اطلاعیه

از این پس میتوانید به همراه فید وبلاگ فید برخی پایگاه های خبری که مطالعه می کنم همراه فید این وبلاگ مطالعه نمایید بدیهی است مسئولیت خبرهای منتشر شده از این طریق برعهده ان پایگاه ها می باشد منتظر نطرات شما کاربران گرامی در این زمینه هستم سایت هایی که مشاهده خواهید کرد اینده نیوز افتاب نیوز فرارو دیپلماسی ایرانی (خبرهایی که از این طریق مشاهده می نمایید به صورت متن کامل است )ادرس فید وبلاگhttp://feeds2.feedburner.com/blogspot/pangreh اگر می خواهید هیچ خبری را ازدست ندهید پیشنهاد ما استفاده از گوگل ریدرhttp://www.google.com/reader/ادرس موردنظررا در گوگل ریدرثبت می کنید وخبرها را می خوانید

آزادگان قهرمانان واقعی دوران دفاع مقدس هستند

آفتاب - سرویسی سیاسی:
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، در دیدار جمعی از آزادگان دفاع مقدس:
می‌توانیم با اتحاد و عقلانیت، مشکلات کنونی را مرتفع و نظام را به ساحل امن و اطمینان برسانیم

آزادگان قهرمانان واقعی دوران دفاع مقدس هستند

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار جمعی از آزادگان سرافراز 8 سال دفاع مقدس، آنان را الگوی واقعی صبر و پایداری خواند و با تشبیه دوران اسارت آزادگان عزیز در چنگال رژیم بعث صدام با اسارت انقلابیون و مبارزین در زندان‌های رژیم پهلوی، رنج و درد آزادگان عزیز را بسیار سهمگین‌تر از زندان‌های رژیم طاغوت خواند و گفت: همان‌گونه که زندانیان رها شده از بند استبداد پهلوی سرمایه بعدی نظام اسلامی شدند آزادگان سرافراز هم پس از رهایی از اسارت صدام سرمایه سازندگی و حفظ نظام پس از پایان جنگ شدند. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با تجدید خاطرات ماه‌های پایانی دفاع مقدس تا آزادی اسرا، آن دوران را سخت‌ترین و پیچیده‌ترین دوران انقلاب و نظام اسلامی خواند و با اشاره به تدابیر راه‌گشای حضرت امام(ره) و نیز فرماندهان سیاسی و نظامی کشور در آن مقطع برای خروج پیروزمندانه از جنگ، گفت: رمز خروج پیروزمندانه نظام جمهوری اسلامی در جنگ علیه رژیم بعث صدام انسجام، اتحاد و تدابیر صحیح و عاقلانه‌ای بود که با رهبری داهیانه حضرت امام(ره) جنگ همه‌جانبه و تقریباً جهانی دشمن را به پیروزی شیرین برای نظام و کشور تبدیل کرد که این شیرینی با آزادی اسرای عزیز تکمیل شد. رئیس مجلس خبرگان رهبری، با تشبیه مشکلات و شیطنت‌هایی که دشمنان کشور در داخل و خارج برای نظام اسلامی در مقطع کنونی آفریده‌اند با دوران پذیرش قطعنامه 598 گفت: مشکلات و فشارهای کنونی به اندازه سختی‌ها و مرارت‌های پایان جنگ نیست و ما می‌توانیم با اتحاد و همدلی و تدبیر و عقلانیت مشکلات کنونی را مرتفع و نظام و انقلاب را به ساحل امن و اطمینان برسانیم. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، مهمترین اقدام و تدبیر مسئولان نظام پس از پذیرش قطعنامه را آزادی عزت‌مندانه اسرای عزیز کشور خواند و گفت: با تدابیر و مکاتباتی که در آن مقطع با صدام انجام دادیم در نهایت دیکتاتور عراق مجبور به تبادل سریع اسرا و خوشحالی مردم، خانواده‌ها و مسئولان نظام شد. ‌آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آزادگان را قهرمانان واقعی دوران دفاع مقدس خواند و با اشاره به نیاز مستمر و دائمی کشور به آزادگان و رزمندگان دفاع مقدس در پاسداری از دستاوردهای نظام و انقلاب گفت: حضور صبورانه و هوشیارانه همه اقشار جامعه از جمله آزادگان در صحنه می‌تواند آینده کشور و انقلاب را بیمه کند. در ابتدای این دیدار برخی از حاضران با اشاره به برخی فعالیت‌ها و تلاش‌های آزادگان شریف کشور پس از رهایی از اسارت، حضور آنان در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را بارز و مفید خواندند و خواستار کمک به حل مشکلات و معضلات کشور با تدابیر مسئولین از جمله آیت‌الله هاشمی رفسنجانی شدند.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

تکذیب خبر غیر شرعی بودن وقف دانشگاه آزاد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

آمارها دروغ نمي گويند،جوانان بيكارند
سوال اين است كه اگر آمارهاي اعلام شده از سوي مركز آمار مطابق ميل وزير كار بود،باز هم وي به اين مركز ايراد مي گرفت؟اگر بر طبق آنچه كه وزير كار مي گويد ، امكان خطا در آمارگيري وجود دارد زيرا عملي انساني است ،پس مي توان به نرخ تورم اعلام شده از بانك مركزي نيز شك كرد ؟
کارنامه کار و اقتصاد در یک‌سالگی دولت دهم
پاک کردن صورت مسأله افزایش بیکاری، راه‌حل ساده برای مسئولان

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

موسوی: جنگ ایرانی ـ اسلامی زرگری است

در دیدار جمعی از آزادگان استان‌ها
موسوی: جنگ ایرانی ـ اسلامی زرگری است
میرحسن موسوی هیاهوهای اخیر در باره نسبت میان اسلام و ایران را که بین برخی از جناح‌های کشور درگرفته است را یک جنگ زرگری می‌داند که با اهداف خاص سیاسی آغاز شده است؛ جنگی که در آن گفته نمی‌شود کدام ایران است که باید به جهان معرفی شود و یا کدام اسلام است که باید از آن دفاع شود؟
دی پرس : میرحسن موسوی هیاهوهای اخیر در باره نسبت میان اسلام و ایران را که بین برخی از جناح‌های کشور درگرفته است را یک جنگ زرگری می‌داند که با اهداف خاص سیاسی آغاز شده است؛ جنگی که در آن گفته نمی‌شود کدام ایران است که باید به جهان معرفی شود و یا کدام اسلام است که باید از آن دفاع شود؟ میرحسین موسوی، نخست‌وزیر هشت سال دفاع مقدس، هم‌زمان با سالگرد بازگشت آزادگان سرفراز به کشور، در دیدار با جمعی از آزادگان استان‌ها، ضمن تبریک سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی، گفت: در دوران دفاع مقدس مردم و مسئولان هیچ‌گاه از رزمندگان و اسرای جنگ تحمیلی غافل نبودند و هر روز و هر ساعت اخبار مربوط به اسرا مورد توجه قرار می‌گرفت. وی در ادامه ضمن گرامیداشت یاد و خاطره مجاهد آزاده حجت‌الاسلام ابوترابی که نقش بسیار تعیین کننده‌ای در بالا نگه داشتن روحیه اسرا داشت، گفت: توجه به کرامت انسانی، عشق به اسلام، امام و دفاع از میهن مهمترین عوامل پایداری و وحدت اسرا در زندان های مخوف صدام بود. میرحسن موسوی افزود: این روزها در کنار این همه مشکلاتی که گریبان‌گیر کشور است سر‌و‌صداهایی در مورد نسبت اسلام و ایران بلند شده است. البته کاملا مشهود است که سر‌و‌صدا برای اهداف خاص سیاسی است. عده‌ای همانطور که صدها میلیارد دلار درآمد نفتی کشور را در سال‌های گذشته به چاه ویل سرازیر کرده‌اند امروز دنبال آن هستند که سرمایه‌های هویتی ملت را برای به‌دست آوردن منافع جناحی کوتاه‌مدت، چوب حراج بزنند وگرنه همه ما می‌دانیم که برای رزمندگان ما در دفاع مقدس که از سرزمینمان دفاع می‌کردند بحثی به عنوان تقابل ایران و اسلام وجود نداشت. نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس گفت: در این جنگ نابرابر طولانی یک سانتی‌متر از خاک میهن عزیزمان واگذار نشد، در عین حال جبهه‌ها بالاترین جایگاه تجربیات عرفانی بود. در این جنگ، لحظه‌های عشق به میهن در مقابل عقاید مذهبی قرار نگرفت بلکه آنچه ما شاهد آن بودیم آمیختگی اسلام و ایران در یک هویت واحد فراگیر بود. اصولا هویت ملی اول انقلاب به نوعی تعریف شده بود که در راهپیمائی‌های منجر به پیروزی انقلاب، زرتشتیان و مسیحیان و کلیمیان در میان صفوف مسلمانان اعم از شیعه و سنی بودند و در جبهه‌ها هم کنار هم در کنار رزمندگان تکبیرگو رزمنده‌های اقلیت‌های دیگر نیز حضور داشتند و همیشه هم دارند. میرحسین موسوی افزود: آن زمان هیچ‌کس دنبال دوختن قبایی برای خود یا استفاده از سرمایه‌های ملی نبود. به همین دلیل اصلا نگرش دوگانه و رفتار متناقضی به نام ملت ایران و اسلام تعریف نمی‌شد. در بحث‌های اخیر متاسفانه طرح یک جنگ زرگری تازه برای خط‌کشی های تازه دیده می‌شود... در این جنگ‌زرگری گفته نمی‌شود که کدام ایران است که باید به جهان معرفی شود و یا کدام اسلام است که باید ازآن دفاع شود. موسوی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: در این جنگ زرگری از نگاه معاصر به اسلام و ایران طفره می‌روند. گفته نمی‌شود که کدام ایران است که باید به جهان معرفی شود و یا کدام اسلام است که باید از ان دفاع شود. ایرانی با آلودگی به اعتیاد، ایرانی با ۱۴٫۵درصد نرخ بیکاری و ۲۹درصد بیکاری در میان جوانان، ایرانی با ... فاصله‌اش با کشورهای همسایه رقیب بیشتر می‌شود. کسی در این جنگ زرگری نمی‌پرسد که کجا رفت سند چشم‌انداز بیست‌ساله برای ایران پیشرفته. وقتی در این دعوا اسلام هم مطرح می‌شود گفته نمی‌شود که با گسترش سلطه دروغ و ریا چه بر سر اسلام آمده است. آیا این اسلام، اسلام آن مرجع عالیقدری است که به دلیل حق‌گویی خانه‌اش ویران می‌شود یا ... . آیا در اسلامی که حضرت علی(ع) آن را معرفی می‌کنند امکان دارد به جای متهمان، شاکیان را زندانی کنند؟ ملت ما پیرو اسلامی است که مقتدایش علی (ع) است که وقتی یک عنصر غیر مسلمان جامعه، او را متهم می‌کند با او در یک ردیف در مقابل قاضی می‌نشیند و مختصر تبعیضی را که قاضی در حق او روا نمی‌دارد، بر نمی‌تابد. با تکرار این جمله که جامعه ما و حکومت ما اسلامی است چیزی ثابت نمی‌شود ... . موسوی گفت: امروز که کشور با مسائل و بحران‌های مختلفی در سطح خارجی و داخلی روبه‌روست؛ یکی از راه‌های برون‌رفت از این بحران‌ها برچیدن دروغ از جامعه و متوقف کردن موج‌سازی‌های کاذب است. به جای جریان‌سازی‌ها و افسانه‌سرایی‌های بیهوده باید با ملت صادق بود و ... . گفتن اینکه ایران آزادترین در جهان است در حالی که ... مشکل را حل نمی‌کند. انکار مشکلات اقتصادی نیز در حالی که مردم آثار آن را هر روز با پوست‌و گوشت خود حس می‌کنند، چیزی را حل نمی‌کند. مهندس موسوی اظهار کرد: از انحصار‌گری و ... دست بردارید به مردم و داوری ملت اعتماد کنید. صلح اجتماعی ایجاد کنید؛ مشکلات به پشتوانه همت این ملت سر فراز حل می‌شود و بحران‌ها پشت سر گذاشته می‌شود. مشکل موقعی حل می‌شود که زمینه انتخابات‌های آزاد غیرگزینشی را فراهم آوریم و قوه قضائیه نشان دهد که ... مستقل است. همه باید بدانیم رفع خطرهای امنیتی برون‌مرزی، جلب قلب‌های مردم از طریق احقاق حقوق آنها است. به مردم بازگردید آنگاه خواهید دید به سرعت دانه‌های این بحران جمع خواهد شد و نیاز به معاملات و مراودات غیرشفاف که لاجرم تامین کننده منافع مالی نیست و یا تحمیل درد و رنج بیهوده قابل اجتناب به مردم نخواهید داشت. در خاتمه جلسه از شخصیت آزادگان برجسته‌ای چون مرحوم لشکری و شهید تندگویان نیز تقدیر به عمل آمد. موسوی: لحظه‌های عشق به میهن و اسلام آمیخته به یکدیگرند علی عرب‌مازار آزاد شد محمدرضا جلایی پور و محبوبه کرمی آزاد شدند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

ویژه كودتای 28 مرداد

نوشتاري از دكتر ايرج سيف؛
معمای مصدق و ذهنیت استبدادی ما
اینجاست که اهمیت میراث مصدق آشکار می‌شود. بايد با مردم صادق باشیم، میزان اعتقاد به آزادی، باید آزادی مخالفان عقیدتی ما باشد، با رانت‌خواری به هر شکل و صورتی مبارزه کنیم، دلسوز مردم باشیم و به طبیعت جفا نکنیم.
نفت و نهضت ملي شدن در گفت‌وگو با كامران دادخواه؛
نفت، نقش ملت ارباب و دولت خدمتگزار را عوض كرد
درآمد نفت نقش دولت را در اقتصاد گسترش داد و راه را بر پيشتازي و نوآوري بخش خصوصي بست. دولت تا حدي از ماليات بي‌نياز شده، در نتيجه به جاي آنكه دولت نيازمند مردم و خدمتگزار باشد، اين مردمند كه چشم به بخشش دولت دوخته‌اند.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

ادعاي يك سايت اينترنتي فردوسي‌پور از گفت‌و‌گوي زنده با كريمي منع شد

ادعاي يك سايت اينترنتي
فردوسي‌پور از گفت‌و‌گوي زنده با كريمي منع شد
در چند روز گذشته برنامه‌هايي از صدا و سيما پخش شده كه مضمون برخي از آنها انتقاد تند از رفتارهاي علي كريمي، بوده تا به مخاطب چنين القا شود كه در درگيري اخير با باشگاه استيل آذين مقصر كسي جز او نيست.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

مناجات سید ساجدان در سحرهای رمضان (1)

فرارو - مرحوم شیخ الطائفه ، محمد حسن طوسی ، ملقب به شیخ طوسی ، که افزون بر هزار سال از وفاتش سپری شده ، در کتاب مصباح المتهجد نوشته است که حضرت امام سجاد علیه السلام ، چهارمین امام معصوم شیعیان، در طول ماه مبارک رمضان بیشتر وقت خویش را در شب ها با نماز سپری می فرمود و چون به نزدیکی های سحر می رسید به مناجاتی ویژه و اعجاب انگیز می پرداخت. این مناجات زیبا که به دعای ابو حمزه ثمالی معروف است، سراسر معرفت و معرفت آموزی نسبت به جنبه هایی از ذات باری تعالی است و به ما می آموزد که چگونه باید با خدا سخن بگوییم و از درگاه اش مسئلت نماییم. فرارو در طول ماه مبارک و سراسر فیض رمضان این دعای فاخر و کم نظیر را در چند قسمت منتشر می نماید تا به عاشقان راز و نیاز میزبان بزرگ رمضان کمکی کرده باشد. ابتدا متن ترجمه شده ی این دعای زیبا آمده و سپس متن اصلی دعا. با هم، در محضرش ، می خوانیم: پروردگارا ، مرا با کیفر خود ادب مکن و به بند مکر و تدبیرت گرفتار مدار . خدایا ، از کجا برای خویش خیری به دست آورم ؟ حال آن که جز در نزد تو خیری یافت نشود. و از کجا راه نجاتی بیابم ؟ در حالی که نجات و رهایی جز با کمک تو میسر نگردد . نه آن کس که خوب باشد و نیکی کند از یاری و رحمت ات بی نیاز است و نه آن کس که بدی نماید و به تو جسارت ورزد و خشنودی تو را نخواهد از میدان قدرت و سلطه ی تو خارج می شود . ای خدای من ! ای خدای من ! .... تو را به تو شناختم و تو مرا به سوی خویش راه نمایی کردی، به سوی خود فرا خواندی و اگر تو نبودی ، من تو را نمی شناختم . ستایش خدایی را که چون می خوانمش ، اجابتم می کند ،گرچه آن هنگام که مرا می خواند ، سستی پیشه می کنم . و ستایش خدایی را که چون از او درخواستی می کنم ، آن را عطایم فرماید ، اگر چه زمانی که چیزی را از من طلب کند ،بخل می ورزم . و ستایش خدایی را که هرگاه بخواهم ، او را می خوانم و هر جا که بخواهم با او راز و نیاز می کنم ، بدون هیچ گونه واسطه ای با او خلوت می کنم و او حاجتم را بر می آورد . حمد و ستایش سزاوار خدایی است که جز او کسی را نمی خواهم که اگر از غیر او حاجت بخواهم ، در خواستم را بر نمی آورد . ستایش خدایی راست که به جز او امید ندارم که اگر جز به او امید بربندم ، نومیدم می دارد . سپاس از آن خداوندی است که مرا به خودش واگذار نمود و گرامی ام داشت و مرا به مردم واگذار نکرد تا خوارم کنند . و سپاس خدای را که به من مهر می ورزد ، حال آن که از من بی نیاز است . سپاس پروردگاری را که آن چنان با من بردباری می نماید که گویی تا کنون هیچ گناهی مرتکب نشده ام ! پس خدای من ستوده ترین کس نزد من و سزاوارترین به ستایش من است . پروردگارا ، من راه های در خواست از تو را باز و سرچشمه ی امید به تو را سرشار و یاری خواستن از فضلت را – برای آن کس که تو را آرزو می کند – بی مانع و درهای دعا به آستانت را برای فریادکنان گشوده می بینم . آگاه ام که تو برای امیدوار ، در جایگاه اجابت و برای گرفتاران ، در موضع فریاد رسی قرار داری و به درستی می دانم پناهندگی به احسان تو و خشنودی به حکم تو ، جایگزین دریغ تنگ نظران و بی نیازی از ثروت و دارایی دنیا طلبان است و نیز به راستی آن کس که به تو روی کند ، راهی بسیار نزدیک دارد و این که تو از آفریدگانت پوشیده نیستی ؛ جز آن که کردارهای بدشان میان تو و آنان حجاب ایجاد کرده است. من درخواست خویش را به نزد تو آورده ام و با حاجت خود به تو روی کرده و از درگاهت یاری خواسته و خواندن تو را وسیله قرار داده ام ؛ بی آن که شایسته ی آن باشم که تو سخن مرابشنوی و یا آن که سزاوار بخشایش تو باشم . بلکه به کرم ات اطمینان دارم و به درستی وعده ات اعتماد دارم و پناهم به ایمان به یکتایی توست و یقین ام به شناخت تو از من است که پروردگاری جز تو ندارم و معبودی غیر از تو نیست ؛ تو یگانه ای و شریک و انبازی ندارد . خداوندا ، تو خود فرموده ای – و سخنت به حق و وعده ات راست است – که : ( احسان خدا را از او درخواست کنید که همانا خداوند نسبت به شما مهربان است .) و این از صفات تو نیست – ای سرور و مولای من – که به درخواست فرمان دهی و از عطا و بخشش دریغ ورزی؛ ( نه ) تو با لطفت به ساکنان قلمرو ات عطا ها می فرمایی و با دلسوزی و مهربانی به آنان عنایت می نمایی . خدایا ، مرا در خردسالی به دامان نعمت و احسانت پرورانیدی و در بزرگ سالی ، نام دارم کردی . پس ای آن که مرا با احسان و فضل و نعمتش دردنیا پرورش داد و در سرای دیگر ، به عفو و کرم خویش اشارت فرمود ، ای مولای من ، شناخت من ( از ) تو راهنمای من به سوی توست و دوستی ام نسبت به تو میانجی من در پیشگاهت . من با این راهنما ، به راهنمایی ات مطمئن و هم بدین واسطه ، به میانجیگری ات آسوده خاطرم . مولایم ! تو را با زبانم که بر اثر گناه لال شده است می خوانم. پروردگارا ! با آن دل با تو راز و نیاز می کنم که خطا آن را به تباهی کشانده است . خدایا ! تو را با ترس و شوق و امید و هراس می خوانم . مولایم ! آن گاه که بر گناهان خویش می نگرم ، زاری می کنم و آن زمان که بخشش تو را می بینم طمع می ورزم . پس اگر ( مرا ) ببخشایی ، تو بهترین رحم آورانی و اگر عذاب کنی ، ستم نکرده ای . خدایا ! دلیل من بر آن که جرأت یافته ام تا از تو در خواست نمایم – در حالی که کردارم خوشایند نیست – بخشش و کرم توست و ذخیره ی من در سختی – با کم شرمی ای که دارم – همان رأفت و مهربانی توست و امید بسته ام که میان این ( مهربانی ) و آن ( بخشندگی ) ، آرزویم بر باد نشود . پس امیدم را تحقق بخش و دعایم را بشنو ؛ ای بهترین و برترین کسی که دعا کننده ای او را ( تواند ) خواند و امیدواری بدو امید ( تواند ) داشت . آقای من ! آرزویم بزرگ و کردارم ناپسند است . پس تو به اندازه ی آرزویم ، از بخشایندگی ات عطایم فرما و مرا به زشتی عمل ام ، عقوبت مفرما که آستان بزرگواری تو ، به راستی از مجازات گنه کاران برتر است و بلندای بردباری ات از کیفر مقصران، برتر و من اکنون ای سرورم به فضل ات پناه آورده و از خشم تو هم به دامان رحمت تو گرخته ام و وعده ی چشم پوشی ات را در حق کسی که به تو خوش گمان است، قطعی می شمارم . خدایا ، من چه ام و ارزشم چیست ؟ مرا به فضلت ببخشای و عفوت را شامل حالم گردان . خدایا ! مرا به پرده پوشی ات زینت ده و به کرم ات از سرزنش من در گذر . اگر کسی جز تو از گناهم آگاه می شد ، آن را انجام نمی دادم و اگر از مجازات سریع می ترسیدم ، از گناه دوری می جستم ؛ نه از آن جهت که تو بی ارزش ترین ناظران به من و بی مقدارترین آگاهان بر من باشی ! نه ، خدایا این از آن رو است که تو بهترین پوشانندگان و استوارترین داوران و بزرگواترین بزرگوارانی . تو پوشاننده ی عیب ها و آمرزنده ی گناهان و دانا ی نهان هایی؛ گناه بندگان را به کرمت می پوشانی و کیفر آنان را به بردباری ات به تأخیر می افکنی . پس سپاس تو را بر بردباری ات به دنبال آگاهی و بر بخشایش ات در پی توانمندی . خدایا بردباری ات مرا بر گناه و عصیان جرأت می دهد و پرده افکنی ات مرا به بی پروایی فرا می خواند و آگاهی ام از گستردگی رحمت و عظمت بخشایش ات مرا به شتافتن به سوی آن چه حرام کرده ای وامی دارد . ای شکیبا ، ای بزرگوار ، ای زنده ، ای پابرجا ، ای آمرزنده ی گناه ، ای توبه پذیر ، ای دارای نیکی های بزرگ ، ای از دیر باز احسان کننده ! کجاست آن پرده پوشی زیبایت ؟ کجاست آن بخشایش باشکوهت ؟ کجاست آن گشایش نزدیک ات ؟ کجاست آن فریادرسی سریع ات ؟ کجاست آن رحمت گسترده ات ؟کجاست آن عطایای فراوان ات ؟ کجاست آن بخشش های گوارایت ؟ کجاست آن نیکی های درخشان ات ؟ کجاست آن فضل سترگ ات ؟ کجاست آن نیکی بزرگ ات ؟ کجاست آن احسان دیرینه ات ؟ کجاست بزرگوای ات ، ای بزرگوار ؟ به آن کرم ، نجاتم ده و با رحمت ات مرا رهایی بخش . ای نیکو کار ، ای نعمت بخش ، ای فزونی بخش ! من برای رهایی از کیفرت ، نه بر اعمال خود و دیگران که بر فزون بخشی ات بر خویش ( و دیگران ) تکیه نمی کنم ؛ چرا که تو شایسته ی آن ای که پروای تو پیشه کنند و هم شایسته ی بخشایش ای . نعمت هایت را با نیکوکاری آغاز می کنی و گناهان ما را با کرمت می بخشایی . ما نمی دانیم که برای کدام یک شکر گزاریم : برای نیکی هایی که می گسترانی ؟ یا زشتی هایی که از ما می پوشانی ؟ یا آزمون ها و نعمت بخشی های بزرگت ؟ یا بلاهای بسیاری که ما را از آن نجات دادی و عافیت بخشیدی ؟ ای دوست آن کس که به تو محبت ورزد و ای روشنی چشم آن که به تو پناه آورد و از غیر تو بگسلد ، تو نیکو کاری و ما زشت کاران ایم . پس - ای خداوند من – از زشتی ما به خوبی خودت در گذر . خدای من ، کدام فرد نادانی وجود دارد که بخشش ات او را فرانگرفته باشد ؟ یا کدام زمان طولانی تر از بردباری توست ؟ اعمال ما در برابر نعمت های تو چه ارزشی دارد و چگونه می توانیم اعمالی را که بدان ها با کرم تو مقابله می کنیم فزون بدانیم ؟ باری ، چگونه با آن گشادگی رحمت تو ، عرصه بر گنه کاران تنگ می شود ؟ ای دارای آمرزش و مغفرت گسترده و ای گشاده دست در رحمت و مهربانی ، به عزت ات سوگند – ای آقایم – که اگر مرا از درگاهت برانی ، من از در خانه ات روی نمی گردانم و از کرنش و خوش آمدگویی به پیشگاه تو دست بر نمی دارم ؛ زیرا که تو را ، ای سرورم، به کرم و بخشندگی شناخته ام و تو قادری هرچه را بخواهی انجام دهی ؛ هر کس را به هر چه و به هرگونه که خواهی عذاب می کنی و بر هر که بخواهی به آن چه می خواهی و به هر گونه رحمت می آوری . کسی را یارای پرسش از چرایی کارهای تو و هیچ مدعی را نزاعی در فرمانروایی ات نیست. شریکی در کار خویش نمی پذیری و ضدیتی در حکمرانی ات با تو وجود ندارد و هیچ کس بر تدبیرت اعتراض نمی کند ؛ آفرینش و فرمان مخصوص توست . خجسته باد خداوند ؛ پروردگار جهانیان . (ادامه دارد...) --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- -- بسم الله الرحمن الرحيم اِلهي لا تُؤَدِّبْني بِعُقوُبَتِكَ وَلا تَمْكُرْ بي في حيلَتِكَ مِنْ اَينَ لِي الْخَيرُ يا رَبِّ وَلا يوُجَدُ اِلاّ مِنْ عِنْدِكَ وَمِنْ اَينَ لِي النَّجاه وَلا تُسْتَطاعُ اِلاّ بِكَ لاَ الَّذي اَحْسَنَ اسْتَغْني عَنْ عَوْنِكَ وَرَحْمَتِكَ وَلاَ الَّذي اَسآءَ وَاجْتَرَءَ عَلَيكَ وَلَمْ يرْضِكَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِكَ يا رَبِّ يا رَبِّ يا رب بِكَ عَرَفْتُكَ وَاَنْتَ دَلَلْتَني عَلَيكَ وَدَعَوْتَني اِلَيكَ وَلَوْلا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذي اَدْعوُهُ فَيجيبُني وَ اِنْ كُنْتُ بَطيـئاً حينَ يدْعوُني وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي اَسْئَلُهُ فَيعْطيني وَاِنْ كُنْتُ بَخيلاً حينَ يسْتَقْرِضُني وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي اَسْئَلُهُ فَيعْطيني وَاِنْ كُنْتُ بَخيلاً حينَ يسْتَقْرِضُني لِسِرِّي بِغَيرِ شَفيـع فَيقْضي لي حاجَتي اَلْحَمْدُللهِِ الَّذي لا اَدْعُو غَيرَهُ وَلَوْ دَعَوْتُ غَيرَهُ لَمْ يسْتَجِبْ لي دُعآئي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي لا اَرْجُو وَلَوْ دَعَوْتُ غَيرَهُ لَمْ يسْتَجِبْ لي دُعآئي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي لا اَرْجُو اِلَيهِ فَاَكْرَمَني وَلَمْ يكِلْني اِلَي النّاسِ فَيهينُوني وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي تَحَبَّبَ اِلَي وَهُوَ غَنِي عَنّي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي يحْلُمُ عَنّي حَتّي كَاَ نّي لا ذَنْبَ لي فَرَبّي اَحْمَدُ شَيء عِنْدي وَاَحَقُّ بِحَمْدي اَللّـهُمَّ اِنّي اَجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَيكَ مُشْرَعَةً وَمَناهِلَ الرَّجآءِ اِلَيكَ مُتْرَعَةً وَالاِْسْتِعانَةَ بِفَضْلِكَ لِمَنْ اَمَّلَكَ مُباحَةً وَاَبْوابَ الدُّعآءِ اِلَيكَ ِلصّارِخينَ مَفْتوُحَةً وَاَعْلَمُ اَنَّكَ لِلرّاجي بِمَوْضِعِ اِجابَة وَلِلْمَلْهوُفينَ بِمَرْصَدِ اِغاثَة وَاَنَّ فِي اللَّهْفِ اِلي جوُدِكَ وَالرِّضا بِقَضآئِكَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْباخِلينَ وَمَنْدوُحَةً عَمّا في اَيدِي الْمُسْتَاْثِرينَ وَاَنَّ الرّاحِلَ اِلَيكَ قَريبُ الْمَسافَةِ وَاَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ اِلاّ اَنْ تَحْجُبَهُمُ الاَْعمالُ دوُنَكَ . وَقَدْ قَصَدْتُ اِلَيكَ بِطَلِبَتي وَتَوَجَّهْتُ اِلَيكَ بِحاجَتي وَجَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتي وَبِدُعآئِكَ تَوَسُّلي مِنْ غَيرِ اسْتِحْقاِق لاِسْتِماعِكَ مِنّي وَلاَ اسْتيجاب لِعَفْوِكَ عَنّي بَلْ لِثِقَتي بِكَرَمِكَ وَسُكوُني اِلي صِدِِْق وَعْدِكَ وَلَجَائ اِلي الاْيمانِ بِتَوْحيدِكَ وَيقيني بِمَعْرِفَتِكَ مِنّي اَنْ لا رَبَّ [لي] غَيرُكَ وَلا اِلـهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ اَللّـهُمَّ اَنْتَ الْقائِلُ وَقَوْلُكَ حَقٌّ وَوَعْدُكَ صِدٌِْق وَاسْئَلوُا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ اِنَ اللهَ كانَ بِكُمْ رَحيماً وَلَيسَ مِنْ صِفاتِكَ يا سَيدي اَنْ تَاْمُرَ بِالسُّؤالِ وَتَمْنَعَ الْعَطِيةَ وَاَنْتَ الْمَنّانُ بِالْعَطِياتِ عَلي اَهْلِ مَمْلَكَتِكَ وَالْعائِدُ عَلَيهِمْ بِتَحَنُّنِ رَاْفَتِكَ اِلـهي رَبَّيتَني في نِعَمِكَ وَاِحْسانِكَ صَغيراً وَنَوَّهْتَ بِاسْمي كَبيراً فَيامَنْ رَبّاني فِي الدُّنْيا بِاِحْسانِهِ وَتَفَضُّلِهِ وَنِعَمِهِ وَاَشارَ لي فِي الاْخِرَةِ اِلي عَفْوِهِ وَكَرَمِهِ مَعْرِفَتي يا مَوْلاي دَليلي عَلَيكَ وَحُبّي لَكَ شَفيعي اِلَيكَ وَاَنـَا واثِقٌ مِنْ دَليلي بِدَلالَتِكَ وَساكِنٌ مِنْ شَفيعي اِلي شَفاعَتِكَ اَدْعوُكَ يا سَيدي بِلِسان قَدْ اَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ رَبِّ اُناجيكَ بِقَلْب قَدْ اَوْبَقَهُ جُرْمُهُ اَدْعوُكَ يا رَبِّ راهِباً راغِباً راجِياً خآئِفاً اِذا رَاَيتُ مَوْلاي ذُنوُبي فَزِعْتُ وَاِذا رَاَيتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ فَاِنْ عَفَوْتَ فَخَيرُ راحِم وَاِنْ عَذَّبْتَ فَغَيرُ ظالِم حُجَّتي يا اَللهُ في جُرْاَتي عَلي مَسْئَلَتِكَ مَعَ اِتْياني ما تَكْرَهُ جُودُكَ وَكَرَمُكَ وَعُدَّتي في شِدَّتي مَعَ قِلَّةِ حَيائي رَاْفَتُكَ وَرَحْمَتُكَ وَقَدْ رَجَوْتُ اَنْ لا تَخيبَ بَينَ ذَينِ وَذَينِ مُنْيتي فَحَقِّقْ رَجآئي وَاسْمَعْ دُعآئي يا خَيرَ مَنْ دَعاهُ داع وَاَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راج عَظُمَ يا سَيدي اَمَلي وَسآءَ عَمَلي فَاَعْطِني مِنْ عَفْوِكَ بِمِقْدارِ اَمَلي وَلا تُؤاخِذْني بِاَسْوَءِ عَمَلي فَاِنَّ كَرَمَكَ يجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبينَ وَحِلْمَكَ يكْبُرُ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرينَ وَاَ نَا ياسَيدي عائِذٌ بِفَضْلِ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً وَما اَ نَا يا رَبِّ وَما خَطَري هَبْني بِفَضْلِكَ وَتَصَدَِّْ عَلَي بِعَفْوِكَ اَي رَبِّ جَلِّلْني بِسَِتْرِكَ وَاعْفُ عَنْ تَوْبيخي بِكَرَمِ وَجْهِكَ فَلَوِ اطَّلَعَ الْيوْمَ عَلي ذَنْبي غَيرُكَ ما فَعَلْتُهُ َلَوْ خِفْتُ تَعْجيلَ الْعُقوُبَةِ لاَ اجْتَنَبْتُهُ لا لاَِنَّكَ اَهْوَنُ النّاظِرينَ وَاَخَفُّ الْمُطَّلِعينَ[ عَلَي ]بَلْ لاَِنَّكَ يارَبِّ خَيرُ السّاتِرينَ وَاَحْكَمُ الْحاكِمينَ َواَكْرَمُ الاَْكْرَمينَ سَتّارُ الْعُيوُبِ غَفّارُ الذُّنوُبِ عَلاّمُ الْغُيوُبِ تَسْتُرُ الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ وَتُؤَخِّرُ الْعُقوُبَةَ بِحِلْمِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلي حِلْمِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ وَعَلي عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكَ وَيحْمِلُني وَيجَرِّئُني عَلي مَعْصِيتِكَ حِلْمُكَ عَنّي وَيدْعوُني اِلي قِلَّةِ الْحَيآءِ سَِتْرُكَ عَلَي وَيسْرِعُني اِلَي التَّوَثُّبِ عَلي مَحارِمِكَ مَعْرِفَتي بِسَعَةِ رَحْمَتِكَ وَعَظيمِ عَفْوِكَ يا حَليمُ يا كَريمُ يا حَي يا قَيومُ يا غافِرَ الذَّنْبِ يا بِلَ التَّوْبِ يا عَظيمَ الْمَنِّ يا قَديمَ الاِْحسانِ ! اَينَ سَِتْرُكَ الْجَميلُ ؟ اَينَ عَفْوُكَ الْجَليلُ ؟ اَينَ فَرَجُكَ الْقَريبُ ؟ اَينَ غِياثُكَ السَّريعُ ؟ اَينَ رَحْمَتُكَ الْواسِعَه ؟ اَينَ عَطاياكَ الْفاضِلَه ؟ اَينَ مَواهِبُكَ الْهَنيئَه ؟ اَينَ صَنائِعُكَ السَّنِيه ؟ اَينَ فَضْلُكَ الْعَظيمُ ؟ اَينَ مَنُّكَ الْجَسيمُ ؟ اَينَ اِحْسانُكَ الْقَديمُ ؟ اَينَ كَرَمُكَ يا كَريمُ ؟ بِهِ وَ بِمُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد فَاسْتَنْقِذْني وَبِرَحْمَتِكَ فَخَلِّصْني يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ لَسْتُ اَتَّكِلُ فِي النَّجاةِ مِنْ عِقابِكَ عَلي اَعْمالِنا بَلْ بِفَضْلِكَ عَلَينا لاَِنَّكَ اَهْلُ التَّقْوي وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ تُبْدِئُ بِالاِْحْسانِ نِعَماً وَتَعْفوُ عَنِ الذَّنْبِ كَرَماً فَما دْري ما نَشْكُرُ اَجَميلَ ما تَنْشُرُ ؟ اَمْ قَبيحَ ما تَسْتُرُ ؟ اَمْ عَظيمَ ما اَبْلَيتَ وَاَوْلَيتَ ؟ اَمْ كَثيرَ ما مِنْهُ نَجَّيتَ وَعافَيتَ ؟ يا حَبيبَ مَنْ تَحَبَّبَ اِلَيكَ وَيا قُرَّةَ عَينِ مَنْ لاذَبِكَ وَانْقَطَعَ اِلَيكَ اَنْتَ الْمُحْسُِ وَنَحْنُ الْمُسيئوُنَ فَتَجاوَزْ يا رَبِّ عَنْ قَبيحِ ما عِنْدَنا بِجَميلِ ما عِنْدَكَ وَاَي جَهْل يا رَبِّ لا يسَعُهُ جوُدُكَ ؟ اَوْ اَي زَمان اَطْوَلُ مِنْ اَناتِكَ ؟ وَما قَدْرُ اَعْمالِنا في جَنْبِ نِعَمِكَ ؟ وَكَيفَ نَسْتَكْثِرُ اَعْمالاً نُقابِلُ بِها كَرَمَكَ ؟ بَلْ كَيفَ يضيقُ عَلَي الْمُذْنِبينَ ما وَسِعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِكَ ؟ يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ يا باسِطَ الْيدَينِ بِالرَّحْمَه فَوَ عِزَّتِكَ يا سَيدي لَوْ نَهَرْتَني ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِمَا انْتَهي اِلَي مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِجوُدِكَ وَكَرَمِكَ وَاَنْتَ الْفاعِلُ لِما تَشآءُ تُعَذِّبُ مَنْ تَشآءُ بِما تَشآءُ كَيفَ تَشآءُ وَتَرْحَمُ مَنْ تَشآءُ بِما تَشآءُ كَيفَ تَشآءُ لا تُسْئَلُ عَنْ فِعْلِكَ وَلا تُنازَعُ في مُلْكِكَ وَلا تُشارَكُ في اَمْرِكَ وَلا تُضآدُّ في حُكْمِكَ وَلا يعْتَرِضُ عَلَيكَ اَحَدٌ في تَدْبيرِكَ لَكَ الْخَلْقُ وَالاَْمْرُ تَبارَكَ اللهُ رَبُّ الْعالَمينَ . ....

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دلیل راه -6

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران : ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شودو عبادت در یکی از شب‌های آن (شب قدر )بهتر از عبادت هزار ماه است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.» حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قرار داده اند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستداران بیت امام خمینی (س) می کند ،باشد تا در این راه قدمی هرچند کوچک برداشته باشد . حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این نوشتار آنچنان که خود نوشته است : "نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است،خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم."بخشهای قبلی این سلسله نوشتار که با عنوان "دلیل راه "منتشر می شود،روزهای گذشته منتشر شد؛اینک بخش ششم تقدیم می شود :

فصل سوم «صوموا لرؤیته» میبدی می نویسد:روزه عامه مؤمنان به زبان شریعت شنیدی، اکنون روزه جوان مردان طریقت، به زبان اهل حقیقت بشنو، و ثمره و سرانجام آن بدان: ـ چنان که تو تن را به روزه داری و از طعام و شراب باز داری، ایشان دل را به روزه درآرند، و از جمله مخلوقات باز دارند. تو از بامداد تا شبانگاه روزه داری، ایشان از اول عمر تا آخر عمر روزه دارند، میدان روزه تو یک روز است، میدان روزه ایشان یک عمر. یکی پیش شبلی [1] در آمد شبلی او را گفت تَحسُن أن تصومَ الابد؟ ـ تو توانی که روزه ابد داری؟ گفت ـ این چون باشد؟ شبلی گفت ـ همه عمر خویش یک روز سازی و به روزه باشی پس به دیدار خدای بگشایی. خداوندانِ یافت [صاحبان شناخت] و جوانمردان طریقت گفته اند که ـ صوموا لرؤیته و افطروا لرؤیته ـ این ها از روی اشارت، کنایت از حق است جل جلاله، بسا فرقا که میان روزه داران بود، فردا آن کس که به نفس روزه داشت شراب سلسبیل و زنجبیل بیند، از دست فریشتگان و وُلدان، چنانکه گفت و یسقون فیها کأساً کان مزاجها زنجبیلاً و آن کس که بدل روزه داشت شراب طهور گیرد، در کأس محبت بر بساط قربت از ید صفت، چنانکه گفت و سقاهم ربّهم شراباً طهورا. شرابٌ و أیّ شرابٍ. شرابی که هر که از آن جرعه چشید، جانش در هوای فردانیت بپرید، شرابی که از آن بوی وصل جانان آید، گر دو صد جان در سر آن کنی شاید. شرابی که مِهر جانان بر آن مُهر نهاده، همه مِهر ها در آن یک مُهر بداده، همه آرزوها در آن آرزو بینداخته، دو جهان و نیز دل و جان به امید آن باخته. پیر طریقت گفت: ـ الهی! ما را بر این درگاه همه نیاز روزی بود که قطره از آن شراب بر دل ما ریزی؟ تا کی ما را بر آب و آتش بر هم آمیزی؟ ای بخت ما! از دوست رستخیزی!» (کشف الاسرار، میبدی، ج1، ص495)

***

در عبارت میبدی ذکر حدیثی رفته است که لازم است آن را پیش از بیان عارفانه او مرور نماییم. عبارت «صوموا لرؤیته و افطروا لرؤیته» [2] (که به صورت «صُم للرؤیة و افطر للرؤیة» [3]و «صُم لرؤیته و افطر لرؤیته» [4]در روایات شیعه و هم چنین به صورت «صوموا للرؤیة و افطروا للرؤیة» [5]در احادیث شیعه و سنی وارد شده است.)، در حقیقت روایتی است از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)که در آن ملاک آغاز و انجام ماه مبارک رمضان تشریح و بیان شده است. معمول مفسّرین و فقها، ضمیر «ه» را به ماه برگردانده اند و این حتی در عبارات ابن عربی نیز مورد تأکید واقع شده است. (الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص606) متن حدیث را از باب تیمّن و تبرّک مرور می کنیم: عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم : «صوموا لرؤیته و افطروا لرؤیته فان غمّ علیکم فأکملوا العدّة» روایت می گوید با دیدن هلال ماه رمضان، روزه را شروع کنید و با دیدن هلال ماه شوال آن را ختم نمایید و اگر هوا ابری بود، سی روز کامل روزه بگیرید. این روایت چنانکه رویه عارفان است به صورتی دیگر نیز شرح شده است و همان طور که در متن میبدی دیدیم (و ظاهراً خواجه عبدالله انصاری نیز همانطور معنی کرده است) ضمیر «ه» به ذات مقدس الهی برگردانده شده و غایت صوم و روزه، رؤیت جمال الهی قرار گرفته است. همین مطلب در تفسیر قشیری مورد اشاره است. عبدالکریم بن هوازن قشیری (م: 465هـ.ق) در تفسیر لطائف الإشارات که به نام تفسیر القشیری شناخته می شود، می نویسد: «یا أیها الذین آمنوا کُتِبَ علیکم الصیام کما کُتب علی الذین من قبلکم لَعَلَّکم تَتَّقون الصوم علی ضربین: صوم ظاهر و هو الإمساک عن المفطرات مصحوباً بالنیة، و صوم باطن و هو صون القلب عن الآفات، ثم صون الروح عن المساکنات، ثم صون السرّ عن الملاحظات. و یقال صوم العابدین شرطه ـ حتی یکمل ـ صون اللسان عن الغیبة، و صون الطرف عن النظر بالریبة کما فی الخبر: «من صام فلیصم سمعه و بصره...» الخبر و أما صوم العارفین فهو حفظ السرّ عن شهود کل غیره. و إن مَن أمسک عن المفطرات فنهایة صومه إذا هجم اللیل، و من أمسک عن الأغیار فنهایة صومه أن یشهد الحق، قال صلی الله علیه و آله و سلم: «صوموا لرؤیته و أفطروا لرؤیته» الهاء فی قوله علیه السلام ـ لرؤیته ـ عائدة عند أهل التحقیق الی الحق سبحانه، فالعلماء یقولون معناه عندهم صوموا إذا رأیتم هلال رمضان و أفطروا لرؤیة هلال شوال، و أما الخواص فصومهم لله لأن شهودهم الله و فطرهم بالله و إقبالهم علی الله و الغالب علیهم الله، و الذی هم به محو ـ الله.» (لطائف الإشارات، قشیری، ج1، ص153) ترجمه: روزه بر دو گونه است، روزه ظاهر که عبارت است از دوری از مفطرات در حالی که نیت خود را برای خدا قرار داده ای، و دیگر روزه باطن که عبارت است از نگهداری قلب از آفت ها و سپس نگهداری روح از آن چه در آن سکنی گیرد و سپس نگهداری سر و ضمیر پنهان خویش از هر چه در آن غیر خدا ملاحظه می شود. و گفته شده است شرط کامل شدن روزه عابد، آن است که آدمی زبان خویش را از غیبت باز گیرد و چشم خویش را از نظر شهوانی بپوشاند چنانکه در روایت است که: «هرکس روزه می گیرد، پس باید چشم و گوش خویش را نیز روزه دارد.» و اما صوم عارف آن است که ضمیر خویش را از مشاهده هر چه غیر خداست حفظ کند. و چنین است که اگر کسی از مفطرات امساک کند، پایان روزه اش وقتی است که شب هجوم می کند و اگر از غیر خدا امساک کند، پایان روزه اش لحظه ای است که حق را مشاهده نماید، چنانکه رسول خدا فرمود: «صوموا لرؤیته و افطروا لرؤیته» که ضمیر «ه» از کلام رسول الله ـ لرؤیته ـ در نگاه اهل تحقیق به حق تعالی بر می گردد. پس علما گفته اند معنای این حدیث چنین است: «روزه گیرید وقتی هلال رمضان را دیدید و افطار کنید وقتی هلال شوال را دیدید» ولی خواص روزه شان برای خداست چراکه شهودشان خداست. افطارشان به خداست و اقبالشان بر خداست و آن که بر ایشان غلبه یابد خداست و آن که به او محو می شوند خداست.» نگارنده می گوید که رؤیت خدا در روایات دیگری نیز به عنوان غایت روزه قرار گرفته است. از جمله روایتی که پیش از این آوردیم «للصائم فرحتان، فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربّه» (الکافی، کلینی، ج4، ص65 / من لا یحضره الفقیه، صدوق، ج2، ص76) (برای روزه دار دو شادی است: یکی در هنگام افطار و یکی هم در هنگام دیدار خدا) و شاید از همین روایت بتوان استفاده کرد و آن را جامع بین معنای فقهی و معنای عرفانی روایت «صم لرؤیته» قرار دارد.

پی نوشت : 1-شبلی دماوندی. ابوبکر دلف بن جحدر شبلی زاهد و پرهیزگار معروف. وی در آغاز کار، والی دنباوند (دماوند) بود و سپس پرده دار موفق عباسی شد (و پدرش سر پرده داری می کرد) بعد از آن پرده داری خلیفه را رها نمود و در سلک زهاد و عباد و متصوفه درآمد و به صلاح و درستی معروف گردید. اصل وی از خراسان و منسوب به قریه شبله از توابع ماوراء النهر و مولدش در 247 هجری قمری به سامرا و وفاتش در 334 هجری قمری بود و در مقبره خیزران مدفون گردید. در نام و نسب وی اختلاف کرده اند و او را به نام های: دلف بن جعفر، جحدر بن دلف، دلف بن حجعتر، دلف بن جعوبة، و جعفر بن یونس خوانده اند. همچنین در مذهب او اختلاف کرده اند. ابن خلکان، مالکی مذهبش دانسته و قاضی نورالله شوشتری به تشیع و تعصب در این مذهب تصریح کرده است. (لغت نامه دهخدا، ج9، ص12464)ابن ملقن می نویسد: که وی منسوب به قریه ای در وراء سمرقند بود و با جنید بغدادی مصاحبت داشت و به احکام شریعت سخت پایبند بود. (طبقات الأولیاء، ابن ملقن، ص204) 2-ناصریات، سید مرتضی، ص293 / الخلاف، شیخ طوسی، ج2، ص173 / شرایع الاسلام، محقق حلی، ج1، ص148 / منتهی المطلب، علامه حلی، ج2، ص588 / المجموع، نووی، ج6، ص269 / مسند احمد، ابن حنبل، ج1، ص221 3-الاستبصار، شیخ طوسی، ج2، ص64 / تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج4، ص158 4-الاستبصار، شیخ طوسی، ج2، ص64 / تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج2، ص159 5. وسائل الشیعه، حرّ عاملی، ج10، ص253 / سنن نسائی، نسائی، ج4، ص126

ادامه این سلسله نوشتار را روزشنبه بخوانید

انتهای پیام /*

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دلیل راه -5

نوشتاری از حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران : ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شودو عبادت در یکی از شب‌های آن (شب قدر )بهتر از عبادت هزار ماه است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.» حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قرار داده اند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستداران بیت امام خمینی (س) می کند ،باشد تا در این راه قدمی هرچند کوچک برداشته باشد . حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این نوشتار آنچنان که خود نوشته است : "نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم."بخشهای قبلی این سلسله نوشتار که با عنوان "دلیل راه " منتشر می شود ،روزهای گذشته منتشر شد.اینک بخش پنجم تقدیم می شود :

باب دوم. مطلب دومی که در عبارت میبدی به آن اشاره شده است، توجه به خصلت محبّت و تأثیر آن در زندگی بشر است در این باره امام خمینی در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل می نویسند: «بدان که رحمت و رأفت و عطوفت و امثال آن، که از جلوه های اسماء جمالیه الهیه است، خدای ـ تبارک و تعالی ـ به حیوان مطلقاً و به انسان بالخصوص، مرحمت فرموده؛ برای حفظ انواع حیوانیّه و حفظ نوع و نظام عائله انسانی. و این جلوه[ای] از رحمت رحمانیه است که نظام عالم وجود، مطلقاً بر پایه آن نهاده شده [است]. و اگر این رحمت و عطوفت در حیوان و انسان نبود، رشته حیات فردی و اجتماعی گسیخته می شد. و با این رحمت و عطوفت، حیوان حفظ و حضانت اولاد خود، و انسان حراست از عائله خود، و سلطان عادل حفظ مملکت خود می کند. اگر این رحمت و شفقت و رأفت نبود، هیچ مادری تحمّل مشقّت ها و زحمت های فوق العاده اولاد خود را نمی کرد. و این جذبه رحمت و رأفت الهی است که قلوب را به خود مجذوب نموده، و بالفطره حفظ نظام عالم را می فرماید. این رحمت و رأفت است که معلّمین روحانی و انبیاء عظام و اولیاء کرام و علماء بالله را به آن مشقّت ها و زحمت ها اندازد؛ برای سعادت نوع خود و خوشبختی دائمی عائله انسانی. بلکه نزول وحی الهی و کتاب شریف آسمانی، صورت رحمت و رأفت الهیه است در عالم ملک، بلکه تمام حدود و تعزیرات و قصاص و امثال آن، حقیقت رحمت و رأفت است که در صورت غضب و انتقام جلوه نموده: و لکم فی القصاص حیاة یا أولی الألباب [1] ، بلکه جهنم رحمتی است در صورت غضب برای کسانی که لیاقت رسیدن به سعادت دارند. اگر تخلیصاتی و تطهیراتی که در جهنم می شود نبود، هرگز روی سعادت را آن اشخاص نمی دیدند. بالجمله: کسی که قلب او از رأفت و رحمت به بندگان خدا خالی باشد، او را باید از مسلک این جمعیت خارج کرد و از حق دخول در عائله بشری محروم نمود. اهل معرفت فرمایند: «بسط بساط وجود و کمال وجود به اسم رحمان و رحیم است.» [2] و این دو اسم شریف از امّهات اسماء و اسماء محیطه واسعه است، چنانچه در کریمه الهیه است: و رحمتی وَسِعَت کُلَّ شئٍ[3] و فرماید: ربّنا وَسِعت کلَّ شئٍ رحمةً و عِلماً[4] و از این جهت است که در مفتاح کتاب الهی [5] [بسم الله الرحمن الرحیم . الحمد لله رب العالمی]، این دو اسم بزرگ تابع اسم اعظم قرار داده شده است، اشاره به آن که مفتاح وجود حقیقت رحمت رحمانیه و رحیمیه است، و رحمت، سابق بر غضب. و از این باب، اهل معرفت گویند: «ببسم الله الرحمن الرحیم ظَهَرَ الوجود» [6] این اسم رحمت که شعب آن رأفت و عطوفت و امثال آن از اسماء صفاتیه و افعالیه است ـ اسمی است که حق تعالی بیشتر خود را به آن معرفی فرموده، و در هر یک از سور قرآنیه آن را تکرار فرموده تا دلبستگی بندگان به رحمت واسعه آن ذات مقدس روزافزون شود، و دلبستگی به رحمت حق، منشأ تربیت نفوس و نرم شدن قلوب قاسیه شود. با هیچ چیز مثل بسط رحمت و رأفت و طرح دوستی و مودّت نمی توان دل مردم را به دست آورد، و آن ها را از سرکشی و طغیان باز داشت. و لهذا [بنابراین]، انبیاء عظام مظاهر رحمت حق ـ جلّ و علا ـ هستند، چنانچه خدای تعالی معرفی رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ را فرموده در آخر سوره توبه ـ که خود سوره غضب است ـ به این نحو: لقد جاءکم رسولٌ مِن أنفسکم عزیزٌ علیه ما عَنِتُّم حریصٌ علیکم بالمؤمنین رؤوفٌ رحیم [7] و در شدت شفقت و رأفت آن بزرگوار بر همه عائله بشری بس است آیه شریفه اول سوره شعراء که فرماید: لَعَلَّکَ باخِعٌ نفسک ألّا یکونوا مؤمنینَ [8] و در اوائل سوره کهف که فرماید: فَلعلّک باخِعٌ نفسک علی آثارهم إن لم یُؤمنوا بهذا الحدیث أسَفا [9] سبحان الله! تأسف به حال کفار و جاحدین حق و علاقمندی به سعادت بندگان خدا کار را چقدر به رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ تنگ نموده که خدای تعالی او را تسلیت دهد، و دل لطیف او را نگهداری کند که مبادا از شدت همّ و حزن به حال این جاهلان بدبخت، دل آن بزرگوار پاره شود، و قالب تهی کند. و نیز خدای تعالی، مؤمنین را به این صفت شریف، توصیف فرماید در سوره مبارکه فتح، آن جا که فرماید: محمدٌ رسول الله و الذین معه أشِدّاءُ علی الکفار رُحَماء بینهم[10] و روایات شریفه راجع به این اوصاف شریفه، بسیار وارد است، و ما به ذکر بعض آن ها قناعت می کنیم: در کتاب شریف وسایل، در کتاب حج از کتاب شریف کافی، سند به حضرت صادق (ع) رساند: «إنّه یقول لِأصحابه: إتّقوا الله و کونوا إخوةً بَرَرَةً، مُتَحابّین فی الله، مُتَواصلین مُتَراحمین، تَزاوَروا و تَلاقُوا و تَذاکَروا أمرنا و أحیُوهُ» [11] و بأسناده عن ابی عبدالله(ص) قال: «یَحِقُّ علی المسلمین الإجتهاد فی التَواصُل، و التعاون علی التَّعاطُف، و المواساة لِأهل الحاجة، و تعاطُفُ بعضِهم علی بَعضٍ حتی تکونوا کما أمَرَکم الله ـ عَزَّ و جلَّ ـ رُحَماء بینهم، متراحمین مُغتَمِّین لما غاب عنکم من أمرهم علی ما مضی علیه مَعشَرُ الأنصار علی عهد رسول الله صلی الله علیه و آله.» [12] و از مجالس شیخ عظیم الشأن الحسن بن محمد الطوسی بِسَنَده عن علیٍّ قال: «قال رسول الله: إن الله ـ عزوجل ـ رحیمٌ یُحِبُّ کُلَّ رحیمٍ» [13] و در مستدرک وسایل است: العلامة الحِلیُّ فی الرسالة السعدیة عن رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ أنّه قال: «و الذی نفسی بیده لا یَضَعُ الله الرحمة إلا علی رحیم. قالوا یا رسول الله کُلُّنا رحیمٌ؟ قال: لیس الذی یرحمُ نفسه و أهله خاصة، و لکن الذی یرحم المسلمین. و قال ـ صلی الله علیه و آله ـ : قال ـ تعالی ـ إن کنتم تریدون رحمتی فَارحَموا» [14] و از جعفریات از رسول خدا حدیث کرده، أنّه قال: «مَن لا یرحم الناس لا یرحَمُهُ الله»[15] و عن عوالی اللآلی عن رسول الله [صلی الله علیه و آله] قال: «الراحمون یَرحَمُهم الرَّحمان؛ إرحَموا مَن فی الأرض یَرحَمکُم مَن فی السَّماء»[16] (شرح حدیث جنود عقل و جهل، امام خمینی، ص232 تا 237) پی نوشت : 1-ای خردمندان، شما را در قصاص زندگی است. (سوره بقره، آیه179) 2- الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص102 3-و رحمت من همه چیز را فرا گرفته است. (سوره اعراف، آیه156) 4-پروردگارا رحمت و دانش تو بر همه چیز احاطه دارد. (سوره غافر، آیه7) 5-مراد سوره فاتحة الکتاب (حمد) است. 6- الفتوحات المکیة، ج1، ص102 (طبع چهارجلدی)؛ و با تحقیق عثمان یحیی، ج2، ص133 7- هر آینه پیامبری از خودِ شما بر شما مبعوث شده است، هر آن چه شما را رنج می دهد بر او گران می آید، سخت به شما دل بسته و با مؤمنان رؤوف و مهربان است. (سوره توبه، آیه128) 8- شاید از اینکه ایمان نمی آورند خود را هلاک سازی و قالب تهی کنی. (سوره شعراء، آیه3) 9- شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند، خویشتن را به خاطرِ ایشان از اندوه هلاک سازی و قالب تهی کنی. (سوره کهف، آیه6) 10-محمد پیامبر خداست، و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیر و با یکدیگر مهربانند. (سوره فتح، آیه29) 11- حضرت امام صادق (علیه السلام) به اصحاب خود می فرمود: «تقوا داشته باشید، و برادرانی نیکوکار بوده، و برای خدا دوستدار هم باشید، با هم ارتباط داشته و بر یکدیگر رحم آورید، همدیگر را زیارت و ملاقات نموده، و متذکّر امر ما باشید و آن را زنده بدارید.» (وسائل الشیعة، ج8، ص552، ح1 (اسلامیه) و ج2، باب124، ص215، ح1 (طبع آل البیت) / اصول کافی، ج2، ص140، باب التراحم و التعاطف، ح1) 12-امام صادق (علیه السلام) فرمود: «بر مسلمانان لازم است که در پیوند با همدیگر تلاش کنند، و در مهربانی نمودن و رسیدگی کردن به حاجتمندان همکاری کرده، و با یکدیگر مهربانی و عطوفت داشته باشند، تا به همانگونه باشند که خداوند (عزوجل) امر کرده است: «با یکدیگر مهربان هستند.»، غمخوار یکدیگرند در آن چه که از ایشان فوت و پنهان شده است بر همان روشی که گروه انصار در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) راه سپر بودند.» (وسائل الشیعة، ج12، ص215، باب124، ح2 / اصول کافی، ج2، ص140، باب التراحم و التعاطف، ح4) 13-پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند (عزوجل) رحیم است و هر رحیمی را دوست دارد.» (أمالی، شیخ طوسی، مجلس18، ص516، ح1129 / وسائل الشیعة، ج12، ص216، باب124، ح6) 14-علامه حلی در رساله سعدیه از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل کرده که آن حضرت فرمود: «سوگند به کسی که جانم به دست اوست؛ خداوند رحمتش را جز بر کسی که رحیم است نمی نَهد». گفتند: ای رسول خدا، آیا همه ما رحیم و مهربان هستیم؟ پیامبر فرمود: «رحیم آن کسی نیست که تنها به خود و خانواده اش مهربانی کند، بلکه رحیم آن است که بر مسلمانان رحم و به ایشان مهربانی کند.» و پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خدای تعالی گفته: اگر خواهانِ رحمتِ من هستید، پس به دیگران مهربانی و رحم کنید.» (مستدرک الوسائل، ج9، ص54، باب107، ح3 / الرسالة السعدیة، علامه حلی، ص165) 15-پیامبر فرمود: «کسی که به مردم رحم نکند، خدا به او رحم نمی کند.» (مستدرک الوسائل، ج9، ص55، باب107، ح4 / الجعفریات، ص167، باب صفة المتقین) 16-از عوالی اللآلی از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که ایشان فرمودند: «خداوند رحمان به رحم کنندگان رحم می کند، رحم کنید به آنان که در زمین هستند تا رحم کند به شما، آن که در آسمان است.» (مستدرک الوسائل، ج9، ص56، باب107، ح8 / عوالی اللآلی، ج1، ص361، ح42)

انتهای پیام /*
خبرهای مرتبط

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دلیل راه -4

نوشتاری از حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران : ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شودو عبادت در یکی از شب‌های آن (شب قدر )بهتر از عبادت هزار ماه است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.» حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قرار داده اند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستداران بیت امام خمینی (س) می کند ،باشد تا در این راه قدمی هرچند کوچک برداشته باشد . حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این نوشتار آنچنان که خود نوشته است : "نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم."بخشهای قبلی ( اول - دوم و سوم )این سلسله نوشتار که با عنوان "دلیل راه " منتشر می شود ،روزهای گذشته منتشر شد.اینک بخش چهارم تقدیم می شود :

بیهقی (384ـ458هـ.ق) در کتاب خویش دلائل النبوة به حدیثی از امام باقر علیه السلام اشاره می کند که می فرماید: امام مجتبی (علیه السلام) از هند بن ابی هاله که مردی وصف کننده بود، خواست تا پیامبر (صلی الله علیه و آله) را وصف کند. او گفت: «پیامبر خدا که درود بر او باد، بزرگ و بزرگوار بود. چهره اش چون ماه تمام می درخشید. از معمول قامتش کمی بلندتر بود و از کسانی که بلند قامت هستند کوتاه تر، سرش بزرگ و موهایش صاف بود. معمولاً موهایش را جمع می کرد و در غیر آن صورت هم هرگز از لاله گوشش فروتر نبود. رنگش گلگلون، پیشانیش گشاده، ابروانش پرپشت و کشیده بود، بدون این که پیوسته باشد. میان ابروانش رگی بود که در حال خشم برجسته می شد. بینی او قلمی و پرتوی بالای آن مشاهده می شد به طوری که می پنداشتی اصلاً برآمدگی ندارد. ریشش انبوه و پرپشت بود و گونه هایش مُلایم و نرم. سیه چشم و بزرگ دندان بود. دندانهایش بسیار زیبا [بود] و در یک سطح قرار داشت. گردنش چُنان سپید بود که گویی از نقره خام است. در عین حال که پیکرش ورزیده بود، سینه و شکمش در یک سطح قرار داشت. سینه اش پهن، شانه اش فراخ و مفاصل و استخوان بندیش درشت بود. قسمت هایی از بدنش که از زیر لباس بیرون بود، می درخشید. به بازوها و شانه ها و بالای سینه اش کمی موی نرم رُسته بود. دستهایش از آرنج تا مچ نسبتاً کشیده و کف دستش وسیع و پشتش راست بود. انگشتانش کشیده و ظریف می نمود و کف پایش کاملاً گود بود. پشت پاهایش به سمت جلو شیب داشت به طوری که آب از روی آن به سرعت فرو می ریخت. راه رفتن او، در عین حال که با تواضع بود، تند انجام می گرفت و در آن حال، بدنش به جلو خم می شد. گویی در نشیب و فراز حرکت می کند. چون روی می نمود، با تمام بدن رو می کرد. نگاهش غالباً به زمین بود و به زمین بیشتر نگاه می کرد تا به آسمان. بسیار شکوهمند بود و نمی شد مستقیم در چشمش نگاه کنی. به چهره اش که می نگریستی، ماه را به خاطر می آوردی. همواره تقدم در سلام داشت. امام حسن (علیه السلام) می گوید: گفتم: گفتارش را توصیف کن. گفت: همواره اندیشمند و ناراحت به نظر می رسید. بجز در مورد حاجت، صحبت نمی کرد. سکوتی عمیق و طولانی داشت. سخن را به بهترین وجه آغاز [می کرد] و با فصاحت کامل به انجام می رسانید. جملات او جامع همه معنی بود. نسبت به هیچ کس در گفتار خود ستم روا نمی داشت. هرگز کسی را خوار نمی فرمود، نعمت را، هر چه هم کم بود، بزرگ می شمرد، و هیچ خوراکی را مکروه نمی داشت. اگر چیزی با حق معارضه می کرد، از پای نمی نشست تا حق را یاری نماید. دنیا و امور وابسته به آن، او را خشمگین نمی ساخت. اگر چیزی به کسی عنایت می کرد، کسی متوجه نمی شد. هیچ گاه برای خود خشم نمی گرفت و برای خود از کسی یاری نمی خواست، چون به چیزی اشاره می کرد، با تام کف دست اشاره می کرد، و به هنگام تعجب و شگفتی، پشت دستش را ظاهر می کرد و در آن حال، انگشت شست دست چپ خود را با دست راست می گرفت، و یا با شست راست به کف دست چپ فشار می داد. اگر هم خشمگین می شد، گذشت می نمود. در حالت خشنودی پلکهایش را فر می بست. خنده اش هیچ گاه از حدّ تبسّم نمی گذشت، و در این هنگام، دندانهایش چون تگرگ برّاق بود. امام حسن (علیه السلام) می گوید: این مطالب را مدتی از برادرم امام حسین (علیه السلام) پوشیده داشتم. وقتی با او در این باره صحبت کردم، معلوم شد او هم از هند همین سؤالها را کرده و چیزی فروگذار ننموده است، و معلوم شد که سؤالاتی هم از حضرت علی (علیه السلام) در مورد کیفیت مجلس و ورود و خروج پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مجالس نموده است. حسین (علیه السلام) می گفت: از پدرم علی (علیه السلام) درباره خلوت پیامبر و حالات او در منزل سؤال کردم. گفت: پیامبر، هر گاه به خانه می آمد، وقت خود را در خانه سه بخش می فرمود: یک بخش برای عبادت و بخشی برای خانواده اش و یک بخش هم اختصاص به خودش داشت. از آن چه مخصوص خود قرار داده بود، یک بخش آن اختصاص به خواصّ اصحاب داشت که [به] حضورش می آمدند و در عین حال وسیله همین خواصّ مطالبی هم برای عوامّ بیان می فرمود. اهل فضل و تقوا را گرامی تر می داشت و نیازهای ایشان را بر می آورد و مرتبه آن ها را در دین و دانش در نظر می گرفت. برخی یک حاجت داشتند، برخی دو حاجت و بیشتر، و حضرت، حوایج آن ها را تا آن جا که می توانست، برمی آورد. گاه آن ها را به مسائلی که لازم بود، آگاه می نمود، و گاه از ایشان درباره مسائل مختلف سؤال می کرد و برخی از مطالب را به اطلاع آن ها می رساند و می گفت: کسانی که حاضرند، این مطالب را به کسانی که غایب هستند ابلاغ نمایند. و مکرر می فرمود نیازهای افرادی را که نمی توانند به من بگویند، شما بگویید. همانا هر کس که حاجت حاجتمندی را به صاحب قدرتی بیان کند و در ابلاغ آن کوشا باشد، خداوند در قیامت او را پایدار و ثابت قدم می نماید. اصحاب، گروه گروه برای کسب فیض به حضورش می رسیدند و در حالی که بهره فراوان گرفته بودند، بیرون می رفتند، و هر یک راهنمای گروهی می شدند. حسن بن علی (علیهما السلام) می گوید: از پدرم پرسیدم: برنامه بیرون از منزل رسول خدا چگونه بود؟ فرمود: پیامبر فقط در مواردی که قلوب مسلمان ها را به یکدیگر نزدیک نماید و ایشان را یاری نماید و موجب پراکندگی نشود، صحبت می فرمود. معمولاً بزرگ هر قوم را گرامی می داشت و حتی الامکان، هم او را برای آن قوم رئیس قرار می داد. بدون این که از کسی رویگردان باشد، انزوا را دوست می داشت. نسبت به اصحاب و یاران خود همواره تفقّد می کرد. مسائل و گرفتاری های مردم را از مردم می پرسید. کارهای نیک را همواره تقویت می کرد و نیک می شمرد، و کار زشت را همیشه خوار و زشت می شمرد. در همه کارها راست و میانه رو بود. هیچگاه از این مسئله که مردم دچار غفلت و یا ازکاری خسته نشوند، غافل نبود. در هر حال برای کار آمادگی داشت. هرگز پا را از حق فراتر نمی گذاشت و در عین حال در مورد حق فروگذار هم نبود. کسانی از مردم که خیرخواه تر بودند، در نظر او برگزیده تر بودند و کسانی که مساوات و برابری را بیشتر رعایت می کردند پیش او گرامی تر بودند. هیچ گاه بدون ذکر نام خدا، نه در جایی می نشست و نه از جایی بر می خاست. در مجالس، جایگاه معینی نداشت و از این کار منع می فرمود. چون به گروهی می رسید، همان جا که رسیده بود می نشست و به این کار دیگران را هم دستور فرموده بود. در مجالس، رعایت حال همه را می کرد و حق همگان را ملحوظ می داشت. هرگز طوری رفتار نمی کرد که کسی تصوّر کند دیگری بر او مقدّم است. هرکس برای بیان حاجتی پیش پیامبر می آمد، تا هنگامی که نمی رفت حوصله و شکیبایی می فرمود. تلاش می فرمود حوایج و خواسته های مشروع را برآورد و اگر نمی توانست، با گفتاری کوتاه و پسندیده معذرت خواهی می کرد. اخلاق خوش و گشاده رویی او چنان بود که همه اصحاب او را چون پدر خویش می دانستند. همه اصحاب در برابر حق در نظر رسول خدا یکسان بودند. مجلس او سراپا حکمت و بردباری و صبر و شکیبایی بود. صداها در حضورش بلند نمی شد. هیچ گاه در سخن پیامبر زلّت و لغزشی دیده نشد. برتری اصحاب حتی در مجلس پیامبر هم فقط به تقوای ایشان بستگی داشت. همه در محضر او فروتن بودند، سالخوردگان را محترم می داشتند و به خردسالان مهر می ورزیدند، و نسبت به نیازمندان ایثار می کردند و در حفظ یکدیگر کوشا بودند. گفتیم: رسول خدا با همنشینان خود چگونه بود؟ گفت: همیشه خنده رو، خوش خلق و ملایم بود، نه ترش رو و سختگیر. هیچگاه فریاد نمی زد و دشنام نمی داد، عیب کسی را آشکار نمی ساخت و بیهوده از کسی ستایش نمی فرمود. از سه چیز به شدت پرهیز می فرمود: کبر و پرحرفی و کارهای بی معنی. سه چیز را در حق مردم بسیار رعایت می فرمود: هیچ کس را سرزنش نمی کرد و بر کسی خرده نمی گرفت و در جستجوی معایب کسی نبود، فقط در مواردی که امید ثواب و اجر بود، تذکر می داد و صحبت می کرد. و چون پیامبر صحبت می کرد، همنشینان او چنان سکوت می کردند که گویی مرغ بر سر ایشان نشسته است. چون سکوت می فرمود، اصحاب صحبت می داشتند و هرگز در حضور پیامبر ستیزه و نزاع در بحث نداشتند. اگر اصحاب می خندیدند، او نیز تبسّم می فرمود و اگر از چیزی تعجب می کردند او هم اظهار تعجب می کرد. افراد غریب و بیگانه را خوب تحمّل می کرد و سخن ایشان را به تمام می شنید و به خواسته های آنها گوش فرا می داد. گاهی اصحاب، آن اشخاص را متوجه طول گفتارشان می کردند، پیامبر به اصحاب می گفت: هرگاه نیازمندی را می بینید، نیاز او را برآورید. هرگز از کسی ستایش نمی خواست، مگر این که کار نیک را با نیک جبران کنند. سخن هیچ کس را بدون ضرورت قطع نمی کرد و در آن صورت معمولاً برمی خاست و یا او را از سخن گفتن نهی می فرمود (مثلاً اگر کسی در حضورش غیبت می کرد.) امام حسین (علیه السلام) می گوید: از پدرم علی (علیه السلام) درباره سکوت پیامبر پرسیدم فرمود: در حالت سکوت، بسیار بردبار بود و می اندیشید و به فکرِ پرهیز از گناهان بود سکوت خود را هم در میان جمع به طور یکسان به همه اختصاص می داد، بدین معنی که مثلاً در حالت سکوت به گفتار همه توجه می فرمود بردباری و شکیبایی در او جمع بود چیزی او را به خشم نمی آورد و دلگیرش نمی کرد. در چهار مورد سخت پای بند بود: انجام کارهای پسندیده، تا سرمشق دیگران باشد؛ دوری از کارهای زشت، تا با عمل خود مردم را نهی از ارتکاب ناشایست فرماید؛ اندیشه درباره کارهایی که به صلاح امت اسلامی باشد؛ و قیام به آن چه موجب خیر این جهان و آن جهان مسلمانان باشد، صلوات الله و سلامه علیه.» (دلایل النبوة، ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج1، ص144) ناگفته نماند که، درباره معنی این که در این آیه پیامبر، با عنوان «ضال» مورد خطاب واقع شده است، در بین مفسّرین اختلاف است. مرحوم آیت الله طالقانی در پرتوی از قرآن در این باره می نویسد: «مفسرین در توجیه این آیه و در معنای ضال، احتمالاتی داده اند: در مجمع البیان تا هفت احتمال ذکر شده که سه احتمال آن راجع به داستان هایی از گم شدن آن حضرت در بیابان یا شهر مکه است. و خواسته اند ضال را گم شده معنا کنند، با آن که اصطلاح و استعمال رایج کلمه ضال موافق با این معنا نیست و داستان های ذکر شده بیش از آن که سند و اعتباری ندارد، بنا بر بعض این داستان ها نعمت هدایت «فهدی» باید راجع به کسانی باشد که آن حضرت را یافته اند!. و بیش از همه، این آیات در مقام نعمت های معروف و چشم گیر است. و اگر آن حضرت در طفولیت چند ساعتی راه خانه یا قبیله را گم کرده و سپس یافته باشد، آیا ارزش دارد که این گونه در قرآن تذکر داده شود و در ردیف آن نعمت های مشهود و معروف ذکر گردد؟! بعضی ضال را ناشناخته معنا کرده اند: تو در میان قومت ناشناخته بودی، پس خداوند آن ها را بشناساییِ تو هدایت کرد. این معنا نیز از ظاهر لغت ضال و ظاهر آیه و زندگی معروف آن حضرت دور است. و همچنین بسیاری از مفسرین کوشیده اند تا هرچه می توانند معنا و احتمال از این آیه بیرون آرند و گویا بیش از تفسیر، خواسته اند وسعت ذهن و قدرت تخیّل خود را بنمایانند تا آن جا که فخر رازی بیست توجیه و احتمال برای این آیه آورده که بیشتر آن ها بیش از آن که با ظاهر آیه و کلمات آن تناسب ندارد خود گمراه کننده است. سه معنای دیگر از هفت معنایی که در مجمع البیان آمده است این است که تو در نبوت و شریعت یا شناسایی حق و یا طریق زندگی گمراه بودی پس خداوند هدایتت نمود. و همه این معانی درست و مستقیم و مطابق با واقع است و احتیاجی به توجیهات دور و نامناسب ندارد، زیرا واضح است که این خبرها و تذکرها: «الم یجدک ….و وجدک» راجع به نعمتها والطاف گذشته پروردگار به آن حضرت است که از آغاز زندگی و طفولیتش تا اوائل نزول وحی و پیش از نزول این آیات مشمول آن ها بوده. تاریخ روشن زندگی آن حضرت شاهد گویا و رسایی است که هیچ گاه از طریق توحید و راه حق منحرف نشد و دچار گمراهی های شرک و انحراف های محیط خود نگردید. بنابراین معنای «وجدک ضالاً» همین است که اگر خداوند تو را هدایت و تربیت نمی کرد تو خود نمی توانستی خدا را با اسماء و صفاتش، و طریق ایمان و احکام را بشناسی و به سوی آن ها هدایت شوی و از آن ها غافل بودی: ...مَا کُنتَ تَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ وَلَکِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِی بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا چنین نبود که خود بدانی که چیست کتاب و ایمان ولی آن را نوری قرار دادیم تا به آن هر کسی از بندگان خود را که بخواهیم هدایت می نماییم. (سوره شوری، از آیه 52)، و إن کنت من قَبلِه لمن الغافلین. شاید هدایت در این آیه و وجدک ضالّاً فهدی که بدون ذکر مورد آمده منصرف به هدایت عام باشد: الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى (سوره طه، آیه50) وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى (سوره اعلی، آیه3) هدایت به معنای عام چنانکه پیش از این گفته شد هدایت قوای غریزی و فطری و عقلی به سوی مقاصد و مطلوب ها و ارائه طریق برای به فعلیت رساندن آن ها می باشد تا هر استعدادی به کمال فعلیت و مطلوب خود برسد. ضلالت در مقابل هدایت به این معنای عام، خاموشی قوا و رکود استعدادها یا انحراف آن ها از طریق کمال است، که از نقص خلقت و فساد محیط و اختیار طریق شر و گناه ناشی می شود و موجب اختلال قوا و استعدادهای نفسی و عقلی می گردد و شخص را از درک هرگونه هدایت باز می دارد: وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ(سوره صف، آیه5) وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (سوره جمعه، آیه5)همین که لطف خاص پروردگار شامل پیامبر آینده بود و او را از تأثیر محیطِ شرک زا و آلوده برکنار و پاک داشت و قوای نفسی و عقلی او را پرورش داد خود هدایت یا زمینه ای برای هدایت برتر عقلی و از طریق وحی بود.» (پرتوی از قرآن، طالقانی، ج4، ص145) البته درباره جایگاه پیامبر(صلی الله علیه و آله) و این که عارفان حقیقت ایشان را با عنوان حقیقت محمدیه فوق مرتبه اسماء و صفات می دانند، سخن های دیگری است که در حوصله این مقال نیست. وجود مبارک رسول الله(صلی الله علیه و آله) ـ که با وجودات ائمه اطهار (علیهم السلام) در مرتبه واحد کمالی است ـ واسطه فیض الهی است که خود شرح و بسط بیشتری می طلبد. در اینجا لازم است به ذکر نکته ای از سیره امام راحل بپردازم و این باب را با این نکته به پایان برم که امام نسبت به کودکان بسیار حساس بودند. اگر مادری ـ از اهل بیت امام ـ کوچکترین بی توجهی به کودک می نمود یا اگر کودکی نسبت به مادرش اندکی از حوزه ادب خارج می شد، چهره آن بزرگوار به شدت در هم می رفت و به نظر من این نبود مگر درد یتیمی که امام بزرگوار ما از لحظه تولد داشتند. چنانکه یکی از نزدیکان ایشان می گفت، آن تأثُّری که از فوت مادر برای امام پدید آمده بود، گویی تاکنون نیز ایشان را همراهی می کند.

انتهای پیام /*
خبرهای مرتبط

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

بالا گرفتن جدال سياسي درباره ربنا

عدم پخش نيايش «ربنا» با صداي شجريان بعد از حدود سه دهه از صداوسيما، چون سال گذشته، آن‌قدر اهميت خبري داشت كه برخي مصلحت‌ها هم مانع از انتقادها به اين تصميم جديد سازمان صداوسيما نشود. از نظر اين رسانه‌هاي منتقد تصميم صداوسيما، نيايش ربنا، حالا بعد از 30 سال كه ميهمان و همراه هميشگي سفره‌هاي افطار ايرانيان بوده است، صرفا اثري هنري متعلق به شخص محمدرضا شجريان يا جريان سياسي- فكري خاصي نيست، بلكه جزئي از فرهنگ معنوي و ديني پيوند خورده با سفره افطار ايرانيان است. پيش از اين نيز شجريان خود خواهان عدم پخش آثارش از صداوسيما شده بود ولي نيايش ربنا و مناجات افشاري را مستثنا كرده و جزئي از فرهنگ ديني مردم دانسته بود. اما اين يك طرف ماجراست. . در همين ارتباط روز گذشته برخي سايت‌هاي خبري خبر از آن دادند كه خبرنگاران صداوسيما با حضور در مجلس به سراغ نمايندگان مخالف شجريان و عمدتا حامي دولت رفته و در همين ارتباط با آنها گفت‌وگو كرده‌اند. بر اساس خبري كه سايت «فردا» منتشر كرده يكي از اين نمايندگان روحاني مجلس و حامي دولت به خبرنگار صداوسيما گفت: من از شنيدن صداي ربناي شجريان حالم به هم مي‌خورد. من وقتي صداي ربنا را مي‌شنيدم سريع شبكه تلويزيون را عوض مي‌كردم. خواننده ربنا هيچ اعتقادي به ربنا ندارد. اگر آقاي ضرغامي ربنا را پخش مي‌كرد خودم جلويش مي‌ايستادم. يك نماينده ديگر حامي دولت هم در گفت‌وگو با خبرنگار صداوسيما در مخالفت با پخش نيايش ربنا گفت: يك چوب خشك هم بگذاريد صداي شجريان را مي‌دهد. خبرگزاري فارس هم يادداشتي درباره شجريان با عنوان «هبوط شجريان در كوير بيگانگان» را در صفحه اول خود منتشر كرد و علاوه بر آن، گفت‌وگو‌هايي با فعالان سياسي انجام داد. اين خبرگزاري به نقل از حميدرضا ترقي عضو شوراي مركزي حزب مؤتلفه اسلامي نوشته است: در حالي كه آقاي شجريان راه خود را از ملت ايران جدا كرده است نمي‌توان از پخش صداي وي در رسانه ملي دفاع كرد. رسانه ملي متعلق به ملت ايران است و نمي‌تواند از كساني كه عليه ملت اقدام مي‌كنند دفاع كند. برخي‌ها كه امروز نگران آقاي شجريان شده‌اند مي‌خواهند از وي عنصري براي جريان فتنه بسازند چرا كه فتنه‌گران در حوادث اخير از شجريان استفاده ابزاري كردند اما خود ايشان متوجه چنين امري نشد. حجت‌‌الاسلام سيدمحمد آقاميري عضو شوراي مركزي جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي هم در همين ارتباط به فارس گفته است: «شخصيت سياسي و فرهنگي آقاي شجريان براي ملت ايران مثبت ارزيابي نمي‌شود و مردم به خاطر اينكه او را در مسير انقلاب نمي‌بينند، تمايلي ندارند كه رسانه ملي تريبون تبليغاتي اين خواننده شود. رسانه ملي متعلق به ملت ايران است و نمي‌تواند به خاطر علاقه برخي‌ها به شجريان منافع ملي را ناديده بگيرد؛ چرا كه شجريان عليه منافع ملت عمل كرده و با دشمنان انقلاب اسلامي همراه و همگام شده است. شجريان صداي گرمي دارد اما مردم ديگر نمي‌خواهند روزه خود را با صداي حاميان‌‌ BBC افطار كنند.» با اين وجود روز گذشته تهيه‌كننده برنامه ويژه افطار شبكه يك سيما، اولين مسئولي از سازمان صداو سيما بود كه توضيحاتي مختصر در اين خصوص داد. باران صالح‌علا در گفت‌وگوي كوتاه خود با خبرآنلاين از احتمال پخش ربنا خبر داده است. او پخش نکردن ربنا را در برنامه‌اش بي‌منظور اعلام کرد و گفت: «ما در بسته قبل از افطار اسماء الحسني و نماز را داريم و هنوز فرصتي براي پخش ربنا نداشتيم، اما منعي هم در اين مورد نداشتيم و تصميم داريم در روزهاي آينده اين اثر ارزشمند را پيش از اذان مغرب در برنامه‌مان پخش کنيم.» پرويز فارسيجاني، دبير شوراي معارف سيما نيز در گفت‌وگو با ايلنا افزود: تاكنون هيچ تصميم و دستوري مبني بر ممنوعيت پخش دعاي ربنا به ما ابلاغ نشده است و امكان دارد در روزهاي آينده اين دعا از رسانه ملي پخش شود. آيا با چنين اظهار نظرهايي، احتمال پخش ربنا محقق مي‌شود؟ پاسخ مثبت به اين سوال با توجه به برخي مخالفت‌ها، شايد دور از انتظار باشد، اما توجهات، سوالات و درخواست‌هاي مكرر افكار عمومي براي پخش آن و تاثير اين تقاضاها بر اراده تصميم‌گيرندگان در صداوسيما را نيز نبايد ناديده گرفت. واقعيت اين است كه بسياري از مردم بر خلاف سياستمداران همه تخم‌مرغ‌هاي زندگي خود را در سبد سياست نگذاشته‌اند و چه بسا بسياري از آنها كه خواهان پخش ربنا هستند با مواضع سياسي شجريان مخالف باشند و بسياري اساسا از اين مواضع وي اطلاعي نداشته باشند. http://www.fararu.com/vdchiinm.23nkmdftt2.html

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

علت تغيير مجري اين برنامه و همکاري نکردن با فرزاد حسني

سيدعلي احمدي، تهيه‌کننده برنامه «ماه عسل» ابلاغيه سازمان صدا وسيما را علت تغيير مجري اين برنامه و همکاري نکردن با فرزاد حسني اعلام کرد. احمدي درگفتگو با خبرنگار آريا اظهار داشت: «اکثر برنامه‌هايي که براي اجراي «ماه عسل» امسال در نظر داشتم با توجه به نظرات سازمان تغييرکرده و در نتيجه آنچه اکنون روي آنتن شبکه سه مي‌رود با نظرات بنده فاصله بسياري دارد.» تهيه‌کننده «ماه عسل» درخصوص مجري برنامه تصريح کرد: «ابتدا قراربود فرزاد حسني اجراي برنامه امسال را به عهده بگيرد، اما ابلاغيه سازمان انتخاب عوامل را با تغيير روبرو کرد. وي همچنين انتخاب حسن جوهرچي را تابع تصميم گيري مديران ارشد صدا و سيما دانست.» احمدي همچنين در خصوص کيفيت اين برنامه اذعان داشت: «تلاش‌ها در پيشبرد کيفيت اين برنامه صورت گرفته، اما رسيدن به موفقيت تابع شرايطي خواهد بود چرا که متغيرهاي وابسته به اين امر دست عوامل برنامه نبوده و تصميم‌گيري‌هاي مديران ارشد صدا و سيما برنامه را با محدوديت زيادي رو به رو کرده است.»khabaronline.ir/news-84945.aspx

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

جمعی از آزادگان 8 سال جنگ تحمیلی با موسوی و رهنورد دیدار کردند

آفتاب: به مناسبت فرارسیدن سالروز آزادی اسرای ۸ سال جنگ تحمیلی و بازگشت سرافرازانه آنان به وطن، جمعی از این آزادگان سرافراز با مهندس میرحسن موسوی و دکتر زهرا رهنورد دیدار و گفت‌و گو کرده‌اند. در ابتدای این دیدار آزادگان دفاع مقدس به بیان نقطه‌نظرات و دیدگاه‌های خود در رابطه با امور کشور و رخدادهای پیش‌آمده در یک سال اخیر پرداختند و سپس موسوی و رهنورد نظرات خود را با این آزادگان در میان گذاشتند. دکتر زهرا رهنورد ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان و فرارسیدن روز آزادی اسیران 8 سال جنگ تحمیلی و با اشاره به اینکه جای خانم‌های آزاده‌ای که مدت‌ها در اسارت صدامیان بوده‌اند در تشکل آزادگان خالی است، از برخورد‌های صورت گرفته با منتقدان ابراز تاسف کرد. این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره شکایت‌نامه 7 نفر از زندانیان حوادث بعد از انتخابات خطاب به آزادگان جنگ تحمیلی تاکید کرد: ... می‌توانستند در یک دادگاه عادل شکایت را مطرح و پاسخ آن را نیز با دلایل موجه دریافت کنند. رهنورد در پایان تاکید کرد: در این ماه مبارک رمضان از درگاه الهی مسئلت می‌کنم که دعاهای ما مورد استجابت قرار گیرد.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

یک نماینده: من حالم از شنیدن ربنای این... به هم می‌خورد

یک نماینده: من حالم از شنیدن ربنای این... به هم می‌خورددر حاشیه جلسه علنی مجلس شورای اسلامی خبرنگاران صداوسیما به سراغ نمایندگان مخالف شجریان رفتند تا از آنان در حمایت از تصمیم سازمان صدا و سیما در کنار گذاشتن ربنای شجریان مصاحبه بگیرند.http://www.fararu.com/vdcdfx0k.yt0ox6a22y.html

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دلیل راه

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن( شب قدر )بهتر از عبادت هزار ماه است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است. حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاع‌رسانی و خبری جماران قرار داده‌اند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستاران بیت امام خمینی (س) می‌کند، باشد تا در این راه سهمی هرچند کوچک برداشته باشد. یادگار امام راحل درمقدمه این نوشتار نوشته است: نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم.. بخش نخست این سلسله نوشتار که با عنوان" دلیل راه" به شرح زیر است: بسمه تعالی ایام ماه مبارک رمضان، بهانه ای است تا بیشتر از خرمن اندیشه اسلامی خوشه چین شویم. بزرگان و علمای دین، و به پیروی از ایشان همه دلبستگان معارف اسلامی، هر یک به اندازه توان خویش، این ایام و لیالی را زمینه ای ساخته اند تا با استمداد از فضای ملکوتی آن، هم دل خویش را از غبار سالانه بشویند و هم آبی زلال از سرچشمه معارف الهی بر دل‌های جامعه خویش روان سازند. چنانکه از رسول مکرم اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم) روایت است: «إنّ لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرّضوا لها» در روزگار زندگانی شما، از جانب خداوند گاه نسیمی می‌وزد، بیدار باشید و خود را در آن داخل کنید. (الامالی، شیخ مفید، ص206) و چنین است که وقتی ماه مبارک رمضان، بیش از هر زمان دیگر، نسیم خُلد در جامعه می‌وزد و بیش از هر وقت دیگر احتمال آن می رود که عطری از جانب عرش برین در جان خسته ما بوزد، باید هشیار بود و تن را از آسایش فارغ کرده و روی به نور معرفت کردگار گرداند. نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف‌الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم. هدف از این تقریر ـ إن شاء الله ـ آن باشد که سهمی از دعای دوستان و مؤمنان حاصل آید و دعای گوشه گیران، این روز ها مرا نیز دریابد که بتوانم دُرّ توفیق را دریابم و لطف خداوندی را مگر از انفاس ایشان به ارمغان گیرم. طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری دعای گوشه نشینان، بلا بگرداند چرا به گوشه چشمی به ما نمی نگری *** «کشف‌الاسرار و عدة الابرار» نام تفسیری است که در ده جلد با تحقیقات علی اصغر حکمت در سال 1331 هجری شمسی منتشر شده است. این کتاب که برخی به اشتباه آن را به سعدالدین تفتازانی نسبت داده اند(1) ، از زمره اولین تفسیرهای عرفانی موجود از قرآن است که توسط رشید الدین ابی الفضل بن ابی سعید احمد بن محمد بن محمود میبدی در سال 520 هجری قمری به رشته تحریر درآمده است .(2) این کتاب گویا بر اساس «تفسیر الهروی» نوشته پیر هرات خواجه عبدالله انصاری (که متأسفانه در دسترس نیست) نگاشته شده و ارشادات بسیاری به نکات پیر هرات دارد، تا آن جا که برخی آن را شرح و تفصیل تفسیر خواجه عبدالله انصاری دانسته اند. (المفسرون، ایازی، ص589) میبدی که از مؤلفان نیمه اول قرن ششم هجری قمری است، به جهت رواج فضل در خانواده اش، مقدمات علوم را نزد خاندان خویش فرا گرفت و به سبب ذوق آموختنِ بیشتر، رهسپار هرات گردید که در آن روزگار از رونق علمی و دینی وسیعی بهره مند بود و همان جا بود که در محضر عارف بزرگ و پیر طریقت خواجه عبدالله انصاری حاضر شده و تألیف کتاب خویش را در شرح تفسیر استاد خود در اوایل سال 520 هجری قمری آغاز نمود. مشی میبدی در این کتاب چنان است که ابتدا آیه را ترجمه می‌کند و این مرحله را نوبت اول می‌نامد. سپس به ذکر قرائت‌های مختلف، شأن نزول‌ها و احکام شرعی آن آیه می‌پردازد. وی این مرحله را نوبت دوم نام می نهد و در نوبت سوم به اشارات و رموز عرفانی اشاره می کند. در این نوبت میبدی بسیار از سخنان پیر طریقت که همان خواجه عبدالله انصاری است یاد می‌کند. نکته مهم در نگاه عارفانه وی، دوری جستن از تأویلات صوفیانه‌ای است که از ظاهر قرآن فاصله دارد. این نوشتار، ضمن آن که به ظرائف سخن میبدی می‌پردازد، به حکم آن که «اهل البیت أدری بما فی‌البیت» از دریای بی‌کران معارف اهل بیت عصمت(ع) بهره می‌برد و با تمسک به حبل‌المتین سعادت، مطلب را به شمیم پرفیض کلمات ائمه اطهار علیهم السلام دل نشین تر می سازد. و برای آن که خوانندگان با نوشته های مفسرین دیگر نیز آشنا شوند، از آن چه در تفسیرهای دیگر نیز بیان گردیده است، یاد می کند. چنانکه به پاس زحمات مترجمین قرآن، از ترجمه های گوناگون کتاب خداوند سخن به میان آورده و از خرمن اندیشه اسلامی به مناسبت هر بحث استفاده می‌برد. خداوند سبحان در سوره بقره آیات 183 تا 187، درباره روزه ماه مبارک رمضان می‌فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۸۳﴾ أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۱۸۴﴾ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿۱۸۵﴾ وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ ﴿۱۸۶﴾ أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنکُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلَى الَّلیْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ﴿۱۸۷﴾ آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی این آیات را چنین معنی کرده‌اند: «ای افرادی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما نوشته شده، همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزگار شوید. چند روز معدودی را (باید روزه بدارید) و هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد تعدادی از روزهای دیگر را (روزه بدارد) و بر کسانی که روزه برای آن‌ها طاقت فرساست، (همچون بیماران مزمن و پیران) لازم است کفّاره بدهند، مسکینی را اطعام کنند. و کسی که کار خیری انجام دهد، برای او بهتر است. و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید!. (روزه در چند روز معدود) ماه رمضان است؛ ماهی که قرآن، برای راهنمایی مردم، و نشانه‌های هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد! خداوند، راحتی شما را می‌خواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید؛ و خدا را بر این که شما را هدایت کرده، بزرگ بشمرید؛ باشد که شکرگزاری کنید. و هنگامی که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، (بگو) من نزدیکم! دعای دعاکننده گان را، به هنگامی که مرا می خواند، پاسخ می گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!. پی نوشت قسمت اول: 1- کشف الظنون، حاجی خلیفه، ص317 به نقل از علی اصغر حکمت بر کشف الاسرار 2- پیش از آن، تفسیر لطائف الاشارات معروف به تفسیر قشیری، در سال 425 هجری قمری سامان یافته است و آن نیز تفسیری عرفانی به حساب می‌آید. بخش دوم فصل اول «الصوم لی» میبدی می‌نویسد: قوله تعالی: «یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام»، به زبان اشارت و بیان حکمت می‌گوید: ای شما که مؤمنان اید! روزه که بر شما نبشته شد از آن [جهت] نبشته شد که همه مهمان حق خواهید بود. [خدا] فردا در بهشت خواهد تا مهمانان، گرسنه به مهمانی برد [چرا] که کریمان چون کسی را به مهمانی برند، دوست دارند که مهمان گرسنه باشد تا ضیافت به دل مهمانان شیرین تر بود. رب العالمین، بهشت و هر چه در آن است مؤمنان را آفرید [چرا] که هیچ چیز از آن، وی را به کار نیست و به آن محتاج نیست. پیر صوفیان دعوتی ساخت پس هیچ‌کس نرفت. آن پیر دست برداشت [و] گفت: بار خدایا اگر بندگان خود را فردا به آتش فرستی، آن بهشت و آن نعیم، بر کمال، چون سفره من باشد! نوای [و صفای] سفره در آن است که خورنده بر سر آن است. آری! هر چه خزائن نعمت است، رب العالمین همه برای مؤمنان و خورندگان آفرید که خود نخورد، از این جا گفت عز جلاله: «الصوم لی». قال بعضهم [برخی بزرگان گویند] ـ یعنی الصمدیة لی لا آکل و لا اشرب ـ صمدیت مراست که نه خورم و نه آشامم. و أنا أجزی به ـ روزه داران را خود پاداش دهم بی‌حساب، [چرا] که ایشان موافقت ما طلب کرده‌اند از روی ناخوردن، و دوستی ما خواسته اند. که اول مقام در دوستی، موافقت است. پس [به سبب] موافقت تو، الله را به ناخوردن، (هرچند که ناخوردن تو تکلّفی است و وقتی، ناخوردن الله صفتی است و ازلی [نخوردن تو موقت است و باعث زحمت ولی نخوردن حق تعالی ویژگی اوست و همیشگی است]) میدان [و مطمئن باش] که از آن، چه شرف و کرامت به تو باز گردد در دل و دین. و گفته‌اند ـ «الصوم لی» ـ اضافت روزه با خود کرد [یعنی گفت روزه برای من است] تا دست خصمان از آن کوتاه کند، فردا در قیامت چون خصمان [دشمنان] گرد تو برآیند، و عبادت‌های تو به آن مظالم که در گردن داری بردارند، رب العالمین آن روزه تو در خزینه فضل خود می‌دارد، و خصمان تو را می‌گوید ـ این [روزه] از آنِ من است. شما را ور آن دستی نه [و در آن حقی ندارید] ـ پس به عاقبت [در آخر کار] به تو باز دهد، گوید ـ این اضافت [این که گفتم روزه برای من است] از بهر آن با خود کردم تا از بهر تو نگه دارم.» (کشف الاسرار، میبدی، ص493) اشاره میبدی در این متن به حدیثی است که در منابع شیعه و اهل سنت وارد شده است؛ این حدیث در منابع روایی ما چنین آمده است: علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن سلمة صاحب السامری عن ابی الصباح عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ان الله تبارک و تعالی یقول الصوم لی و انا أجزی علیه» (الکافی، کلینی، ج4، ص63) ممکن است «اجزی به» را به صیغه معلوم بخوانیم و چنین معنی کنیم که من به آن جزا و پاداش می دهم و ممکن است ـ چنانکه ابن اثیر احتمال داده است (النهایة، ابن اثیر، ج1، ص270) آن را به صیغه مجهول خوانده و چنین معنی نماییم «من خود برای آن جزا هستم» شیخ طبرسی در مکارم الاخلاق صفحه 138 این روایت را به صورت مفصل تری مورد اشاره قرار داده است: «وقال رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم) لأصحابه : ألا أخبرکم بشئ إن أنتم فعلتموه تباعد الشیطان منکم کما تباعد المشرق من المغرب؟ قالوا: بلى یا رسول الله، قال: الصوم یسود وجهه و الصدقة تکسر ظهره و الحب فی‌الله و المؤازرة على العمل الصالح تقطع دابره و الاستغفار یقطع وتینه. ثم قال (صلى الله علیه وآله و سلم): لکل شئ زکاة وزکاة الأبدان الصیام. وقال (صلى الله علیه وآله و سلم): الصائم فی عبادة و إن کان نائما على فراشه ما لم یغتب مسلما. وقال (صلى الله علیه وآله و سلم): قال الله تبارک و تعالى: الصوم لی و أنا أجزی به. و للصائم فرحتان: حین یفطر و حین یلقى ربه عز و جل. و الذی نفس محمد بیده لخلوف فم الصائم عند الله أطیب من ریح المسک.» ترجمه: پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) به اصحاب خویش می فرمودند: آیا خبر بدهم به شما از چیزی که اگر انجام دهید، شیطان از شما به اندازه ای که مشرق از مغرب دور است، دور می شود، عرض کردند بله یا رسول‌الله، حضرت فرمودند: روزه صورت شیطان را سیاه می‌کند و صدقه کمر او را می‌شکند و دوستی خدا و زیادت عمل صالح، دنباله او را قطع می‌کند، و استغفار کردن رگ قلب او را قطع می کند. سپس پیامبر فرمود: برای هر چیزی زکات است و زکات بدن، روزه است. و فرمودند: روزه‌دار مادامی که غیبت مسلمانی را نمی‌کند (1) در عبادت است اگرچه در بستر خویش در خواب باشد. و فرمودند: خدای سبحان می فرماید: روزه برای من است و به آن جزا می‌دهم، روزه‌دار دو خوشحالی دارد یکی وقتی که افطار می‌کند و دیگر آن لحظه‌ای که پروردگارش را ملاقات می‌کند. و به خدایی که جان محمد در دست اوست، بوی دهان روزه‌دار، در نزد خدا از عطر مشک خوشآیندتر است.» این روایت را در میان اهل سنت، نسایی (السنن الکبری، ج2، ص90)، سیوطی (الجامع الصغیر، ج1، ص293) و متقی هندی (کنز العمّال، ج8، ص445) و بسیاری دیگر نقل کرده‌اند. مرحوم عبدالرزاق گیلانی در ترجمه مصباح الشریعة درباره این روایت می‌نویسد: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: قال الله تعالی: الصوم لی و انا اجزی به. حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله، از جناب احدیت نقل می فرمایند که: آن حضرت عز شأنه فرموده که: روزه از برای من است و مختصّ به من است، و من ثواب او را چنانکه لایق به من است، به روزه دار خواهم داد. وجه تخصیص حضرت باری تعالی، خصوص روزه را، در میان سایر عمل‌ها به جناب خودش، عدم اطلاع غیر است به این عمل، چراکه هر عملی که ستر و خفا، در او بیشتر است، به خلوص اقرب است، و قدر و اعتبارش نزد خدای تعالی بیشتر است. از این جهت، قدر ذکر «لا اله الا الله» در میان اذکار بیشتر است .(2) (ترجمه مصباح الشریعة، گیلانی، ص155 / ایضا ن ک: مشارق الشموس، خوانساری، ج2، ص448) نکته حائز اهمیت که بسیار مورد توجه قرار گرفته است، آن است که چرا از بین همه عبادات خداوند سبحان تنها «روزه» را به صفت «برای من» مزیّن ساخته است. علاوه بر این دو توجیه که ـ از میبدی و گیلانی ـ برای «الصوم لی» مورد اشاره قرار گرفت، از قرطبی نقل شده است که می‌نویسد: «چون همه عبادات با یکی از احوالات آدمی مناسبت دارد، (مثلاً نماز همراه با حرکت است و حرکت از ویژگی‌های انسان است)، غیر از روزه که با صفت حق تعالی یعنی بی‌نیازی، نخوردن و نیاشامیدن مناسب است، آن را به خدای سبحان نسبت داده‌اند. در حالی که همه عبادات از آنِ خداست.» (شرح سنن النسائی، سیوطی، ج4، ص159) همین معنی مورد اشاره ابن عربی و شعرانی نیز واقع گردیده است. (العهود المحمدیه، شعرانی، ص169 / الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص258و623) ابن اثیر به نکته دیگری اشاره کرده و می‌نویسد: «در هیچ ملتی از ملل مشرک و بت‌پرست برای بت‌ها روزه نمی‌گرفتند، اگرچه برای بت‌ها نماز می‌خواندند و قربانی می‌کردند. و به همین جهت روزه تنها برای خداست و چون یک فرمان ویژه از جانب خداوند سبحان است و قبل از آن برای غیر خدا انجام گرفته است، خداوند می‌فرماید: «الصوم لی». (النهایة، ابن اثیر، ج1، ص270) این گفته ابن اثیر به سبب آن چه استاد معظم آیت‌الله العظمی جوادی آملی نوشته‌اند مردود است. ایشان در تفسیر خویش (تسنیم، ج9، ص300) تصریح دارند که بت‌پرستان گاه برای بت‌های خویش روزه می‌گرفتند. برخی دیگر نیز نوشته‌اند علت آن که فرمود: «الصوم لی و انا اجزی به» آن است که ثواب روزه‌دار قابل اندازه‌گیری نیست و جز خداوند کسی نمی تواند آن را معین کند و از همین رو آن را شخصاً بر عهده گرفت و موکول به ملائکه نفرمود. (فیض القدیر، مناوی، ج2، ص390) شهید ثانی نیز بر همین علل تأکید دارد. (مسالک الافهام، ج2، ص75) و همچنین مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان به این احتمالات توجه کرده و می‌نویسد: «روزه تنها عبادتی است که از «نفی» پدید آمده است و بقیه عبادات همانند نماز و حج از امور وجودی شکل گرفته اند و یا افعال وجودی در آن ها دخیل است. و این در حالی است که افعال وجودی برای اظهار عبودیت عبد و ربوبیت پروردگار کامل نیستند، چراکه همه آن‌ها نقص مادی را همراه دارند و به نوعی نیز انیت عبد را در بر دارند و ممکن است برای غیر خداوند نیز در آن ها نصیبی باشد چنانکه ریا در آن ها راه دارد در حالی که «نفی» تنها بین عبد و رب است و به حسب طبع اولی کسی را از آن اطلاعی نیست. (المیزان، ج2، ص25) روشن است که عبارت ایشان ناظر به آن روزه‌ای است که از «سُمعه» خالص باشد. چراکه روزه نیز اگر همراه با سمعه باشد، می‌تواند آغشته به ریا گردد. البته سمعه (رساندن به گوش مردم و مطلع کردن آن ها) از امور وجودی است و طبیعی است که ضرری به استدلال مرحوم طباطبایی نمی زند. در این جا نکته‌ای است که لازم است به آن اشاره نماییم: چنانکه امام خمینی در چهل حدیث (ص45) اشاره می نمایند، ریا گاه برای نفس خود آدمی است و انسان گاه خویشتن را می فریبد، بسیار اتفاق می افتد که عملی را ما در خلوت خویش انجام می‌دهیم ولی ذره‌ای بوی الهی در آن نیست، و بسیار ریاضت‌ها می‌کشیم که به گمان خویش در مسیر خداست ولی در حقیقت تنها برای شادمان ساختن نفس خویش است. و به این حساب ریا در روزه نیز راه دارد حتی اگر آمیخته به سمعه نشود. امام خمینی می‌نویسند: «اگر شما دارای ملکات فاضله انسانیه باشید، در وقتی [و در صورتی] آن ملکات صورت شما را انسانی می‌کند که با آن ملکات بدون این که از طریق اعتدال خارج شده باشند محشور گردید. بلکه ملکات در صورتی فاضله است که نفس اماره در آن تصرف نکند و در تشکیل آن قدم نفس دخیل نباشد. بلکه شیخ استاد ما (3) دام‌ظله می‌فرمودند میزان در ریاضت باطل و ریاضت شرعی صحیح قَدَم نفس و قدم حق است. اگر سالک به قدم نفس حرکت کرد و ریاضت او برای پیدایش قوای نفس و قدرت و سلطنت آن باشد، ریاضت، باطل و سلوک آن منجر به سوء عاقبت می‌باشد. و دعوی‌های باطله نوعاً از همین اشخاص بروز می‌کند. و اگر سالک به قدم حق سلوک کرد و خدا جو شد، ریاضت او حق و شرعی است؛ و حق تعالی از او دستگیری می‌کند. به نص آیه شریفه که می‌فرماید: و الذین جاهدوا فینا لَنَهدیَنَّهم سبلنا(سوره عنکبوت، آیه69) «کسی که مجاهده کند در راه ما، هر آینه هدایت می‌کنیم او را [به] راه های خود.» مادامی که مملکت وجود شما از حب نفس و حب جاه و جلال و شهرت و ریاست به بندگان خدا پر است، نمی‌توان ملکات شما را ملکات فاضله دانست.» (چهل حدیث، امام خمینی، ص45) پس چنان که به نظر می‌رسد نمی‌توان گفت «در بین عبادات فقط روزه به صفت «الصوم لی» مزیّن گشته چراکه ریا در آن راه ندارد.» همینطور به نظر می‌رسد نمی‌توان به آن چه از ابن عربی نقل شده، تکیه کرد. چراکه اگرچه روزه امری عدمی است و سایر عبادات دارای اعمال وجودی هستند، ولی تکیه بر این که «صوم صفت صمدانیت است که عبارت است از تنزّه بی نیازی نسبت به اکل» (الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص258)، برای آن که بگوییم تنها صوم است که شأنیت صفت «الصوم لی» را دارد، تمام نیست چرا که این نگاه اگرچه به تنزیه حق توجه دارد، ولی از حقیقت وجود که ظلّ خدای سبحان است چشم می‌پوشد. چگونه است که «صمدانیت» باعث صفت «الصوم لی» می‌شود ولی قیّومیت و رحمانیت که در صلاة و صدقه است نمی‌تواند چنین صفتی را پدید آورد. مرحوم سید حیدر آملی درباره این انحصار، نظری دیگر دارد. این عارف شیعی می‌نویسد: «عارف باید از مشاهده افعال غیر خدا امساک کند، تا به مقام توحید افعالی برسد. [هرچیز را فعل خدا بداند و بپذیرد که هیچ چیز در عالم جز خدای سبحان مؤثر نیست]، سپس از مشاهده صفات غیر خدا چشم بپوشد تا به مقام توحید صفاتی برسد [هر جمال و صفتی را متعلق به حق تعالی بداند] و سپس از مشاهده هر وجودی غیر از خدا امساک کند تا به مقام توحید ذاتی برسد که هدف از هر سلوکی است بلکه هدف هر وجودی همان است و چنین روزه داری روزه حقیقی گرفته است و از غیر خدا به طور کلی امساک کرده است. این، آن روزه‌ای است که درباره آن وارد شده است: «إنّ کل حسنة بعشر امثالها الی سبعمائة ضعف الا الصیام فانه لی و انا أجزی به» (مستدرک الوسائل، نوری، ج7، ص503) به هر حسنه ای، از ده برابر تا هفت صد برابر پاداش می دهیم جز روزه، چراکه روزه از آنِ من است، و من به آن جزا می‌دهم. و سبب این امر آن است که جز این گونه روزه هیچ چیز استحقاق آن را ندارد که خدای سبحان خود جزاء آن واقع شود، بلکه می‌توان گفت چنین روزه‌ای جز خداوند متعال جزائی نخواهد داشت. چراکه روز از خوردن و آشامیدن، پاداشش بهشت است، و پاداش روزه اهل طریقت، قرب و کشف و شهود است ولی جزای اهل حقیقت، خود خداوند و نه غیر اوست. و به همین سبب روزه اهل حقیقت از صوم اهل شریعت و اهل طریقت بالاتر است و بالاترین عمل، بالاترین جزا را به همراه دارد و جزایی بالاتر از ذات مقدس ربوبی نیست و به همین موضوع اشاره کرده است که: إن هذا لهو الفوز العظیم، لمثل هذا فلیعمل العاملون (سوره صافات، آیات60 و 61) و به همین اشاره دارد: و من یفعل ذلک ابتغاء مرضات الله فسوف نؤتیه اجراً عظیما (سوره نساء، آیه114) و در حدیث قدسی نیز چنین آمده است: «من طلبنی فقد وجدنی و من وجدنی فقد عرفنی و من عرفنی فقد احبّنی و من احبّنی فانا قتلته و من أنا قتلته فعلیّ دیته، و من علیّ دیته فأنا دیته» (المنهج القوی، ج4، ص398 / مسکّن الفؤاد، شهید ثانی، ص27 به نقل از مصحّح المحیط الاعظم). هر که مرا طلب کند می یابد، و هر که مرا بیابد می‌شناسد، و هر که مرا بشناسد دوست می‌دارد، و هر که مرا دوست بدارد او را می‌کشم، و هر که را من بکشم دیه او بر من است، و هر که دیه او بر من است من خود دیه او هستم. و تمام این آیات و روایات، اشاره به فنای عبد و بقای در مقام وحدت صرفه دارد. همان مقامی که از آن به «احدیت تفرّق بعد از جمعیت» یاد می شود. چنانکه می‌فرماید: و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی (سوره انفال، آیه17) و پیامبر می‌فرماید: «من رءآنی فقد رأی الحق» (بحار الانوار، مجلسی، ج58، ص235) پس فرق است بین روزه اهل طریقت و روزه اهل حقیقت، چراکه اولی سبب تهذیب اخلاق و اتصاف به صفات حق می‌شود چنان که فرمود: «تخلّقوا باخلاق الله» (بحار الانوار، مجلسی، ج58، ص129) و دومی سبب فناء عبد و بقاء به حق می‌شود. (تفسیر المحیط الاعظم و بحر الخضم، سید حیدر آملی، ج4، ص219) پس می‌توان گفت غایت روزه (چنانکه قرآن می‌فرماید: لعلَّکم تتقون (سوره بقره، آیه183) «تا پرهیزگار شوید»)، تقوای الهی است و از آن جا که برای متقیان درجات متعددی است که به فراخور حال و درجه هر یک تعیین می‌شود، جزای روزه نیز متفاوت است.برای برخی همان بهشتی است که در آن جوی‌ها جاری است چنانکه می‌فرماید: إن المتقین فی جناتٍ و نهر (سوره قمر، آیه54) «یقیناً پرهیزگاران در باغ‌ها و نهرهای بهشتی جای دارند» و پاداش برخی نیز «مقام عند الله» است چنانکه می‌فرماید فی مقعد صدقٍ عند ملیک مقتدر (سوره قمر، آیه55) «در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر» و این همان مرحله ای است که ذات خدا خود پاداشت متقیان قرار می‌گیرد. حضرت امام خمینی در کتاب چهل حدیث در شرح حدیث بیست‌و هشتم به روایتی از کافی (4) اشاره می کنند که در آن از امام صادق علیه السلام سؤال شده است: «آیا کسی که دیدار خداوند را دوست داشته باشد، خداوند هم دیدار او را دوست دارد؟» و حضرت پاسخ مثبت می دهند و می‌فرمایند: «مرگ در لحظه دیدار حق است. وقتی کسی دید آن چه را دارد، چیزی برایش محبوب‌تر از آن نیست که بر خداوند وارد شود و خداوند دیدار او را دوست دارد و او دیدار خداوند را.» امام خمینی سپس به شرح رؤیت خدا و مقا فناء می پردازند و با اشاره به روایت «ما رأیتُ شیئاً الا و رأیتُ الله معه و قبله و فیه» (5) چیزی را ندیدم مگر این که همراه با آن و قبل از آن و بعد از آن خدا را دیدم. و روایت «لم أعبدُ ربّاً لم أره» (6)نمی پرستم پروردگاری را که ندیده ام، به تشریح کیفیت رؤیت حق تعالی اشاره می کنند. (7) بحث در این باره را به فرصتی دیگر وا می گذاریم. (8) پی نوشت: 1-این مضمون که غیبت، روزه را آسیب می‌زند در روایات متعدد و با زبان‌های مختلف مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله: الدر المنثور، ج1، ص438 از نبی مکرم اسلام(صلى الله علیه وآله و سلم): نقل می‌کند که: «الصیام جنة ما لم یخرقها قیل: بم یخرق‌ها قال بکذب او غیبة» روزه سپر است مادامی که آن را پاره نکنید، عرض شد به چه پاره می‌شود، فرمود: به دروغ و غیبت. این روایت اشاره دارد به روایت معروف نبوی که الصوم جنة من النار روزه سپر از آتش است. (الکافی، ج4، ص62) 2-چراکه کلمه شریف «لا اله اله الله» را می توان به گونه ای تلفظ کرد که لب ها حرکت نکند و کسی از ذکر آن مطلع نشود. 3-مراد مرحوم آیت الله شاه آبادی رحمة الله علیه است. 4-فروع کافی، کلینی، ج3، ص134 5-علم الیقین، ج1، ص49 6-کشف الیقین، ج1، ص49 7-چهل حدیث، امام خمینی، ص455 8- ایضاً ن ک: رساله لقاء الله، میرزا جواد تبریزی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed