمضان (1)

فرارو - مرحوم شیخ الطائفه ، محمد حسن طوسی ، ملقب به شیخ طوسی ، که افزون بر هزار سال از وفاتش سپری شده ، در کتاب مصباح المتهجد نوشته است که حضرت امام سجاد علیه السلام ، چهارمین امام معصوم شیعیان، در طول ماه مبارک رمضان بیشتر وقت خویش را در شب ها با نماز سپری می فرمود و چون به نزدیکی های سحر می رسید به مناجاتی ویژه و اعجاب انگیز می پرداخت. این مناجات زیبا که به دعای ابو حمزه ثمالی معروف است، سراسر معرفت و معرفت آموزی نسبت به جنبه هایی از ذات باری تعالی است و به ما می آموزد که چگونه باید با خدا سخن بگوییم و از درگاه اش مسئلت نماییم. فرارو در طول ماه مبارک و سراسر فیض رمضان این دعای فاخر و کم نظیر را در چند قسمت منتشر می نماید تا به عاشقان راز و نیاز میزبان بزرگ رمضان کمکی کرده باشد. ابتدا متن ترجمه شده ی این دعای زیبا آمده و سپس متن اصلی دعا. با هم، در محضرش ، می خوانیم: پروردگارا ، مرا با کیفر خود ادب مکن و به بند مکر و تدبیرت گرفتار مدار . خدایا ، از کجا برای خویش خیری به دست آورم ؟ حال آن که جز در نزد تو خیری یافت نشود. و از کجا راه نجاتی بیابم ؟ در حالی که نجات و رهایی جز با کمک تو میسر نگردد . نه آن کس که خوب باشد و نیکی کند از یاری و رحمت ات بی نیاز است و نه آن کس که بدی نماید و به تو جسارت ورزد و خشنودی تو را نخواهد از میدان قدرت و سلطه ی تو خارج می شود . ای خدای من ! ای خدای من ! .... تو را به تو شناختم و تو مرا به سوی خویش راه نمایی کردی، به سوی خود فرا خواندی و اگر تو نبودی ، من تو را نمی شناختم . ستایش خدایی را که چون می خوانمش ، اجابتم می کند ،گرچه آن هنگام که مرا می خواند ، سستی پیشه می کنم . و ستایش خدایی را که چون از او درخواستی می کنم ، آن را عطایم فرماید ، اگر چه زمانی که چیزی را از من طلب کند ،بخل می ورزم . و ستایش خدایی را که هرگاه بخواهم ، او را می خوانم و هر جا که بخواهم با او راز و نیاز می کنم ، بدون هیچ گونه واسطه ای با او خلوت می کنم و او حاجتم را بر می آورد . حمد و ستایش سزاوار خدایی است که جز او کسی را نمی خواهم که اگر از غیر او حاجت بخواهم ، در خواستم را بر نمی آورد . ستایش خدایی راست که به جز او امید ندارم که اگر جز به او امید بربندم ، نومیدم می دارد . سپاس از آن خداوندی است که مرا به خودش واگذار نمود و گرامی ام داشت و مرا به مردم واگذار نکرد تا خوارم کنند . و سپاس خدای را که به من مهر می ورزد ، حال آن که از من بی نیاز است . سپاس پروردگاری را که آن چنان با من بردباری می نماید که گویی تا کنون هیچ گناهی مرتکب نشده ام ! پس خدای من ستوده ترین کس نزد من و سزاوارترین به ستایش من است . پروردگارا ، من راه های در خواست از تو را باز و سرچشمه ی امید به تو را سرشار و یاری خواستن از فضلت را – برای آن کس که تو را آرزو می کند – بی مانع و درهای دعا به آستانت را برای فریادکنان گشوده می بینم . آگاه ام که تو برای امیدوار ، در جایگاه اجابت و برای گرفتاران ، در موضع فریاد رسی قرار داری و به درستی می دانم پناهندگی به احسان تو و خشنودی به حکم تو ، جایگزین دریغ تنگ نظران و بی نیازی از ثروت و دارایی دنیا طلبان است و نیز به راستی آن کس که به تو روی کند ، راهی بسیار نزدیک دارد و این که تو از آفریدگانت پوشیده نیستی ؛ جز آن که کردارهای بدشان میان تو و آنان حجاب ایجاد کرده است. من درخواست خویش را به نزد تو آورده ام و با حاجت خود به تو روی کرده و از درگاهت یاری خواسته و خواندن تو را وسیله قرار داده ام ؛ بی آن که شایسته ی آن باشم که تو سخن مرابشنوی و یا آن که سزاوار بخشایش تو باشم . بلکه به کرم ات اطمینان دارم و به درستی وعده ات اعتماد دارم و پناهم به ایمان به یکتایی توست و یقین ام به شناخت تو از من است که پروردگاری جز تو ندارم و معبودی غیر از تو نیست ؛ تو یگانه ای و شریک و انبازی ندارد . خداوندا ، تو خود فرموده ای – و سخنت به حق و وعده ات راست است – که : ( احسان خدا را از او درخواست کنید که همانا خداوند نسبت به شما مهربان است .) و این از صفات تو نیست – ای سرور و مولای من – که به درخواست فرمان دهی و از عطا و بخشش دریغ ورزی؛ ( نه ) تو با لطفت به ساکنان قلمرو ات عطا ها می فرمایی و با دلسوزی و مهربانی به آنان عنایت می نمایی . خدایا ، مرا در خردسالی به دامان نعمت و احسانت پرورانیدی و در بزرگ سالی ، نام دارم کردی . پس ای آن که مرا با احسان و فضل و نعمتش دردنیا پرورش داد و در سرای دیگر ، به عفو و کرم خویش اشارت فرمود ، ای مولای من ، شناخت من ( از ) تو راهنمای من به سوی توست و دوستی ام نسبت به تو میانجی من در پیشگاهت . من با این راهنما ، به راهنمایی ات مطمئن و هم بدین واسطه ، به میانجیگری ات آسوده خاطرم . مولایم ! تو را با زبانم که بر اثر گناه لال شده است می خوانم. پروردگارا ! با آن دل با تو راز و نیاز می کنم که خطا آن را به تباهی کشانده است . خدایا ! تو را با ترس و شوق و امید و هراس می خوانم . مولایم ! آن گاه که بر گناهان خویش می نگرم ، زاری می کنم و آن زمان که بخشش تو را می بینم طمع می ورزم . پس اگر ( مرا ) ببخشایی ، تو بهترین رحم آورانی و اگر عذاب کنی ، ستم نکرده ای . خدایا ! دلیل من بر آن که جرأت یافته ام تا از تو در خواست نمایم – در حالی که کردارم خوشایند نیست – بخشش و کرم توست و ذخیره ی من در سختی – با کم شرمی ای که دارم – همان رأفت و مهربانی توست و امید بسته ام که میان این ( مهربانی ) و آن ( بخشندگی ) ، آرزویم بر باد نشود . پس امیدم را تحقق بخش و دعایم را بشنو ؛ ای بهترین و برترین کسی که دعا کننده ای او را ( تواند ) خواند و امیدواری بدو امید ( تواند ) داشت . آقای من ! آرزویم بزرگ و کردارم ناپسند است . پس تو به اندازه ی آرزویم ، از بخشایندگی ات عطایم فرما و مرا به زشتی عمل ام ، عقوبت مفرما که آستان بزرگواری تو ، به راستی از مجازات گنه کاران برتر است و بلندای بردباری ات از کیفر مقصران، برتر و من اکنون ای سرورم به فضل ات پناه آورده و از خشم تو هم به دامان رحمت تو گرخته ام و وعده ی چشم پوشی ات را در حق کسی که به تو خوش گمان است، قطعی می شمارم . خدایا ، من چه ام و ارزشم چیست ؟ مرا به فضلت ببخشای و عفوت را شامل حالم گردان . خدایا ! مرا به پرده پوشی ات زینت ده و به کرم ات از سرزنش من در گذر . اگر کسی جز تو از گناهم آگاه می شد ، آن را انجام نمی دادم و اگر از مجازات سریع می ترسیدم ، از گناه دوری می جستم ؛ نه از آن جهت که تو بی ارزش ترین ناظران به من و بی مقدارترین آگاهان بر من باشی ! نه ، خدایا این از آن رو است که تو بهترین پوشانندگان و استوارترین داوران و بزرگواترین بزرگوارانی . تو پوشاننده ی عیب ها و آمرزنده ی گناهان و دانا ی نهان هایی؛ گناه بندگان را به کرمت می پوشانی و کیفر آنان را به بردباری ات به تأخیر می افکنی . پس سپاس تو را بر بردباری ات به دنبال آگاهی و بر بخشایش ات در پی توانمندی . خدایا بردباری ات مرا بر گناه و عصیان جرأت می دهد و پرده افکنی ات مرا به بی پروایی فرا می خواند و آگاهی ام از گستردگی رحمت و عظمت بخشایش ات مرا به شتافتن به سوی آن چه حرام کرده ای وامی دارد . ای شکیبا ، ای بزرگوار ، ای زنده ، ای پابرجا ، ای آمرزنده ی گناه ، ای توبه پذیر ، ای دارای نیکی های بزرگ ، ای از دیر باز احسان کننده ! کجاست آن پرده پوشی زیبایت ؟ کجاست آن بخشایش باشکوهت ؟ کجاست آن گشایش نزدیک ات ؟ کجاست آن فریادرسی سریع ات ؟ کجاست آن رحمت گسترده ات ؟کجاست آن عطایای فراوان ات ؟ کجاست آن بخشش های گوارایت ؟ کجاست آن نیکی های درخشان ات ؟ کجاست آن فضل سترگ ات ؟ کجاست آن نیکی بزرگ ات ؟ کجاست آن احسان دیرینه ات ؟ کجاست بزرگوای ات ، ای بزرگوار ؟ به آن کرم ، نجاتم ده و با رحمت ات مرا رهایی بخش . ای نیکو کار ، ای نعمت بخش ، ای فزونی بخش ! من برای رهایی از کیفرت ، نه بر اعمال خود و دیگران که بر فزون بخشی ات بر خویش ( و دیگران ) تکیه نمی کنم ؛ چرا که تو شایسته ی آن ای که پروای تو پیشه کنند و هم شایسته ی بخشایش ای . نعمت هایت را با نیکوکاری آغاز می کنی و گناهان ما را با کرمت می بخشایی . ما نمی دانیم که برای کدام یک شکر گزاریم : برای نیکی هایی که می گسترانی ؟ یا زشتی هایی که از ما می پوشانی ؟ یا آزمون ها و نعمت بخشی های بزرگت ؟ یا بلاهای بسیاری که ما را از آن نجات دادی و عافیت بخشیدی ؟ ای دوست آن کس که به تو محبت ورزد و ای روشنی چشم آن که به تو پناه آورد و از غیر تو بگسلد ، تو نیکو کاری و ما زشت کاران ایم . پس - ای خداوند من – از زشتی ما به خوبی خودت در گذر . خدای من ، کدام فرد نادانی وجود دارد که بخشش ات او را فرانگرفته باشد ؟ یا کدام زمان طولانی تر از بردباری توست ؟ اعمال ما در برابر نعمت های تو چه ارزشی دارد و چگونه می توانیم اعمالی را که بدان ها با کرم تو مقابله می کنیم فزون بدانیم ؟ باری ، چگونه با آن گشادگی رحمت تو ، عرصه بر گنه کاران تنگ می شود ؟ ای دارای آمرزش و مغفرت گسترده و ای گشاده دست در رحمت و مهربانی ، به عزت ات سوگند – ای آقایم – که اگر مرا از درگاهت برانی ، من از در خانه ات روی نمی گردانم و از کرنش و خوش آمدگویی به پیشگاه تو دست بر نمی دارم ؛ زیرا که تو را ، ای سرورم، به کرم و بخشندگی شناخته ام و تو قادری هرچه را بخواهی انجام دهی ؛ هر کس را به هر چه و به هرگونه که خواهی عذاب می کنی و بر هر که بخواهی به آن چه می خواهی و به هر گونه رحمت می آوری . کسی را یارای پرسش از چرایی کارهای تو و هیچ مدعی را نزاعی در فرمانروایی ات نیست. شریکی در کار خویش نمی پذیری و ضدیتی در حکمرانی ات با تو وجود ندارد و هیچ کس بر تدبیرت اعتراض نمی کند ؛ آفرینش و فرمان مخصوص توست . خجسته باد خداوند ؛ پروردگار جهانیان . (ادامه دارد...) --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- -- بسم الله الرحمن الرحيم اِلهي لا تُؤَدِّبْني بِعُقوُبَتِكَ وَلا تَمْكُرْ بي في حيلَتِكَ مِنْ اَينَ لِي الْخَيرُ يا رَبِّ وَلا يوُجَدُ اِلاّ مِنْ عِنْدِكَ وَمِنْ اَينَ لِي النَّجاه وَلا تُسْتَطاعُ اِلاّ بِكَ لاَ الَّذي اَحْسَنَ اسْتَغْني عَنْ عَوْنِكَ وَرَحْمَتِكَ وَلاَ الَّذي اَسآءَ وَاجْتَرَءَ عَلَيكَ وَلَمْ يرْضِكَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِكَ يا رَبِّ يا رَبِّ يا رب بِكَ عَرَفْتُكَ وَاَنْتَ دَلَلْتَني عَلَيكَ وَدَعَوْتَني اِلَيكَ وَلَوْلا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذي اَدْعوُهُ فَيجيبُني وَ اِنْ كُنْتُ بَطيـئاً حينَ يدْعوُني وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي اَسْئَلُهُ فَيعْطيني وَاِنْ كُنْتُ بَخيلاً حينَ يسْتَقْرِضُني وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي اَسْئَلُهُ فَيعْطيني وَاِنْ كُنْتُ بَخيلاً حينَ يسْتَقْرِضُني لِسِرِّي بِغَيرِ شَفيـع فَيقْضي لي حاجَتي اَلْحَمْدُللهِِ الَّذي لا اَدْعُو غَيرَهُ وَلَوْ دَعَوْتُ غَيرَهُ لَمْ يسْتَجِبْ لي دُعآئي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي لا اَرْجُو وَلَوْ دَعَوْتُ غَيرَهُ لَمْ يسْتَجِبْ لي دُعآئي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي لا اَرْجُو اِلَيهِ فَاَكْرَمَني وَلَمْ يكِلْني اِلَي النّاسِ فَيهينُوني وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي تَحَبَّبَ اِلَي وَهُوَ غَنِي عَنّي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي يحْلُمُ عَنّي حَتّي كَاَ نّي لا ذَنْبَ لي فَرَبّي اَحْمَدُ شَيء عِنْدي وَاَحَقُّ بِحَمْدي اَللّـهُمَّ اِنّي اَجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَيكَ مُشْرَعَةً وَمَناهِلَ الرَّجآءِ اِلَيكَ مُتْرَعَةً وَالاِْسْتِعانَةَ بِفَضْلِكَ لِمَنْ اَمَّلَكَ مُباحَةً وَاَبْوابَ الدُّعآءِ اِلَيكَ ِلصّارِخينَ مَفْتوُحَةً وَاَعْلَمُ اَنَّكَ لِلرّاجي بِمَوْضِعِ اِجابَة وَلِلْمَلْهوُفينَ بِمَرْصَدِ اِغاثَة وَاَنَّ فِي اللَّهْفِ اِلي جوُدِكَ وَالرِّضا بِقَضآئِكَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْباخِلينَ وَمَنْدوُحَةً عَمّا في اَيدِي الْمُسْتَاْثِرينَ وَاَنَّ الرّاحِلَ اِلَيكَ قَريبُ الْمَسافَةِ وَاَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ اِلاّ اَنْ تَحْجُبَهُمُ الاَْعمالُ دوُنَكَ . وَقَدْ قَصَدْتُ اِلَيكَ بِطَلِبَتي وَتَوَجَّهْتُ اِلَيكَ بِحاجَتي وَجَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتي وَبِدُعآئِكَ تَوَسُّلي مِنْ غَيرِ اسْتِحْقاِق لاِسْتِماعِكَ مِنّي وَلاَ اسْتيجاب لِعَفْوِكَ عَنّي بَلْ لِثِقَتي بِكَرَمِكَ وَسُكوُني اِلي صِدِِْق وَعْدِكَ وَلَجَائ اِلي الاْيمانِ بِتَوْحيدِكَ وَيقيني بِمَعْرِفَتِكَ مِنّي اَنْ لا رَبَّ [لي] غَيرُكَ وَلا اِلـهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ اَللّـهُمَّ اَنْتَ الْقائِلُ وَقَوْلُكَ حَقٌّ وَوَعْدُكَ صِدٌِْق وَاسْئَلوُا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ اِنَ اللهَ كانَ بِكُمْ رَحيماً وَلَيسَ مِنْ صِفاتِكَ يا سَيدي اَنْ تَاْمُرَ بِالسُّؤالِ وَتَمْنَعَ الْعَطِيةَ وَاَنْتَ الْمَنّانُ بِالْعَطِياتِ عَلي اَهْلِ مَمْلَكَتِكَ وَالْعائِدُ عَلَيهِمْ بِتَحَنُّنِ رَاْفَتِكَ اِلـهي رَبَّيتَني في نِعَمِكَ وَاِحْسانِكَ صَغيراً وَنَوَّهْتَ بِاسْمي كَبيراً فَيامَنْ رَبّاني فِي الدُّنْيا بِاِحْسانِهِ وَتَفَضُّلِهِ وَنِعَمِهِ وَاَشارَ لي فِي الاْخِرَةِ اِلي عَفْوِهِ وَكَرَمِهِ مَعْرِفَتي يا مَوْلاي دَليلي عَلَيكَ وَحُبّي لَكَ شَفيعي اِلَيكَ وَاَنـَا واثِقٌ مِنْ دَليلي بِدَلالَتِكَ وَساكِنٌ مِنْ شَفيعي اِلي شَفاعَتِكَ اَدْعوُكَ يا سَيدي بِلِسان قَدْ اَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ رَبِّ اُناجيكَ بِقَلْب قَدْ اَوْبَقَهُ جُرْمُهُ اَدْعوُكَ يا رَبِّ راهِباً راغِباً راجِياً خآئِفاً اِذا رَاَيتُ مَوْلاي ذُنوُبي فَزِعْتُ وَاِذا رَاَيتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ فَاِنْ عَفَوْتَ فَخَيرُ راحِم وَاِنْ عَذَّبْتَ فَغَيرُ ظالِم حُجَّتي يا اَللهُ في جُرْاَتي عَلي مَسْئَلَتِكَ مَعَ اِتْياني ما تَكْرَهُ جُودُكَ وَكَرَمُكَ وَعُدَّتي في شِدَّتي مَعَ قِلَّةِ حَيائي رَاْفَتُكَ وَرَحْمَتُكَ وَقَدْ رَجَوْتُ اَنْ لا تَخيبَ بَينَ ذَينِ وَذَينِ مُنْيتي فَحَقِّقْ رَجآئي وَاسْمَعْ دُعآئي يا خَيرَ مَنْ دَعاهُ داع وَاَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راج عَظُمَ يا سَيدي اَمَلي وَسآءَ عَمَلي فَاَعْطِني مِنْ عَفْوِكَ بِمِقْدارِ اَمَلي وَلا تُؤاخِذْني بِاَسْوَءِ عَمَلي فَاِنَّ كَرَمَكَ يجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبينَ وَحِلْمَكَ يكْبُرُ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرينَ وَاَ نَا ياسَيدي عائِذٌ بِفَضْلِ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً وَما اَ نَا يا رَبِّ وَما خَطَري هَبْني بِفَضْلِكَ وَتَصَدَِّْ عَلَي بِعَفْوِكَ اَي رَبِّ جَلِّلْني بِسَِتْرِكَ وَاعْفُ عَنْ تَوْبيخي بِكَرَمِ وَجْهِكَ فَلَوِ اطَّلَعَ الْيوْمَ عَلي ذَنْبي غَيرُكَ ما فَعَلْتُهُ َلَوْ خِفْتُ تَعْجيلَ الْعُقوُبَةِ لاَ اجْتَنَبْتُهُ لا لاَِنَّكَ اَهْوَنُ النّاظِرينَ وَاَخَفُّ الْمُطَّلِعينَ[ عَلَي ]بَلْ لاَِنَّكَ يارَبِّ خَيرُ السّاتِرينَ وَاَحْكَمُ الْحاكِمينَ َواَكْرَمُ الاَْكْرَمينَ سَتّارُ الْعُيوُبِ غَفّارُ الذُّنوُبِ عَلاّمُ الْغُيوُبِ تَسْتُرُ الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ وَتُؤَخِّرُ الْعُقوُبَةَ بِحِلْمِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلي حِلْمِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ وَعَلي عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكَ وَيحْمِلُني وَيجَرِّئُني عَلي مَعْصِيتِكَ حِلْمُكَ عَنّي وَيدْعوُني اِلي قِلَّةِ الْحَيآءِ سَِتْرُكَ عَلَي وَيسْرِعُني اِلَي التَّوَثُّبِ عَلي مَحارِمِكَ مَعْرِفَتي بِسَعَةِ رَحْمَتِكَ وَعَظيمِ عَفْوِكَ يا حَليمُ يا كَريمُ يا حَي يا قَيومُ يا غافِرَ الذَّنْبِ يا بِلَ التَّوْبِ يا عَظيمَ الْمَنِّ يا قَديمَ الاِْحسانِ ! اَينَ سَِتْرُكَ الْجَميلُ ؟ اَينَ عَفْوُكَ الْجَليلُ ؟ اَينَ فَرَجُكَ الْقَريبُ ؟ اَينَ غِياثُكَ السَّريعُ ؟ اَينَ رَحْمَتُكَ الْواسِعَه ؟ اَينَ عَطاياكَ الْفاضِلَه ؟ اَينَ مَواهِبُكَ الْهَنيئَه ؟ اَينَ صَنائِعُكَ السَّنِيه ؟ اَينَ فَضْلُكَ الْعَظيمُ ؟ اَينَ مَنُّكَ الْجَسيمُ ؟ اَينَ اِحْسانُكَ الْقَديمُ ؟ اَينَ كَرَمُكَ يا كَريمُ ؟ بِهِ وَ بِمُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد فَاسْتَنْقِذْني وَبِرَحْمَتِكَ فَخَلِّصْني يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ لَسْتُ اَتَّكِلُ فِي النَّجاةِ مِنْ عِقابِكَ عَلي اَعْمالِنا بَلْ بِفَضْلِكَ عَلَينا لاَِنَّكَ اَهْلُ التَّقْوي وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ تُبْدِئُ بِالاِْحْسانِ نِعَماً وَتَعْفوُ عَنِ الذَّنْبِ كَرَماً فَما دْري ما نَشْكُرُ اَجَميلَ ما تَنْشُرُ ؟ اَمْ قَبيحَ ما تَسْتُرُ ؟ اَمْ عَظيمَ ما اَبْلَيتَ وَاَوْلَيتَ ؟ اَمْ كَثيرَ ما مِنْهُ نَجَّيتَ وَعافَيتَ ؟ يا حَبيبَ مَنْ تَحَبَّبَ اِلَيكَ وَيا قُرَّةَ عَينِ مَنْ لاذَبِكَ وَانْقَطَعَ اِلَيكَ اَنْتَ الْمُحْسُِ وَنَحْنُ الْمُسيئوُنَ فَتَجاوَزْ يا رَبِّ عَنْ قَبيحِ ما عِنْدَنا بِجَميلِ ما عِنْدَكَ وَاَي جَهْل يا رَبِّ لا يسَعُهُ جوُدُكَ ؟ اَوْ اَي زَمان اَطْوَلُ مِنْ اَناتِكَ ؟ وَما قَدْرُ اَعْمالِنا في جَنْبِ نِعَمِكَ ؟ وَكَيفَ نَسْتَكْثِرُ اَعْمالاً نُقابِلُ بِها كَرَمَكَ ؟ بَلْ كَيفَ يضيقُ عَلَي الْمُذْنِبينَ ما وَسِعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِكَ ؟ يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ يا باسِطَ الْيدَينِ بِالرَّحْمَه فَوَ عِزَّتِكَ يا سَيدي لَوْ نَهَرْتَني ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِمَا انْتَهي اِلَي مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِجوُدِكَ وَكَرَمِكَ وَاَنْتَ الْفاعِلُ لِما تَشآءُ تُعَذِّبُ مَنْ تَشآءُ بِما تَشآءُ كَيفَ تَشآءُ وَتَرْحَمُ مَنْ تَشآءُ بِما تَشآءُ كَيفَ تَشآءُ لا تُسْئَلُ عَنْ فِعْلِكَ وَلا تُنازَعُ في مُلْكِكَ وَلا تُشارَكُ في اَمْرِكَ وَلا تُضآدُّ في حُكْمِكَ وَلا يعْتَرِضُ عَلَيكَ اَحَدٌ في تَدْبيرِكَ لَكَ الْخَلْقُ وَالاَْمْرُ تَبارَكَ اللهُ رَبُّ الْعالَمينَ . ....

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر