در ديدار با اعضاي فراكسيون خط امام(ره) مجلس شوراي اسلامي ؛ سيد محمد خاتمي كف خواست اصلاح طلبان را براي حضور در انتخابات آتي اعلام كرد:1- آزادی زندانيا
مجله خبری32
آیا امام حسین نمی توانست با جنگ با حر به حكومت برسد
به اسم اسلام، اسلام را از بین مىبرند
منتقدمشهوراقتصادی:خدا حافظی با نقد هدفمند سازی
نماینده مجلس: فیسبوک، تویتر و بالاترین 3 سایت عمده جهان را تشکیل میدهند
کاش حرف های علی مطهری راست نباشد
گاف مشتركسایتها درباره خاتمی وقهوه تلخا
از این پس میتوانید به همراه فید وبلاگ فید برخی پایگاه های خبری که مطالعه می کنم همراه فید این وبلاگ مطالعه نمایید بدیهی است مسئولیت خبرهای منتشر شده از این طریق برعهده ان پایگاه ها می باشد منتظر نطرات شما کاربران گرامی در این زمینه هستم سایت هایی که مشاهده خواهید کرد اینده نیوز افتاب نیوز فرارو دیپلماسی ایرانی (خبرهایی که از این طریق مشاهده می نمایید به صورت متن کامل است )ادرس فید وبلاگhttp://feeds2.feedburner.com/blogspot/pangreh اگر می خواهید هیچ خبری را ازدست ندهید پیشنهاد ما استفاده از گوگل ریدرhttp://www.google.com/reader/ادرس موردنظرا در از گوگل ریدرثبت می کنید وخبرها را می خوانید جدول قیمت انواع نان در 31 استان کشور
متن کامل سخنان دیدار اخیر اقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی
جزئیات افزایش کرایه حمل و نقل عمومی
| نوع وسیله حمل و نقل | میزان افزایش |
| کرایه تاکسی در تهران | 15 درصد |
| کرایه تاکسی در شهرهای بزرگ | 16 درصد |
| کرایه تاکسی در شهرهای کوچک | 18 درصد |
| کرایه اتوبوسهای درون شهری | بدون تغییر |
| بلیت مترو | بدون تغییر |
| کرایه کامیونها و کشندههای بار | 15 درصد |
| قیمت بلیت اتوبوس عادی | 30 درصد |
| قیمت بلیت اتوبوسهای ویژه | 20 درصد |
| قیمت بلیت اتوبوسهای فوق العاده | 15 درصد |
| قیمت بلیت قطار | فعلا بدون تغییر |
| قیمت بلیت هواپیما | فعلا بدون تغییر |
اطلاعیه
مجله خبری1 3
- شیب اجرای قانون هدفمندکردن یارانهها ملایم نیست -
- انتقاد مصباحیمقدم و ثروتی از عدم اجرای کامل قانون هدفمندی یارانهها -
- عابر بانکهای كوهدشت پس از هدفمندی یارانهها / گزارش تصویری -
- قیمتهای جدید انواع نان در مازندران اعلام شد -
- لیست قیمتها 2روز قبل از اجرای هدفمندی
- آيتالله نوري در شوراي عالي ايرانيان خارج كشور شرکت نکرد
- 3 پیشبینی از روند مصرف بنزین
- اوضاع بازار خودرو پس از گرانی سوخت
لیگ برتر وهدفمندی
فرق امام حسین با گروه مقابل چه بود؟
فرق امام حسین با گروه مقابل چه بود؟
سید جواد ورعی
سالار شهیدان حسین بن علی (ع) به پیروی از جدّ بزرگوارش رسول خدا (ص) و پدرش امیر مومنان علی (ع) در پی «احیای ارزش های متعالی اخلاقی» بود. مهم ترین سندی كه در این زمینه وجود دارد، وصیت امام به برادرش محمد حنفیه است. در این نقل تاریخی آمده است:
«انّی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امّه جدّی، ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنكر و اسیر بسیره جدّی و ابی علی بن ابی طالب»(۱)
امام در تاریخ ثبت می كند كه هدفش از قیام «سركشی و آشوب و بلوا»، «فساد» و «ظلم» نیست، بلكه برای «اصلاح امت جدش رسول خدا» خروج كرده است. قصدش «احیای ارزش ها و جلوگیری از زشتی ها»ست و حركتش در مسیر حركت پیامبر و پدرش امام علی است؛ تا تحریف كنندگان حقائق تاریخی آن حضرت را به «ایجاد بلوا» و «شقاق در امت اسلامی» متهم نكنند..........
نجوای دردمندانه شریعتی با زینب(س)+"كنز حیا زینب" با نفس سلیم موذن زاده
نجوای دردمندانه شریعتی با زینب(س)+"كنز حیا زینب" با نفس سلیم موذن زاده
ای زینب! ای زبان علی در كام! ای رسالت حسین بر دوش! ای كه از كربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی.. بگو ای خواهر! بگو كه ما چه كنیم؟لحظه ای بنگر كه ما چه می كشیم؟ دمی به ما گوش كن تا مصایب خویش را با تو بازگوییم.با تو ای خواهر مهربان!.. ما را نیز در پی این قافله با خود ببر.
علت لعن شمر و عمرسعد بعد از 1400 سال چیست؟
نگاه فقهی به عاشورا؛
علت لعن شمر و عمرسعد بعد از 1400 سال چیست؟
انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه با علم به وقوع ظلم، "سكوت" نموده و حاضر نیست ظالم را محكوم كند. ..یا "كسی كه تحت مسئولیت" او و در تشكیلات زیر نظر او ظلم اتفاق می افتد. او حتی اگر از وقوع ظلم بی اطلاع باشد، ولی وقتی می تواند از قبل، وقوع ظلم را پیش بینی نموده و از تعدّی مأموران خود پیشگیری كند، اگر اقدام لازم را انجام نمی دهد و زمینه وقوع ظلم فراهم میشود، ظلم به او انتساب دارد

نفرین بر همه ظالمان
حجت الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی* یكی از آموزه های قرآنی، اعلام لعن بر ظالمان است: «ألا لعنة الله علی الظالمین» (سوره ی هود، آیه 18 و سوره ی اعراف، آیه44) و محرم كه یادآور خاطره ی تلخ ظلم ها و ستم های یزیدیان بر اهل بیت رسول خداست، «فصل لعن بر ظالمان» است. لذا در زیارت عاشورای سیدالشهداء (ع)، بیش از هر زیارت و دعای دیگر، زائر حسینی، زبان به "لعن ظالم" می گشاید و پیوسته با ذكر ظالمان بر آن خاندان، بر آن تبهكاران، لعن و نفرین نثار می كند:
ـ «لعن الله امة اسّست اساس الظلم و الجور علیكم» ـ «لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم» ـ «لعن الله امة قتلتكم و لعن الله الممهّدین لهم بالتمكین من قتالكم»
غالباً تصور می شود كه پیامِ اینگونه مضامین در "لعن بر ظالمان"، اختصاص به همان اشخاصی دارد كه در "كربلا" دست به جنایت زدند و به گونه ای در ریختن خون فرزند پیامبر دخالت داشتند. بر اساس این تلقی، پیام زیارت عاشورا معطوف به "گذشته" است و زائر، خشم و نفرت خود را از یك "حادثه ی تاریخی" ابراز می دارد و این زیارت، او را به ظلم هایی كه ممكن است در عصر خود اتفاق بیفتد، "حساس" نكرده و او را از "زمان حال" به " زمان ماضی" منتقل میكند.

حضرت امام خمینی با این تلقی مخالف بود، و لعن بر قاتلان امام حسین (ع) و لعن بر بنی امیه را، سوژه ای برای لعن نسبت به "همه ی ظالمان" دانسته و معتقد بود كه این مضامین، زائر حسینی را در زیارت و در عزاداری از "زمان ماضی" به "زمان حال" می آورد. امام خمینی در وصیت نامه ی سیاسی ـ الهی خود فرموده اند:
« آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل البیت است، تمام فریاد قهرمانانه ی ملت هاست، بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الابد. و می دانید كه لعن ونفرین و فریاد از بیداد بنی امیه ـ لعنة الله علیهم ـ با آنكه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده اند، فریاد بر سر "ستمگران جهان" و زنده نگهداشتن این فریاد ستم شكن است.»( صحیفه امام، ج21، ص400)
با توجه به مقدمه ی فوق كه نتیجه ی آن لعن و نفرین بر "همه ی ظالمان" است، (چه اینكه جمع محلّی به الف و لام در "الظالمین" ـ ألا لعنة الله علی الظالمین ـ نیز افاده ی عموم و شمول لعن نسبت به "هر ستمگری" دارد) اینك نوبت به بررسی سؤال اصلی این مقاله می رسد كه: « گستره و شمول ظالم شامل چه كسانی می شود؟» مثلاً اگر ظلمی كه اتفاق افتاده است در مقیاس حداقلی، گرفتن یك پوست جو از دهان مورچه ای باشد. (نهج البلاغه، خطبه 224) و یا در مقیاس حداكثری قتل یك انسان بی گناه باشد، چه كسانی را می توان در وقوع آن ظلم دخیل دانسته و ظلم را به آنها "نسبت" داد؟
این مسأله در فقه، تحت عنوان "سبب" و "مباشر" مطرح شده و بر اساس مباحث دقیقی كه در تعریف هر كدام انجام گرفته، اجمالاً پذیرفته شده كه "جنایت"، فقط به "مباشر"، نسبت پیدا نمی كند، بلكه قلمرو این نسبت وسیع تر بوده و شامل "سبب" نیز می شود. و بر همین اساس، گاه سبب اقوای از مباشر شناخته شده و مجازات سنگین تری برای او مقرّر می گردد. اینك با صرف نظر از آن مباحث فقهی، به تحلیل ملاك های "انتساب" یك عمل مجرمانه به افراد مختلف می پردازیم، تا روشن شود كه وقتی "یك ظلم" اتفاق می افتد، وِزر و وبال اخروی و مسئولیت دنیوی آن، شامل چه كسانی می شود و آن را به چه افرادی می توان نسبت داد:
1ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه ظلم از وی "بالمباشره"، صادر شده است. مثلاً كسی كه مرتكب قتل بی گناهی می شود، "ظالم" است. وقتی شخصی با اراده و اختیار خود، مرتكب فعلی می شود، انتساب آن فعل به وی قطعی و مسلّم است.
2ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه ظلم را "به واسطه ایادیِ" خود مرتكب شده است، كسانی كه كاملاً تحت اراده ی او بوده و از خود اختیاری ندارند. در فقه در این باره به "بردگان" مثال زده می شود كه "كالآلة" در دست مولی و مالك خود قرار داشته و مولی، اهداف خود را به "وسیله" آنها انجام می دهد و به تعبیر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) : «و هل عبد الرجل الّا كسوطه و كسیفه»(الكافی، ج7، ص285). در این صورت آن شخص غالب و مقتدر، ظالم است، هر چند مباشرت در انجام فعل نداشته باشد.
3ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه به ظلم "فرمان" داده است. امر و فرمان به یك عمل، هر چند شخص مأمور را مسلوب الاختیار نمی سازد و نافی مسئولیت از او نیست، ولی آمر و فرمانده نیز به دلیل آنكه وقوع ظلم در نهایت به "دستور" او اتفاق افتاده، "ظالم" است. البته معمولاً "مأموران ضعیف"، آلت دست "آمران قوی" هستند و پس از آنكه " امتثال امر" كردند، خود قربانی می شوند. مثلا "سیرافی" در مدینه مسئولیت پلیس را بر عهده داشت و منصوب از طرف حاكم ـ داود بن علی ـ بود و اقدام به قتل یكی از شیعیان به نام معلّی بن خنیس كرد، و وقتی حاكم با اعتراض امام صادق مواجه شد، قتل را به گردن سیرافی انداخت و در زمانی كه او را برای قصاص به پای چوبه دار میبردند فریاد می زد كه : «ای مسلمانان، ما "به دستور" آنها آدم كشی می كنیم، و سپس خودمان را هم میكشند» : «یأمرونی بقتل الناس فأقتلهم لهم ثم یقتلونی». (اختیار معرفة الرجال، ج2، ص677)
4ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه "زمینه ی وقوع ظلم" را فراهم می كند، مثل كسی كه با "تشویق" و تمجید خود، دیگری را تحریك به عمل می كند، و یا كسی كه با "سعایت كردن"، زمینه ی قتل دیگری را فراهم میآورد. از این رو در برخی روایات، "ساعی"، "قاتل" معرفی شده است(وسائل الشیعه، ج16، ص140)، هر چند "ساعی"، نه خود مرتكب قتل شده، و نه به قتل دیگری امر كرده است. از همین جهت است كه در قیامت برخی "افراد" در حالی محشور میشوند كه یك ظرف از خون مظلوم، به عنوان سند جرم به همراهشان میباشد، آنها میگویند: ما نه كسی را كشته ایم و نه در قتل كسی مشاركت داشته ایم! ولی پاسخ داده می شود كه شما با برخی جملات خود كه به گوش دیگران رسید زمینه ی قتل او را فراهم كردید: «ان الرجل لیأتی یوم القیامه و معه قدر محجمة من دم، فیقول: و الله ما قتلت و لا شركت فی دم، فیقال: بلی ذكرت عبدی فلاناً فترقی ذلك حتی قتل فأصابك من دمه». (الكافی، ج7، ص273)
5ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه " رضایت به وقوع ظلم" داشته است، چنین فردی حتی اگر هیچ گونه اقدام یا اظهاری هم نداشته باشد، ولی به دلیل آنكه در قلب خود، از وقوع ظلم احساس خوشحالی و رضایتمندی دارد و در دل خویش، ظالم را همراهی و حمایت می كند، ظالم است. هر چند كه در دنیا، مسئولیت كیفری برای او وجود ندارد. عبدالسلام بن صالح هروی از امام رضا(علیه السّلام) نقل می كند كه حضرت فرمود:
«اگر بی گناهی در مشرق كشته شود، كسی كه در مغرب به قتل او راضی است، در نزد خدا شریك قاتل است» : «لو أنّ رجلاً قتل بالمشرق فرضی بقتله رجل بالمغرب لكان الراضی عند الله عزو جل شریك القاتل».(عیون الاخبار الرضا، ج1، ص273)
و امیر المؤمنین (ع) فرمود:
«كسی كه ظلم می كند، و كسی كه با او همكاری دارد و كسی كه بدان رضایت دارد، "هرسه" شریكند»: «العامل بالظلم و الراضی به و المعین علیه شركاء ثلاثه».(الخصال، ص107)
6ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آنكه ظالم و قاتل را تحت حمایت خود قرار می دهد و نمی گذارد ظلم ها و جنایت های او افشا شده و آبروی ظالم در میان مردم بریزد، و یا مانع به مجازات رسیدن او می شود.
7ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه با علم به وقوع ظلم، "سكوت" نموده و حاضر نیست، ظالم را محكوم كند. در سوره ی آل عمران، آیه 183، نسبت "قتل انبیاء" به كسانی داده شده است كه دخالتی در وقوع قتل نداشتند ولی مورد اعتراض قرار گرفتند كه: «فَلِمَ قتلتموهم؟»، حضرت صادق(علیه الّسلام) فرمودند:
«این نسبت به دلیل آن بود كه حاضر نشدند قتل انبیاء را محكوم نموده و از آن اعلام برائت كنند، و لذا آنها هم "قاتل" دانسته شدند» : «انما قیل لهم: ابرأوا من قتلهم، فأبوا.» (تفسیر عیاشی، ج1، ص209)
8ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه عضو یك گروه و یك تشكیلات است، و " ظلم" توسط برخی اعضاء آن گروه اتفاق افتاده، بدون آنكه اعضای دیگر به مخالفت برخیزند. در این صورت ظلم به همه اعضای آن گروه، انتساب پیدا می كند، و گاه ممكن است همه ی آنان استحقاق شدیدترین مجازات را داشته باشند، سخن امیرالمؤمنین درباره ی اصحاب جمل، كه عدهای از یاران حضرت را در بصره به قتل رساندند، جداً شگفت آور است. حضرت فرمود :
«برای من كشتن" همه ی" اصحاب جمل جایز است، هر چند همه ی آنها در قتل بیگناهان دخالتی نداشتند، زیرا عده ای از آنان قاتل بودند، و عده ای دیگر از آن سپاه، نظاره گر ظلم و جنایت یاران خود بودند، ولی نه اعتراضی كردند و نه دست به اقدامی برای "عدم وقوع ظلم" زدند» : «فوالله لو لم یصیبوا من المسلمین الّا رجلاً واحداً معتمدین لقتله بلاجرم، لحلّ لی قتل ذلك الجیش كلّه اذ حضروه و لم ینكروا و لم یدفعوا عنه بلسان و لا ید.»(نهج البلاغه، خطبه172)
9ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه ظلم توسط " كسانی كه تحت مسئولیت" او و در تشكیلات زیر نظر او قرار دارند، اتفاق می افتد. او حتی اگر از وقوع ظلم بی اطلاع باشد، ولی وقتی می تواند از قبل، وقوع ظلم را پیش بینی نموده و از تعدّی مأموران خود پیشگیری كند، اگر اقدام لازم را انجام نمی دهد و زمینه ی وقوع ظلم فراهم میشود، ظلم به او انتساب دارد، مثل رئیس یك تشكیلات كه در اثر اهمال كاری او مأمورانش بر مردم تعدّی می كنند و او با عذر "بی اطلاعی" خود را تبرئه می كند!
10ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آنكه ظلم در "حوزه مسئولیت" او اتفاق می افتد و او از قدرت خود برای جلوگیری از ظلم و برخورد با ظالم استفاده نمی كند، هر چند شخص ظالمِ مباشر، هیچ نسبت و ارتباط تشكیلاتی با او ندارد، مثل كسی كه مسئولیت تأمین امنیت یك شخصیت یا یك مكان را برعهده دارد، ولی به دلیل آنكه همه ی ظرفیت و توان خود را برای انجام وظیفه به كار نمی گیرد، جنایتی توسط افراد شرور اتفاق می افتد. در این صورت جنایت به آن مقام مسئول نیز انتساب پیدا می كند و حتی موجب مسئولیت كیفری نیز می باشد.
البته علاوه بر موارد فوق، می توان موارد دیگری از "انتساب ظلم" را تقریر و تبیین نمود، ولی این مقاله در مقام استقصاء همه ی موارد نبوده و تنها به این نكته توجه می دهد كه در "انتساب ظلم" نباید نگاه را به عوامل روی صحنه محدود كرد و از عوامل تأثیر گذاری كه با تشویق، اهمال یا سكوتشان زمینه ی وقوع ظلم را فراهم می آورند، غافل شد.
پیام زیارت سید الشهداء (ع) آن است كه در لعن و نفرین، به لایه های آشكار و عوامل مستقیم ظلم، بسنده نكرده و عوامل غیر مستقیم را كه در وقوع این جنایت بزرگ نقش مهم تری داشتند، از یاد نبرید:
ـ آنها كه پایه های ظلم را بنا می گذارند: «لعن الله امة اسست اساس الظلم و الجور علیكم اهل البیت». ـ آنها كه مقدمات جنایت قاتلان را فراهم می آورند: «و لعن الله الممهدین لهم بالتمكین من قتالكم». ـ آنها كه خود را مهیّای ظلم می كنند: «لعن الله امة اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالك». ـ آنها كه ظلم را می شنوند و نسبت به آن راضی اند: «و لعن الله امة سمعت بذلك فرضیت به». ـ آنها كه با ظالم هم پیمان و همراه می شوند: «لعن الله العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله، اللهم العنهم جمیعاً».
***************
* مدرس خارج فقه در حوزه علمیه قم
مسأله "انتساب جرم به چه كسی و چرا؟" در فقه از دو جنبه ی ضمان و مسئولیت مدنی و نیز مجازات و مسئولیت كیفری مورد بررسی عمیق قرار گرفته است، نویسنده امیدوار است در آینده این مسأله مهم را در قلمرو فقه سیاسی نیز بر اساس مبانی فقهی مورد بحث قرار داده و آثار آن را از این زاویه تبیین نماید. و من الله التوفیق.
علت لعن شمر و عمرسعد بعد از 1400 سال چیست؟
نگاه فقهی به عاشورا؛
علت لعن شمر و عمرسعد بعد از 1400 سال چیست؟
انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه با علم به وقوع ظلم، "سكوت" نموده و حاضر نیست ظالم را محكوم كند. ..یا "كسی كه تحت مسئولیت" او و در تشكیلات زیر نظر او ظلم اتفاق می افتد. او حتی اگر از وقوع ظلم بی اطلاع باشد، ولی وقتی می تواند از قبل، وقوع ظلم را پیش بینی نموده و از تعدّی مأموران خود پیشگیری كند، اگر اقدام لازم را انجام نمی دهد و زمینه وقوع ظلم فراهم میشود، ظلم به او انتساب دارد

نفرین بر همه ظالمان
حجت الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی* یكی از آموزه های قرآنی، اعلام لعن بر ظالمان است: «ألا لعنة الله علی الظالمین» (سوره ی هود، آیه 18 و سوره ی اعراف، آیه44) و محرم كه یادآور خاطره ی تلخ ظلم ها و ستم های یزیدیان بر اهل بیت رسول خداست، «فصل لعن بر ظالمان» است. لذا در زیارت عاشورای سیدالشهداء (ع)، بیش از هر زیارت و دعای دیگر، زائر حسینی، زبان به "لعن ظالم" می گشاید و پیوسته با ذكر ظالمان بر آن خاندان، بر آن تبهكاران، لعن و نفرین نثار می كند:
ـ «لعن الله امة اسّست اساس الظلم و الجور علیكم» ـ «لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم» ـ «لعن الله امة قتلتكم و لعن الله الممهّدین لهم بالتمكین من قتالكم»
غالباً تصور می شود كه پیامِ اینگونه مضامین در "لعن بر ظالمان"، اختصاص به همان اشخاصی دارد كه در "كربلا" دست به جنایت زدند و به گونه ای در ریختن خون فرزند پیامبر دخالت داشتند. بر اساس این تلقی، پیام زیارت عاشورا معطوف به "گذشته" است و زائر، خشم و نفرت خود را از یك "حادثه ی تاریخی" ابراز می دارد و این زیارت، او را به ظلم هایی كه ممكن است در عصر خود اتفاق بیفتد، "حساس" نكرده و او را از "زمان حال" به " زمان ماضی" منتقل میكند.

حضرت امام خمینی با این تلقی مخالف بود، و لعن بر قاتلان امام حسین (ع) و لعن بر بنی امیه را، سوژه ای برای لعن نسبت به "همه ی ظالمان" دانسته و معتقد بود كه این مضامین، زائر حسینی را در زیارت و در عزاداری از "زمان ماضی" به "زمان حال" می آورد. امام خمینی در وصیت نامه ی سیاسی ـ الهی خود فرموده اند:
« آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل البیت است، تمام فریاد قهرمانانه ی ملت هاست، بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الابد. و می دانید كه لعن ونفرین و فریاد از بیداد بنی امیه ـ لعنة الله علیهم ـ با آنكه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده اند، فریاد بر سر "ستمگران جهان" و زنده نگهداشتن این فریاد ستم شكن است.»( صحیفه امام، ج21، ص400)
با توجه به مقدمه ی فوق كه نتیجه ی آن لعن و نفرین بر "همه ی ظالمان" است، (چه اینكه جمع محلّی به الف و لام در "الظالمین" ـ ألا لعنة الله علی الظالمین ـ نیز افاده ی عموم و شمول لعن نسبت به "هر ستمگری" دارد) اینك نوبت به بررسی سؤال اصلی این مقاله می رسد كه: « گستره و شمول ظالم شامل چه كسانی می شود؟» مثلاً اگر ظلمی كه اتفاق افتاده است در مقیاس حداقلی، گرفتن یك پوست جو از دهان مورچه ای باشد. (نهج البلاغه، خطبه 224) و یا در مقیاس حداكثری قتل یك انسان بی گناه باشد، چه كسانی را می توان در وقوع آن ظلم دخیل دانسته و ظلم را به آنها "نسبت" داد؟
این مسأله در فقه، تحت عنوان "سبب" و "مباشر" مطرح شده و بر اساس مباحث دقیقی كه در تعریف هر كدام انجام گرفته، اجمالاً پذیرفته شده كه "جنایت"، فقط به "مباشر"، نسبت پیدا نمی كند، بلكه قلمرو این نسبت وسیع تر بوده و شامل "سبب" نیز می شود. و بر همین اساس، گاه سبب اقوای از مباشر شناخته شده و مجازات سنگین تری برای او مقرّر می گردد. اینك با صرف نظر از آن مباحث فقهی، به تحلیل ملاك های "انتساب" یك عمل مجرمانه به افراد مختلف می پردازیم، تا روشن شود كه وقتی "یك ظلم" اتفاق می افتد، وِزر و وبال اخروی و مسئولیت دنیوی آن، شامل چه كسانی می شود و آن را به چه افرادی می توان نسبت داد:
1ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه ظلم از وی "بالمباشره"، صادر شده است. مثلاً كسی كه مرتكب قتل بی گناهی می شود، "ظالم" است. وقتی شخصی با اراده و اختیار خود، مرتكب فعلی می شود، انتساب آن فعل به وی قطعی و مسلّم است.
2ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه ظلم را "به واسطه ایادیِ" خود مرتكب شده است، كسانی كه كاملاً تحت اراده ی او بوده و از خود اختیاری ندارند. در فقه در این باره به "بردگان" مثال زده می شود كه "كالآلة" در دست مولی و مالك خود قرار داشته و مولی، اهداف خود را به "وسیله" آنها انجام می دهد و به تعبیر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) : «و هل عبد الرجل الّا كسوطه و كسیفه»(الكافی، ج7، ص285). در این صورت آن شخص غالب و مقتدر، ظالم است، هر چند مباشرت در انجام فعل نداشته باشد.
3ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه به ظلم "فرمان" داده است. امر و فرمان به یك عمل، هر چند شخص مأمور را مسلوب الاختیار نمی سازد و نافی مسئولیت از او نیست، ولی آمر و فرمانده نیز به دلیل آنكه وقوع ظلم در نهایت به "دستور" او اتفاق افتاده، "ظالم" است. البته معمولاً "مأموران ضعیف"، آلت دست "آمران قوی" هستند و پس از آنكه " امتثال امر" كردند، خود قربانی می شوند. مثلا "سیرافی" در مدینه مسئولیت پلیس را بر عهده داشت و منصوب از طرف حاكم ـ داود بن علی ـ بود و اقدام به قتل یكی از شیعیان به نام معلّی بن خنیس كرد، و وقتی حاكم با اعتراض امام صادق مواجه شد، قتل را به گردن سیرافی انداخت و در زمانی كه او را برای قصاص به پای چوبه دار میبردند فریاد می زد كه : «ای مسلمانان، ما "به دستور" آنها آدم كشی می كنیم، و سپس خودمان را هم میكشند» : «یأمرونی بقتل الناس فأقتلهم لهم ثم یقتلونی». (اختیار معرفة الرجال، ج2، ص677)
4ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه "زمینه ی وقوع ظلم" را فراهم می كند، مثل كسی كه با "تشویق" و تمجید خود، دیگری را تحریك به عمل می كند، و یا كسی كه با "سعایت كردن"، زمینه ی قتل دیگری را فراهم میآورد. از این رو در برخی روایات، "ساعی"، "قاتل" معرفی شده است(وسائل الشیعه، ج16، ص140)، هر چند "ساعی"، نه خود مرتكب قتل شده، و نه به قتل دیگری امر كرده است. از همین جهت است كه در قیامت برخی "افراد" در حالی محشور میشوند كه یك ظرف از خون مظلوم، به عنوان سند جرم به همراهشان میباشد، آنها میگویند: ما نه كسی را كشته ایم و نه در قتل كسی مشاركت داشته ایم! ولی پاسخ داده می شود كه شما با برخی جملات خود كه به گوش دیگران رسید زمینه ی قتل او را فراهم كردید: «ان الرجل لیأتی یوم القیامه و معه قدر محجمة من دم، فیقول: و الله ما قتلت و لا شركت فی دم، فیقال: بلی ذكرت عبدی فلاناً فترقی ذلك حتی قتل فأصابك من دمه». (الكافی، ج7، ص273)
5ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه " رضایت به وقوع ظلم" داشته است، چنین فردی حتی اگر هیچ گونه اقدام یا اظهاری هم نداشته باشد، ولی به دلیل آنكه در قلب خود، از وقوع ظلم احساس خوشحالی و رضایتمندی دارد و در دل خویش، ظالم را همراهی و حمایت می كند، ظالم است. هر چند كه در دنیا، مسئولیت كیفری برای او وجود ندارد. عبدالسلام بن صالح هروی از امام رضا(علیه السّلام) نقل می كند كه حضرت فرمود:
«اگر بی گناهی در مشرق كشته شود، كسی كه در مغرب به قتل او راضی است، در نزد خدا شریك قاتل است» : «لو أنّ رجلاً قتل بالمشرق فرضی بقتله رجل بالمغرب لكان الراضی عند الله عزو جل شریك القاتل».(عیون الاخبار الرضا، ج1، ص273)
و امیر المؤمنین (ع) فرمود:
«كسی كه ظلم می كند، و كسی كه با او همكاری دارد و كسی كه بدان رضایت دارد، "هرسه" شریكند»: «العامل بالظلم و الراضی به و المعین علیه شركاء ثلاثه».(الخصال، ص107)
6ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آنكه ظالم و قاتل را تحت حمایت خود قرار می دهد و نمی گذارد ظلم ها و جنایت های او افشا شده و آبروی ظالم در میان مردم بریزد، و یا مانع به مجازات رسیدن او می شود.
7ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه با علم به وقوع ظلم، "سكوت" نموده و حاضر نیست، ظالم را محكوم كند. در سوره ی آل عمران، آیه 183، نسبت "قتل انبیاء" به كسانی داده شده است كه دخالتی در وقوع قتل نداشتند ولی مورد اعتراض قرار گرفتند كه: «فَلِمَ قتلتموهم؟»، حضرت صادق(علیه الّسلام) فرمودند:
«این نسبت به دلیل آن بود كه حاضر نشدند قتل انبیاء را محكوم نموده و از آن اعلام برائت كنند، و لذا آنها هم "قاتل" دانسته شدند» : «انما قیل لهم: ابرأوا من قتلهم، فأبوا.» (تفسیر عیاشی، ج1، ص209)
8ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه عضو یك گروه و یك تشكیلات است، و " ظلم" توسط برخی اعضاء آن گروه اتفاق افتاده، بدون آنكه اعضای دیگر به مخالفت برخیزند. در این صورت ظلم به همه اعضای آن گروه، انتساب پیدا می كند، و گاه ممكن است همه ی آنان استحقاق شدیدترین مجازات را داشته باشند، سخن امیرالمؤمنین درباره ی اصحاب جمل، كه عدهای از یاران حضرت را در بصره به قتل رساندند، جداً شگفت آور است. حضرت فرمود :
«برای من كشتن" همه ی" اصحاب جمل جایز است، هر چند همه ی آنها در قتل بیگناهان دخالتی نداشتند، زیرا عده ای از آنان قاتل بودند، و عده ای دیگر از آن سپاه، نظاره گر ظلم و جنایت یاران خود بودند، ولی نه اعتراضی كردند و نه دست به اقدامی برای "عدم وقوع ظلم" زدند» : «فوالله لو لم یصیبوا من المسلمین الّا رجلاً واحداً معتمدین لقتله بلاجرم، لحلّ لی قتل ذلك الجیش كلّه اذ حضروه و لم ینكروا و لم یدفعوا عنه بلسان و لا ید.»(نهج البلاغه، خطبه172)
9ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آن كه ظلم توسط " كسانی كه تحت مسئولیت" او و در تشكیلات زیر نظر او قرار دارند، اتفاق می افتد. او حتی اگر از وقوع ظلم بی اطلاع باشد، ولی وقتی می تواند از قبل، وقوع ظلم را پیش بینی نموده و از تعدّی مأموران خود پیشگیری كند، اگر اقدام لازم را انجام نمی دهد و زمینه ی وقوع ظلم فراهم میشود، ظلم به او انتساب دارد، مثل رئیس یك تشكیلات كه در اثر اهمال كاری او مأمورانش بر مردم تعدّی می كنند و او با عذر "بی اطلاعی" خود را تبرئه می كند!
10ـ انتساب ظلم به كسی، به ملاك آنكه ظلم در "حوزه مسئولیت" او اتفاق می افتد و او از قدرت خود برای جلوگیری از ظلم و برخورد با ظالم استفاده نمی كند، هر چند شخص ظالمِ مباشر، هیچ نسبت و ارتباط تشكیلاتی با او ندارد، مثل كسی كه مسئولیت تأمین امنیت یك شخصیت یا یك مكان را برعهده دارد، ولی به دلیل آنكه همه ی ظرفیت و توان خود را برای انجام وظیفه به كار نمی گیرد، جنایتی توسط افراد شرور اتفاق می افتد. در این صورت جنایت به آن مقام مسئول نیز انتساب پیدا می كند و حتی موجب مسئولیت كیفری نیز می باشد.
البته علاوه بر موارد فوق، می توان موارد دیگری از "انتساب ظلم" را تقریر و تبیین نمود، ولی این مقاله در مقام استقصاء همه ی موارد نبوده و تنها به این نكته توجه می دهد كه در "انتساب ظلم" نباید نگاه را به عوامل روی صحنه محدود كرد و از عوامل تأثیر گذاری كه با تشویق، اهمال یا سكوتشان زمینه ی وقوع ظلم را فراهم می آورند، غافل شد.
پیام زیارت سید الشهداء (ع) آن است كه در لعن و نفرین، به لایه های آشكار و عوامل مستقیم ظلم، بسنده نكرده و عوامل غیر مستقیم را كه در وقوع این جنایت بزرگ نقش مهم تری داشتند، از یاد نبرید:
ـ آنها كه پایه های ظلم را بنا می گذارند: «لعن الله امة اسست اساس الظلم و الجور علیكم اهل البیت». ـ آنها كه مقدمات جنایت قاتلان را فراهم می آورند: «و لعن الله الممهدین لهم بالتمكین من قتالكم». ـ آنها كه خود را مهیّای ظلم می كنند: «لعن الله امة اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالك». ـ آنها كه ظلم را می شنوند و نسبت به آن راضی اند: «و لعن الله امة سمعت بذلك فرضیت به». ـ آنها كه با ظالم هم پیمان و همراه می شوند: «لعن الله العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله، اللهم العنهم جمیعاً».
***************
* مدرس خارج فقه در حوزه علمیه قم
مسأله "انتساب جرم به چه كسی و چرا؟" در فقه از دو جنبه ی ضمان و مسئولیت مدنی و نیز مجازات و مسئولیت كیفری مورد بررسی عمیق قرار گرفته است، نویسنده امیدوار است در آینده این مسأله مهم را در قلمرو فقه سیاسی نیز بر اساس مبانی فقهی مورد بحث قرار داده و آثار آن را از این زاویه تبیین نماید. و من الله التوفیق.
دژاگه از بازی در تیم ملی ایران منصرف شد /تغییر تصمیم بازیکن مورد علاقه قطبی در آستانه جام ملتهای آسیا
ایلنا: اشکان دژاگه بازیکن ایرانی تیم ولفسبورگ آلمان اعلام کرد که فعلاً قصد ندارد برای تیم ملی ایران بازی کند. این بازیکن میانی که در تهران متولد شده و سابقه بازی در تیم ملی زیر 21 سال آلمان را هم دارد، از سوی افشین قطبی، سرمربی تیم ملی ایران برای حضور در جام ملتهای آسیای 2011 در قطر به این تیم دعوت شد. اما با وجود ابراز علاقه اولیه برای بازی در تیم ملی ایران و صدور مجوز از سوی فیفا، این بازیکن 24 ساله برای موفقیت در باشگاهاش حالا تصمیم دیگری گرفته است.
به گزارش ایلنا به نقل از خبرگزاری آلمان از ولفسبورگ، دژاگه از طریق بیانیه باشگاه ولفسبورگ اعلام کرد: «من در مورد این قضیه خیلی فکر کردم. اگر در جام ملتهای آسیا بازی کنم، حداقل یک ماه کامل نمیتوانم در ولفسبورگ باشم. من میخواهم در اینجا به دنبال فرصت باشم و امیدوارم بتوانم در دور برگشت در ترکیب اصلی قرار بگیرم و در تیم پیشرفت کنم.»
پیش از این خسرو والیزاده، سخنگوی تیم ملی ایران در یک گفتوگو ادعا کرده بود که باشگاه ولفسبورگ مانع حضور دژاگه در تیم ملی ایران برای جام ملتها شده است. اما همان طور که خبرگزاری آلمان هم به آن اشاره کرده، جام ملتهای آسیا یک تورنمنت رسمی فیفا محسوب میشود و باشگاهها چنین اختیاری ندارد. دیتر هونس مدیر باشگاه نیز پیش از این گفته بود هر چند مخالف حضور دژاگه در جام ملتهای آسیا است، اما در نهایت تصمیم با خود اوست. ماکوتو هاسبه، ملیپوش ژاپنی و بازیکن کلیدی تیم ولفسبورگ هم در ماه ژانويه برای تیم ملی ژاپن در قطر بازی خواهد کرد و غایب خواهد بود.
دژاگه در این فصل موقعیت دشواری در تیم استیو مکلارن دارد و در نیمفصل اول به ندرت فرصت بازی پیدا کرده است. مطبوعات چاپ کلن چندی پیش از تمایل باشگاه افث کلن برای به خدمت گرفتن او در نیمفصل دوم خبر داده بودند. اما با تصمیم اخیربه نظر میرسد قصد ندارد ولفسبورگ را ترک کند. استاكسنت «چینی» است!
روز گذشته «جفری كار» كارشناس امنیت سایبری در مطلبی كه در وبسایت «فوربسForbes » منتشر كرد، به ارائۀ شواهد و قرائن برای اثبات فرضیۀ خود پرداخت.
اواسط مهرماه سال جاری یك روزنامۀ هندی به نقل از یك متخصص امنیت سایبری نوشت: احتمالاً كرم «استاكسنت» چینی است. به گزارش خبرآنلاین؛ روز گذشته «جفری كار» كارشناس امنیت سایبری در مطلبی كه در وبسایت «فوربسForbes » منتشر كرد، به ارائۀ شواهد و قرائن برای اثبات فرضیۀ خود پرداخت. او بر خلاف روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف كه مهرماه طی گزارشی از نقش اسرائیل در پشت صحنه ویروس استاكس نت پرده برداشته بود نوشت: تأملهای پرپیچوتاب دربارۀ متهمان احتمالی پشت پردۀ كرم «استاكسنت Stuxnet» اغلب متوجه رژیم اسراییل و ایالات متحده بوده است، اما مظنون اصلی دیگری نیز وجود دارد. «كار» میگوید بهترین دلیل برای مجرم دانستن رژیم اسراییل، واژۀ اسرارآمیز عبری «مایرتوس Myrtus» و اشارات مربوط به كتاب مقدّس بود. تعدادی از كارشناسانی در انبوه كدهای نوشته شده برای كرم استاكسنت، چند علامت پیدا كردند. اولین علامت در كدها كلمه «مایرتوس» بود. این كلمه در زبان عبری، نشان از درختی ویژه دارد. همچنین در كدها كلمه «استر» وجود دارد. او دختری یهودی بوده كه همسر اردشیر، پادشاه ایران شد. استر از موقعیت خود استفاده كرده و قوم یهود را از قتلعام نجات میدهد. «جفری كار» بااشاره به آخرین مقالهاش با عنوان «اژدها، ببر، مروارید و كیك زرد»، به چهار سناریو در مورد ارتباط كرم «استاكسنت Stuxnet» و چین پرداخت. این متخصص امنیت سایبری توضیح میدهد كه چگونه در تحقیقاتش رابطۀ میان شركت فنلاندی «وكن» و «رییلتاك» و این ویروس را كشف كرده است. به ادعای چین برای طراحی «استاكسنت» به اطلاعات شركتهایی احتیاج داشته كه از قضا به رغم اروپایی بودن، مراكزی در تایوان و چین نیز دارند، از جمله: «وكن Vacon» و «رییلتِك RealTek ». چین چه نفعی در حمله به نطنز دارد؟ جفری كار به گزارش «تلگراف» در سال 2008 استناد میكند و با تكرار ادعاهایی واهی درباره فعالیت های ایران برای دست یابی به بمب اتمی برای اثبات فرضیات خود نوشت: پس از آنكه چین فهمید ایران به طرحهای لازم برای تبدیل اورانیوم به كلاهك هستهای دست یافته، تصمیم گرفت به بازرسان «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» كمك كند. به ادعای او در سانتریفیوژهای ایرانی، از طراحی چینی استفاده شده است. در آوریل سال 2010 پكن مخالف خود را با دستیابی ایران به تسلیحات هستهای اعلام كرد، درحالیكه تحریم ایران را نیز مخرّب میدانست. وی معتقد است: به بیان دیگر، جمهوری خلق چین خواهان حمایت از سومین تأمینكنندۀ نفت خود (پس از عربستان سعودی و آنگولا) بود، در همین حال در جستوجوی راهی نیز بود كه ایران را از ادامۀ غنیسازی اورانیوم منصرف سازد. چه چیز بهتر از اینكه این هدف را با ابداع ویروسی محقّق نماید كه در سانتریفیوژهای نطنز اخلال كند و در همین حال لفاظانه با تحریمهای آمریكا نیز مخالفت كند. هر دوی اینها ساده و دقیق هستند.

