| آیتالله هاشمی رفسنجانی، در دیدار جمعی از آزادگان دفاع مقدس: |
| میتوانیم با اتحاد و عقلانیت، مشکلات کنونی را مرتفع و نظام را به ساحل امن و اطمینان برسانیم |
آزادگان قهرمانان واقعی دوران دفاع مقدس هستند |
آزادگان قهرمانان واقعی دوران دفاع مقدس هستند
| کارنامه کار و اقتصاد در یکسالگی دولت دهم | ||
موسوی: جنگ ایرانی ـ اسلامی زرگری است
میرحسین موسوی، نخستوزیر هشت سال دفاع مقدس، همزمان با سالگرد بازگشت آزادگان سرفراز به کشور، در دیدار با جمعی از آزادگان استانها، ضمن تبریک سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی، گفت: در دوران دفاع مقدس مردم و مسئولان هیچگاه از رزمندگان و اسرای جنگ تحمیلی غافل نبودند و هر روز و هر ساعت اخبار مربوط به اسرا مورد توجه قرار میگرفت.
وی در ادامه ضمن گرامیداشت یاد و خاطره مجاهد آزاده حجتالاسلام ابوترابی که نقش بسیار تعیین کنندهای در بالا نگه داشتن روحیه اسرا داشت، گفت: توجه به کرامت انسانی، عشق به اسلام، امام و دفاع از میهن مهمترین عوامل پایداری و وحدت اسرا در زندان های مخوف صدام بود.
میرحسن موسوی افزود: این روزها در کنار این همه مشکلاتی که گریبانگیر کشور است سروصداهایی در مورد نسبت اسلام و ایران بلند شده است. البته کاملا مشهود است که سروصدا برای اهداف خاص سیاسی است. عدهای همانطور که صدها میلیارد دلار درآمد نفتی کشور را در سالهای گذشته به چاه ویل سرازیر کردهاند امروز دنبال آن هستند که سرمایههای هویتی ملت را برای بهدست آوردن منافع جناحی کوتاهمدت، چوب حراج بزنند وگرنه همه ما میدانیم که برای رزمندگان ما در دفاع مقدس که از سرزمینمان دفاع میکردند بحثی به عنوان تقابل ایران و اسلام وجود نداشت.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس گفت: در این جنگ نابرابر طولانی یک سانتیمتر از خاک میهن عزیزمان واگذار نشد، در عین حال جبههها بالاترین جایگاه تجربیات عرفانی بود. در این جنگ، لحظههای عشق به میهن در مقابل عقاید مذهبی قرار نگرفت بلکه آنچه ما شاهد آن بودیم آمیختگی اسلام و ایران در یک هویت واحد فراگیر بود. اصولا هویت ملی اول انقلاب به نوعی تعریف شده بود که در راهپیمائیهای منجر به پیروزی انقلاب، زرتشتیان و مسیحیان و کلیمیان در میان صفوف مسلمانان اعم از شیعه و سنی بودند و در جبههها هم کنار هم در کنار رزمندگان تکبیرگو رزمندههای اقلیتهای دیگر نیز حضور داشتند و همیشه هم دارند.
میرحسین موسوی افزود: آن زمان هیچکس دنبال دوختن قبایی برای خود یا استفاده از سرمایههای ملی نبود. به همین دلیل اصلا نگرش دوگانه و رفتار متناقضی به نام ملت ایران و اسلام تعریف نمیشد. در بحثهای اخیر متاسفانه طرح یک جنگ زرگری تازه برای خطکشی های تازه دیده میشود... در این جنگزرگری گفته نمیشود که کدام ایران است که باید به جهان معرفی شود و یا کدام اسلام است که باید ازآن دفاع شود.
موسوی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: در این جنگ زرگری از نگاه معاصر به اسلام و ایران طفره میروند. گفته نمیشود که کدام ایران است که باید به جهان معرفی شود و یا کدام اسلام است که باید از ان دفاع شود. ایرانی با آلودگی به اعتیاد، ایرانی با ۱۴٫۵درصد نرخ بیکاری و ۲۹درصد بیکاری در میان جوانان، ایرانی با ... فاصلهاش با کشورهای همسایه رقیب بیشتر میشود.
کسی در این جنگ زرگری نمیپرسد که کجا رفت سند چشمانداز بیستساله برای ایران پیشرفته. وقتی در این دعوا اسلام هم مطرح میشود گفته نمیشود که با گسترش سلطه دروغ و ریا چه بر سر اسلام آمده است. آیا این اسلام، اسلام آن مرجع عالیقدری است که به دلیل حقگویی خانهاش ویران میشود یا ... . آیا در اسلامی که حضرت علی(ع) آن را معرفی میکنند امکان دارد به جای متهمان، شاکیان را زندانی کنند؟
ملت ما پیرو اسلامی است که مقتدایش علی (ع) است که وقتی یک عنصر غیر مسلمان جامعه، او را متهم میکند با او در یک ردیف در مقابل قاضی مینشیند و مختصر تبعیضی را که قاضی در حق او روا نمیدارد، بر نمیتابد. با تکرار این جمله که جامعه ما و حکومت ما اسلامی است چیزی ثابت نمیشود ... .
موسوی گفت: امروز که کشور با مسائل و بحرانهای مختلفی در سطح خارجی و داخلی روبهروست؛ یکی از راههای برونرفت از این بحرانها برچیدن دروغ از جامعه و متوقف کردن موجسازیهای کاذب است. به جای جریانسازیها و افسانهسراییهای بیهوده باید با ملت صادق بود و ... . گفتن اینکه ایران آزادترین در جهان است در حالی که ... مشکل را حل نمیکند. انکار مشکلات اقتصادی نیز در حالی که مردم آثار آن را هر روز با پوستو گوشت خود حس میکنند، چیزی را حل نمیکند.
مهندس موسوی اظهار کرد: از انحصارگری و ... دست بردارید به مردم و داوری ملت اعتماد کنید. صلح اجتماعی ایجاد کنید؛ مشکلات به پشتوانه همت این ملت سر فراز حل میشود و بحرانها پشت سر گذاشته میشود. مشکل موقعی حل میشود که زمینه انتخاباتهای آزاد غیرگزینشی را فراهم آوریم و قوه قضائیه نشان دهد که ... مستقل است.
همه باید بدانیم رفع خطرهای امنیتی برونمرزی، جلب قلبهای مردم از طریق احقاق حقوق آنها است. به مردم بازگردید آنگاه خواهید دید به سرعت دانههای این بحران جمع خواهد شد و نیاز به معاملات و مراودات غیرشفاف که لاجرم تامین کننده منافع مالی نیست و یا تحمیل درد و رنج بیهوده قابل اجتناب به مردم نخواهید داشت.
در خاتمه جلسه از شخصیت آزادگان برجستهای چون مرحوم لشکری و شهید تندگویان نیز تقدیر به عمل آمد.
موسوی: لحظههای عشق به میهن و اسلام آمیخته به یکدیگرند
علی عربمازار آزاد شد
محمدرضا جلایی پور و محبوبه کرمی آزاد شدند ویژه كودتای 28 مرداد
ادعاي يك سايت اينترنتي فردوسيپور از گفتوگوي زنده با كريمي منع شد
مناجات سید ساجدان در سحرهای رمضان (1)
دلیل راه -6
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران : ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشودو عبادت در یکی از شبهای آن (شب قدر )بهتر از عبادت هزار ماه است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها است؛ روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفسهای شما تسبیح، خواب شما عبادت، عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.» حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قرار داده اند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستداران بیت امام خمینی (س) می کند ،باشد تا در این راه قدمی هرچند کوچک برداشته باشد . حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این نوشتار آنچنان که خود نوشته است : "نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است،خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم."بخشهای قبلی این سلسله نوشتار که با عنوان "دلیل راه "منتشر می شود،روزهای گذشته منتشر شد؛اینک بخش ششم تقدیم می شود :
فصل سوم «صوموا لرؤیته» میبدی می نویسد:روزه عامه مؤمنان به زبان شریعت شنیدی، اکنون روزه جوان مردان طریقت، به زبان اهل حقیقت بشنو، و ثمره و سرانجام آن بدان: ـ چنان که تو تن را به روزه داری و از طعام و شراب باز داری، ایشان دل را به روزه درآرند، و از جمله مخلوقات باز دارند. تو از بامداد تا شبانگاه روزه داری، ایشان از اول عمر تا آخر عمر روزه دارند، میدان روزه تو یک روز است، میدان روزه ایشان یک عمر. یکی پیش شبلی [1] در آمد شبلی او را گفت تَحسُن أن تصومَ الابد؟ ـ تو توانی که روزه ابد داری؟ گفت ـ این چون باشد؟ شبلی گفت ـ همه عمر خویش یک روز سازی و به روزه باشی پس به دیدار خدای بگشایی. خداوندانِ یافت [صاحبان شناخت] و جوانمردان طریقت گفته اند که ـ صوموا لرؤیته و افطروا لرؤیته ـ این ها از روی اشارت، کنایت از حق است جل جلاله، بسا فرقا که میان روزه داران بود، فردا آن کس که به نفس روزه داشت شراب سلسبیل و زنجبیل بیند، از دست فریشتگان و وُلدان، چنانکه گفت و یسقون فیها کأساً کان مزاجها زنجبیلاً و آن کس که بدل روزه داشت شراب طهور گیرد، در کأس محبت بر بساط قربت از ید صفت، چنانکه گفت و سقاهم ربّهم شراباً طهورا. شرابٌ و أیّ شرابٍ. شرابی که هر که از آن جرعه چشید، جانش در هوای فردانیت بپرید، شرابی که از آن بوی وصل جانان آید، گر دو صد جان در سر آن کنی شاید. شرابی که مِهر جانان بر آن مُهر نهاده، همه مِهر ها در آن یک مُهر بداده، همه آرزوها در آن آرزو بینداخته، دو جهان و نیز دل و جان به امید آن باخته. پیر طریقت گفت: ـ الهی! ما را بر این درگاه همه نیاز روزی بود که قطره از آن شراب بر دل ما ریزی؟ تا کی ما را بر آب و آتش بر هم آمیزی؟ ای بخت ما! از دوست رستخیزی!» (کشف الاسرار، میبدی، ج1، ص495)
***
در عبارت میبدی ذکر حدیثی رفته است که لازم است آن را پیش از بیان عارفانه او مرور نماییم. عبارت «صوموا لرؤیته و افطروا لرؤیته» [2] (که به صورت «صُم للرؤیة و افطر للرؤیة» [3]و «صُم لرؤیته و افطر لرؤیته» [4]در روایات شیعه و هم چنین به صورت «صوموا للرؤیة و افطروا للرؤیة» [5]در احادیث شیعه و سنی وارد شده است.)، در حقیقت روایتی است از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)که در آن ملاک آغاز و انجام ماه مبارک رمضان تشریح و بیان شده است. معمول مفسّرین و فقها، ضمیر «ه» را به ماه برگردانده اند و این حتی در عبارات ابن عربی نیز مورد تأکید واقع شده است. (الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص606) متن حدیث را از باب تیمّن و تبرّک مرور می کنیم: عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم : «صوموا لرؤیته و افطروا لرؤیته فان غمّ علیکم فأکملوا العدّة» روایت می گوید با دیدن هلال ماه رمضان، روزه را شروع کنید و با دیدن هلال ماه شوال آن را ختم نمایید و اگر هوا ابری بود، سی روز کامل روزه بگیرید. این روایت چنانکه رویه عارفان است به صورتی دیگر نیز شرح شده است و همان طور که در متن میبدی دیدیم (و ظاهراً خواجه عبدالله انصاری نیز همانطور معنی کرده است) ضمیر «ه» به ذات مقدس الهی برگردانده شده و غایت صوم و روزه، رؤیت جمال الهی قرار گرفته است. همین مطلب در تفسیر قشیری مورد اشاره است. عبدالکریم بن هوازن قشیری (م: 465هـ.ق) در تفسیر لطائف الإشارات که به نام تفسیر القشیری شناخته می شود، می نویسد: «یا أیها الذین آمنوا کُتِبَ علیکم الصیام کما کُتب علی الذین من قبلکم لَعَلَّکم تَتَّقون الصوم علی ضربین: صوم ظاهر و هو الإمساک عن المفطرات مصحوباً بالنیة، و صوم باطن و هو صون القلب عن الآفات، ثم صون الروح عن المساکنات، ثم صون السرّ عن الملاحظات. و یقال صوم العابدین شرطه ـ حتی یکمل ـ صون اللسان عن الغیبة، و صون الطرف عن النظر بالریبة کما فی الخبر: «من صام فلیصم سمعه و بصره...» الخبر و أما صوم العارفین فهو حفظ السرّ عن شهود کل غیره. و إن مَن أمسک عن المفطرات فنهایة صومه إذا هجم اللیل، و من أمسک عن الأغیار فنهایة صومه أن یشهد الحق، قال صلی الله علیه و آله و سلم: «صوموا لرؤیته و أفطروا لرؤیته» الهاء فی قوله علیه السلام ـ لرؤیته ـ عائدة عند أهل التحقیق الی الحق سبحانه، فالعلماء یقولون معناه عندهم صوموا إذا رأیتم هلال رمضان و أفطروا لرؤیة هلال شوال، و أما الخواص فصومهم لله لأن شهودهم الله و فطرهم بالله و إقبالهم علی الله و الغالب علیهم الله، و الذی هم به محو ـ الله.» (لطائف الإشارات، قشیری، ج1، ص153) ترجمه: روزه بر دو گونه است، روزه ظاهر که عبارت است از دوری از مفطرات در حالی که نیت خود را برای خدا قرار داده ای، و دیگر روزه باطن که عبارت است از نگهداری قلب از آفت ها و سپس نگهداری روح از آن چه در آن سکنی گیرد و سپس نگهداری سر و ضمیر پنهان خویش از هر چه در آن غیر خدا ملاحظه می شود. و گفته شده است شرط کامل شدن روزه عابد، آن است که آدمی زبان خویش را از غیبت باز گیرد و چشم خویش را از نظر شهوانی بپوشاند چنانکه در روایت است که: «هرکس روزه می گیرد، پس باید چشم و گوش خویش را نیز روزه دارد.» و اما صوم عارف آن است که ضمیر خویش را از مشاهده هر چه غیر خداست حفظ کند. و چنین است که اگر کسی از مفطرات امساک کند، پایان روزه اش وقتی است که شب هجوم می کند و اگر از غیر خدا امساک کند، پایان روزه اش لحظه ای است که حق را مشاهده نماید، چنانکه رسول خدا فرمود: «صوموا لرؤیته و افطروا لرؤیته» که ضمیر «ه» از کلام رسول الله ـ لرؤیته ـ در نگاه اهل تحقیق به حق تعالی بر می گردد. پس علما گفته اند معنای این حدیث چنین است: «روزه گیرید وقتی هلال رمضان را دیدید و افطار کنید وقتی هلال شوال را دیدید» ولی خواص روزه شان برای خداست چراکه شهودشان خداست. افطارشان به خداست و اقبالشان بر خداست و آن که بر ایشان غلبه یابد خداست و آن که به او محو می شوند خداست.» نگارنده می گوید که رؤیت خدا در روایات دیگری نیز به عنوان غایت روزه قرار گرفته است. از جمله روایتی که پیش از این آوردیم «للصائم فرحتان، فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربّه» (الکافی، کلینی، ج4، ص65 / من لا یحضره الفقیه، صدوق، ج2، ص76) (برای روزه دار دو شادی است: یکی در هنگام افطار و یکی هم در هنگام دیدار خدا) و شاید از همین روایت بتوان استفاده کرد و آن را جامع بین معنای فقهی و معنای عرفانی روایت «صم لرؤیته» قرار دارد.
پی نوشت : 1-شبلی دماوندی. ابوبکر دلف بن جحدر شبلی زاهد و پرهیزگار معروف. وی در آغاز کار، والی دنباوند (دماوند) بود و سپس پرده دار موفق عباسی شد (و پدرش سر پرده داری می کرد) بعد از آن پرده داری خلیفه را رها نمود و در سلک زهاد و عباد و متصوفه درآمد و به صلاح و درستی معروف گردید. اصل وی از خراسان و منسوب به قریه شبله از توابع ماوراء النهر و مولدش در 247 هجری قمری به سامرا و وفاتش در 334 هجری قمری بود و در مقبره خیزران مدفون گردید. در نام و نسب وی اختلاف کرده اند و او را به نام های: دلف بن جعفر، جحدر بن دلف، دلف بن حجعتر، دلف بن جعوبة، و جعفر بن یونس خوانده اند. همچنین در مذهب او اختلاف کرده اند. ابن خلکان، مالکی مذهبش دانسته و قاضی نورالله شوشتری به تشیع و تعصب در این مذهب تصریح کرده است. (لغت نامه دهخدا، ج9، ص12464)ابن ملقن می نویسد: که وی منسوب به قریه ای در وراء سمرقند بود و با جنید بغدادی مصاحبت داشت و به احکام شریعت سخت پایبند بود. (طبقات الأولیاء، ابن ملقن، ص204) 2-ناصریات، سید مرتضی، ص293 / الخلاف، شیخ طوسی، ج2، ص173 / شرایع الاسلام، محقق حلی، ج1، ص148 / منتهی المطلب، علامه حلی، ج2، ص588 / المجموع، نووی، ج6، ص269 / مسند احمد، ابن حنبل، ج1، ص221 3-الاستبصار، شیخ طوسی، ج2، ص64 / تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج4، ص158 4-الاستبصار، شیخ طوسی، ج2، ص64 / تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج2، ص159 5. وسائل الشیعه، حرّ عاملی، ج10، ص253 / سنن نسائی، نسائی، ج4، ص126
ادامه این سلسله نوشتار را روزشنبه بخوانید
انتهای پیام /*| |
دلیل راه -5
باب دوم. مطلب دومی که در عبارت میبدی به آن اشاره شده است، توجه به خصلت محبّت و تأثیر آن در زندگی بشر است در این باره امام خمینی در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل می نویسند: «بدان که رحمت و رأفت و عطوفت و امثال آن، که از جلوه های اسماء جمالیه الهیه است، خدای ـ تبارک و تعالی ـ به حیوان مطلقاً و به انسان بالخصوص، مرحمت فرموده؛ برای حفظ انواع حیوانیّه و حفظ نوع و نظام عائله انسانی. و این جلوه[ای] از رحمت رحمانیه است که نظام عالم وجود، مطلقاً بر پایه آن نهاده شده [است].
و اگر این رحمت و عطوفت در حیوان و انسان نبود، رشته حیات فردی و اجتماعی گسیخته می شد. و با این رحمت و عطوفت، حیوان حفظ و حضانت اولاد خود، و انسان حراست از عائله خود، و سلطان عادل حفظ مملکت خود می کند. اگر این رحمت و شفقت و رأفت نبود، هیچ مادری تحمّل مشقّت ها و زحمت های فوق العاده اولاد خود را نمی کرد. و این جذبه رحمت و رأفت الهی است که قلوب را به خود مجذوب نموده، و بالفطره حفظ نظام عالم را می فرماید.
این رحمت و رأفت است که معلّمین روحانی و انبیاء عظام و اولیاء کرام و علماء بالله را به آن مشقّت ها و زحمت ها اندازد؛ برای سعادت نوع خود و خوشبختی دائمی عائله انسانی. بلکه نزول وحی الهی و کتاب شریف آسمانی، صورت رحمت و رأفت الهیه است در عالم ملک، بلکه تمام حدود و تعزیرات و قصاص و امثال آن، حقیقت رحمت و رأفت است که در صورت غضب و انتقام جلوه نموده: و لکم فی القصاص حیاة یا أولی الألباب [1] ، بلکه جهنم رحمتی است در صورت غضب برای کسانی که لیاقت رسیدن به سعادت دارند. اگر تخلیصاتی و تطهیراتی که در جهنم می شود نبود، هرگز روی سعادت را آن اشخاص نمی دیدند.
بالجمله: کسی که قلب او از رأفت و رحمت به بندگان خدا خالی باشد، او را باید از مسلک این جمعیت خارج کرد و از حق دخول در عائله بشری محروم نمود.
اهل معرفت فرمایند: «بسط بساط وجود و کمال وجود به اسم رحمان و رحیم است.» [2]
و این دو اسم شریف از امّهات اسماء و اسماء محیطه واسعه است، چنانچه در کریمه الهیه است: و رحمتی وَسِعَت کُلَّ شئٍ[3] و فرماید: ربّنا وَسِعت کلَّ شئٍ رحمةً و عِلماً[4]
و از این جهت است که در مفتاح کتاب الهی [5] [بسم الله الرحمن الرحیم . الحمد لله رب العالمی]، این دو اسم بزرگ تابع اسم اعظم قرار داده شده است، اشاره به آن که مفتاح وجود حقیقت رحمت رحمانیه و رحیمیه است، و رحمت، سابق بر غضب. و از این باب، اهل معرفت گویند: «ببسم الله الرحمن الرحیم ظَهَرَ الوجود» [6]
این اسم رحمت که شعب آن رأفت و عطوفت و امثال آن از اسماء صفاتیه و افعالیه است ـ اسمی است که حق تعالی بیشتر خود را به آن معرفی فرموده، و در هر یک از سور قرآنیه آن را تکرار فرموده تا دلبستگی بندگان به رحمت واسعه آن ذات مقدس روزافزون شود، و دلبستگی به رحمت حق، منشأ تربیت نفوس و نرم شدن قلوب قاسیه شود.
با هیچ چیز مثل بسط رحمت و رأفت و طرح دوستی و مودّت نمی توان دل مردم را به دست آورد، و آن ها را از سرکشی و طغیان باز داشت. و لهذا [بنابراین]، انبیاء عظام مظاهر رحمت حق ـ جلّ و علا ـ هستند، چنانچه خدای تعالی معرفی رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ را فرموده در آخر سوره توبه ـ که خود سوره غضب است ـ به این نحو: لقد جاءکم رسولٌ مِن أنفسکم عزیزٌ علیه ما عَنِتُّم حریصٌ علیکم بالمؤمنین رؤوفٌ رحیم [7]
و در شدت شفقت و رأفت آن بزرگوار بر همه عائله بشری بس است آیه شریفه اول سوره شعراء که فرماید: لَعَلَّکَ باخِعٌ نفسک ألّا یکونوا مؤمنینَ [8]
و در اوائل سوره کهف که فرماید: فَلعلّک باخِعٌ نفسک علی آثارهم إن لم یُؤمنوا بهذا الحدیث أسَفا [9]
سبحان الله! تأسف به حال کفار و جاحدین حق و علاقمندی به سعادت بندگان خدا کار را چقدر به رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ تنگ نموده که خدای تعالی او را تسلیت دهد، و دل لطیف او را نگهداری کند که مبادا از شدت همّ و حزن به حال این جاهلان بدبخت، دل آن بزرگوار پاره شود، و قالب تهی کند. و نیز خدای تعالی، مؤمنین را به این صفت شریف، توصیف فرماید در سوره مبارکه فتح، آن جا که فرماید: محمدٌ رسول الله و الذین معه أشِدّاءُ علی الکفار رُحَماء بینهم[10]
و روایات شریفه راجع به این اوصاف شریفه، بسیار وارد است، و ما به ذکر بعض آن ها قناعت می کنیم:
در کتاب شریف وسایل، در کتاب حج از کتاب شریف کافی، سند به حضرت صادق (ع) رساند: «إنّه یقول لِأصحابه: إتّقوا الله و کونوا إخوةً بَرَرَةً، مُتَحابّین فی الله، مُتَواصلین مُتَراحمین، تَزاوَروا و تَلاقُوا و تَذاکَروا أمرنا و أحیُوهُ» [11]
و بأسناده عن ابی عبدالله(ص) قال: «یَحِقُّ علی المسلمین الإجتهاد فی التَواصُل، و التعاون علی التَّعاطُف، و المواساة لِأهل الحاجة، و تعاطُفُ بعضِهم علی بَعضٍ حتی تکونوا کما أمَرَکم الله ـ عَزَّ و جلَّ ـ رُحَماء بینهم، متراحمین مُغتَمِّین لما غاب عنکم من أمرهم علی ما مضی علیه مَعشَرُ الأنصار علی عهد رسول الله صلی الله علیه و آله.» [12]
و از مجالس شیخ عظیم الشأن الحسن بن محمد الطوسی بِسَنَده عن علیٍّ قال: «قال رسول الله: إن الله ـ عزوجل ـ رحیمٌ یُحِبُّ کُلَّ رحیمٍ» [13]
و در مستدرک وسایل است: العلامة الحِلیُّ فی الرسالة السعدیة عن رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ أنّه قال: «و الذی نفسی بیده لا یَضَعُ الله الرحمة إلا علی رحیم. قالوا یا رسول الله کُلُّنا رحیمٌ؟ قال: لیس الذی یرحمُ نفسه و أهله خاصة، و لکن الذی یرحم المسلمین. و قال ـ صلی الله علیه و آله ـ : قال ـ تعالی ـ إن کنتم تریدون رحمتی فَارحَموا» [14]
و از جعفریات از رسول خدا حدیث کرده، أنّه قال: «مَن لا یرحم الناس لا یرحَمُهُ الله»[15] و عن عوالی اللآلی عن رسول الله [صلی الله علیه و آله] قال: «الراحمون یَرحَمُهم الرَّحمان؛ إرحَموا مَن فی الأرض یَرحَمکُم مَن فی السَّماء»[16] (شرح حدیث جنود عقل و جهل، امام خمینی، ص232 تا 237)
پی نوشت : 1-ای خردمندان، شما را در قصاص زندگی است. (سوره بقره، آیه179)
2- الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص102
3-و رحمت من همه چیز را فرا گرفته است. (سوره اعراف، آیه156)
4-پروردگارا رحمت و دانش تو بر همه چیز احاطه دارد. (سوره غافر، آیه7)
5-مراد سوره فاتحة الکتاب (حمد) است.
6- الفتوحات المکیة، ج1، ص102 (طبع چهارجلدی)؛ و با تحقیق عثمان یحیی، ج2، ص133
7- هر آینه پیامبری از خودِ شما بر شما مبعوث شده است، هر آن چه شما را رنج می دهد بر او گران می آید، سخت به شما دل بسته و با مؤمنان رؤوف و مهربان است. (سوره توبه، آیه128)
8- شاید از اینکه ایمان نمی آورند خود را هلاک سازی و قالب تهی کنی. (سوره شعراء، آیه3)
9- شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند، خویشتن را به خاطرِ ایشان از اندوه هلاک سازی و قالب تهی کنی. (سوره کهف، آیه6)
10-محمد پیامبر خداست، و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیر و با یکدیگر مهربانند. (سوره فتح، آیه29)
11- حضرت امام صادق (علیه السلام) به اصحاب خود می فرمود: «تقوا داشته باشید، و برادرانی نیکوکار بوده، و برای خدا دوستدار هم باشید، با هم ارتباط داشته و بر یکدیگر رحم آورید، همدیگر را زیارت و ملاقات نموده، و متذکّر امر ما باشید و آن را زنده بدارید.» (وسائل الشیعة، ج8، ص552، ح1 (اسلامیه) و ج2، باب124، ص215، ح1 (طبع آل البیت) / اصول کافی، ج2، ص140، باب التراحم و التعاطف، ح1)
12-امام صادق (علیه السلام) فرمود: «بر مسلمانان لازم است که در پیوند با همدیگر تلاش کنند، و در مهربانی نمودن و رسیدگی کردن به حاجتمندان همکاری کرده، و با یکدیگر مهربانی و عطوفت داشته باشند، تا به همانگونه باشند که خداوند (عزوجل) امر کرده است: «با یکدیگر مهربان هستند.»، غمخوار یکدیگرند در آن چه که از ایشان فوت و پنهان شده است بر همان روشی که گروه انصار در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) راه سپر بودند.» (وسائل الشیعة، ج12، ص215، باب124، ح2 / اصول کافی، ج2، ص140، باب التراحم و التعاطف، ح4)
13-پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند (عزوجل) رحیم است و هر رحیمی را دوست دارد.» (أمالی، شیخ طوسی، مجلس18، ص516، ح1129 / وسائل الشیعة، ج12، ص216، باب124، ح6)
14-علامه حلی در رساله سعدیه از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل کرده که آن حضرت فرمود: «سوگند به کسی که جانم به دست اوست؛ خداوند رحمتش را جز بر کسی که رحیم است نمی نَهد». گفتند: ای رسول خدا، آیا همه ما رحیم و مهربان هستیم؟ پیامبر فرمود: «رحیم آن کسی نیست که تنها به خود و خانواده اش مهربانی کند، بلکه رحیم آن است که بر مسلمانان رحم و به ایشان مهربانی کند.» و پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خدای تعالی گفته: اگر خواهانِ رحمتِ من هستید، پس به دیگران مهربانی و رحم کنید.» (مستدرک الوسائل، ج9، ص54، باب107، ح3 / الرسالة السعدیة، علامه حلی، ص165)
15-پیامبر فرمود: «کسی که به مردم رحم نکند، خدا به او رحم نمی کند.» (مستدرک الوسائل، ج9، ص55، باب107، ح4 / الجعفریات، ص167، باب صفة المتقین)
16-از عوالی اللآلی از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که ایشان فرمودند: «خداوند رحمان به رحم کنندگان رحم می کند، رحم کنید به آنان که در زمین هستند تا رحم کند به شما، آن که در آسمان است.» (مستدرک الوسائل، ج9، ص56، باب107، ح8 / عوالی اللآلی، ج1، ص361، ح42)
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران : ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشودو عبادت در یکی از شبهای آن (شب قدر )بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها است؛ روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفسهای شما تسبیح، خواب شما عبادت، عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.»
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قرار داده اند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستداران بیت امام خمینی (س) می کند ،باشد تا در این راه قدمی هرچند کوچک برداشته باشد .
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این نوشتار آنچنان که خود نوشته است : "نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم."بخشهای قبلی این سلسله نوشتار که با عنوان "دلیل راه " منتشر می شود ،روزهای گذشته منتشر شد.اینک بخش پنجم تقدیم می شود :
| |
| |
| |
| |
دلیل راه -4
بیهقی (384ـ458هـ.ق) در کتاب خویش دلائل النبوة به حدیثی از امام باقر علیه السلام اشاره می کند که می فرماید: امام مجتبی (علیه السلام) از هند بن ابی هاله که مردی وصف کننده بود، خواست تا پیامبر (صلی الله علیه و آله) را وصف کند. او گفت: «پیامبر خدا که درود بر او باد، بزرگ و بزرگوار بود. چهره اش چون ماه تمام می درخشید. از معمول قامتش کمی بلندتر بود و از کسانی که بلند قامت هستند کوتاه تر، سرش بزرگ و موهایش صاف بود. معمولاً موهایش را جمع می کرد و در غیر آن صورت هم هرگز از لاله گوشش فروتر نبود. رنگش گلگلون، پیشانیش گشاده، ابروانش پرپشت و کشیده بود، بدون این که پیوسته باشد. میان ابروانش رگی بود که در حال خشم برجسته می شد. بینی او قلمی و پرتوی بالای آن مشاهده می شد به طوری که می پنداشتی اصلاً برآمدگی ندارد. ریشش انبوه و پرپشت بود و گونه هایش مُلایم و نرم. سیه چشم و بزرگ دندان بود. دندانهایش بسیار زیبا [بود] و در یک سطح قرار داشت. گردنش چُنان سپید بود که گویی از نقره خام است. در عین حال که پیکرش ورزیده بود، سینه و شکمش در یک سطح قرار داشت. سینه اش پهن، شانه اش فراخ و مفاصل و استخوان بندیش درشت بود. قسمت هایی از بدنش که از زیر لباس بیرون بود، می درخشید. به بازوها و شانه ها و بالای سینه اش کمی موی نرم رُسته بود. دستهایش از آرنج تا مچ نسبتاً کشیده و کف دستش وسیع و پشتش راست بود. انگشتانش کشیده و ظریف می نمود و کف پایش کاملاً گود بود. پشت پاهایش به سمت جلو شیب داشت به طوری که آب از روی آن به سرعت فرو می ریخت. راه رفتن او، در عین حال که با تواضع بود، تند انجام می گرفت و در آن حال، بدنش به جلو خم می شد. گویی در نشیب و فراز حرکت می کند. چون روی می نمود، با تمام بدن رو می کرد. نگاهش غالباً به زمین بود و به زمین بیشتر نگاه می کرد تا به آسمان. بسیار شکوهمند بود و نمی شد مستقیم در چشمش نگاه کنی. به چهره اش که می نگریستی، ماه را به خاطر می آوردی. همواره تقدم در سلام داشت.
امام حسن (علیه السلام) می گوید: گفتم: گفتارش را توصیف کن. گفت: همواره اندیشمند و ناراحت به نظر می رسید. بجز در مورد حاجت، صحبت نمی کرد. سکوتی عمیق و طولانی داشت. سخن را به بهترین وجه آغاز [می کرد] و با فصاحت کامل به انجام می رسانید. جملات او جامع همه معنی بود. نسبت به هیچ کس در گفتار خود ستم روا نمی داشت. هرگز کسی را خوار نمی فرمود، نعمت را، هر چه هم کم بود، بزرگ می شمرد، و هیچ خوراکی را مکروه نمی داشت. اگر چیزی با حق معارضه می کرد، از پای نمی نشست تا حق را یاری نماید. دنیا و امور وابسته به آن، او را خشمگین نمی ساخت. اگر چیزی به کسی عنایت می کرد، کسی متوجه نمی شد. هیچ گاه برای خود خشم نمی گرفت و برای خود از کسی یاری نمی خواست، چون به چیزی اشاره می کرد، با تام کف دست اشاره می کرد، و به هنگام تعجب و شگفتی، پشت دستش را ظاهر می کرد و در آن حال، انگشت شست دست چپ خود را با دست راست می گرفت، و یا با شست راست به کف دست چپ فشار می داد. اگر هم خشمگین می شد، گذشت می نمود. در حالت خشنودی پلکهایش را فر می بست. خنده اش هیچ گاه از حدّ تبسّم نمی گذشت، و در این هنگام، دندانهایش چون تگرگ برّاق بود.
امام حسن (علیه السلام) می گوید: این مطالب را مدتی از برادرم امام حسین (علیه السلام) پوشیده داشتم. وقتی با او در این باره صحبت کردم، معلوم شد او هم از هند همین سؤالها را کرده و چیزی فروگذار ننموده است، و معلوم شد که سؤالاتی هم از حضرت علی (علیه السلام) در مورد کیفیت مجلس و ورود و خروج پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مجالس نموده است.
حسین (علیه السلام) می گفت: از پدرم علی (علیه السلام) درباره خلوت پیامبر و حالات او در منزل سؤال کردم. گفت: پیامبر، هر گاه به خانه می آمد، وقت خود را در خانه سه بخش می فرمود: یک بخش برای عبادت و بخشی برای خانواده اش و یک بخش هم اختصاص به خودش داشت. از آن چه مخصوص خود قرار داده بود، یک بخش آن اختصاص به خواصّ اصحاب داشت که [به] حضورش می آمدند و در عین حال وسیله همین خواصّ مطالبی هم برای عوامّ بیان می فرمود. اهل فضل و تقوا را گرامی تر می داشت و نیازهای ایشان را بر می آورد و مرتبه آن ها را در دین و دانش در نظر می گرفت. برخی یک حاجت داشتند، برخی دو حاجت و بیشتر، و حضرت، حوایج آن ها را تا آن جا که می توانست، برمی آورد. گاه آن ها را به مسائلی که لازم بود، آگاه می نمود، و گاه از ایشان درباره مسائل مختلف سؤال می کرد و برخی از مطالب را به اطلاع آن ها می رساند و می گفت: کسانی که حاضرند، این مطالب را به کسانی که غایب هستند ابلاغ نمایند. و مکرر می فرمود نیازهای افرادی را که نمی توانند به من بگویند، شما بگویید. همانا هر کس که حاجت حاجتمندی را به صاحب قدرتی بیان کند و در ابلاغ آن کوشا باشد، خداوند در قیامت او را پایدار و ثابت قدم می نماید. اصحاب، گروه گروه برای کسب فیض به حضورش می رسیدند و در حالی که بهره فراوان گرفته بودند، بیرون می رفتند، و هر یک راهنمای گروهی می شدند.
حسن بن علی (علیهما السلام) می گوید: از پدرم پرسیدم: برنامه بیرون از منزل رسول خدا چگونه بود؟ فرمود: پیامبر فقط در مواردی که قلوب مسلمان ها را به یکدیگر نزدیک نماید و ایشان را یاری نماید و موجب پراکندگی نشود، صحبت می فرمود. معمولاً بزرگ هر قوم را گرامی می داشت و حتی الامکان، هم او را برای آن قوم رئیس قرار می داد. بدون این که از کسی رویگردان باشد، انزوا را دوست می داشت. نسبت به اصحاب و یاران خود همواره تفقّد می کرد. مسائل و گرفتاری های مردم را از مردم می پرسید. کارهای نیک را همواره تقویت می کرد و نیک می شمرد، و کار زشت را همیشه خوار و زشت می شمرد. در همه کارها راست و میانه رو بود. هیچگاه از این مسئله که مردم دچار غفلت و یا ازکاری خسته نشوند، غافل نبود. در هر حال برای کار آمادگی داشت. هرگز پا را از حق فراتر نمی گذاشت و در عین حال در مورد حق فروگذار هم نبود. کسانی از مردم که خیرخواه تر بودند، در نظر او برگزیده تر بودند و کسانی که مساوات و برابری را بیشتر رعایت می کردند پیش او گرامی تر بودند. هیچ گاه بدون ذکر نام خدا، نه در جایی می نشست و نه از جایی بر می خاست. در مجالس، جایگاه معینی نداشت و از این کار منع می فرمود. چون به گروهی می رسید، همان جا که رسیده بود می نشست و به این کار دیگران را هم دستور فرموده بود. در مجالس، رعایت حال همه را می کرد و حق همگان را ملحوظ می داشت. هرگز طوری رفتار نمی کرد که کسی تصوّر کند دیگری بر او مقدّم است. هرکس برای بیان حاجتی پیش پیامبر می آمد، تا هنگامی که نمی رفت حوصله و شکیبایی می فرمود. تلاش می فرمود حوایج و خواسته های مشروع را برآورد و اگر نمی توانست، با گفتاری کوتاه و پسندیده معذرت خواهی می کرد. اخلاق خوش و گشاده رویی او چنان بود که همه اصحاب او را چون پدر خویش می دانستند. همه اصحاب در برابر حق در نظر رسول خدا یکسان بودند. مجلس او سراپا حکمت و بردباری و صبر و شکیبایی بود. صداها در حضورش بلند نمی شد. هیچ گاه در سخن پیامبر زلّت و لغزشی دیده نشد. برتری اصحاب حتی در مجلس پیامبر هم فقط به تقوای ایشان بستگی داشت. همه در محضر او فروتن بودند، سالخوردگان را محترم می داشتند و به خردسالان مهر می ورزیدند، و نسبت به نیازمندان ایثار می کردند و در حفظ یکدیگر کوشا بودند.
گفتیم: رسول خدا با همنشینان خود چگونه بود؟ گفت: همیشه خنده رو، خوش خلق و ملایم بود، نه ترش رو و سختگیر. هیچگاه فریاد نمی زد و دشنام نمی داد، عیب کسی را آشکار نمی ساخت و بیهوده از کسی ستایش نمی فرمود. از سه چیز به شدت پرهیز می فرمود: کبر و پرحرفی و کارهای بی معنی. سه چیز را در حق مردم بسیار رعایت می فرمود: هیچ کس را سرزنش نمی کرد و بر کسی خرده نمی گرفت و در جستجوی معایب کسی نبود، فقط در مواردی که امید ثواب و اجر بود، تذکر می داد و صحبت می کرد. و چون پیامبر صحبت می کرد، همنشینان او چنان سکوت می کردند که گویی مرغ بر سر ایشان نشسته است. چون سکوت می فرمود، اصحاب صحبت می داشتند و هرگز در حضور پیامبر ستیزه و نزاع در بحث نداشتند. اگر اصحاب می خندیدند، او نیز تبسّم می فرمود و اگر از چیزی تعجب می کردند او هم اظهار تعجب می کرد. افراد غریب و بیگانه را خوب تحمّل می کرد و سخن ایشان را به تمام می شنید و به خواسته های آنها گوش فرا می داد. گاهی اصحاب، آن اشخاص را متوجه طول گفتارشان می کردند، پیامبر به اصحاب می گفت: هرگاه نیازمندی را می بینید، نیاز او را برآورید. هرگز از کسی ستایش نمی خواست، مگر این که کار نیک را با نیک جبران کنند. سخن هیچ کس را بدون ضرورت قطع نمی کرد و در آن صورت معمولاً برمی خاست و یا او را از سخن گفتن نهی می فرمود (مثلاً اگر کسی در حضورش غیبت می کرد.)
امام حسین (علیه السلام) می گوید: از پدرم علی (علیه السلام) درباره سکوت پیامبر پرسیدم فرمود: در حالت سکوت، بسیار بردبار بود و می اندیشید و به فکرِ پرهیز از گناهان بود سکوت خود را هم در میان جمع به طور یکسان به همه اختصاص می داد، بدین معنی که مثلاً در حالت سکوت به گفتار همه توجه می فرمود بردباری و شکیبایی در او جمع بود چیزی او را به خشم نمی آورد و دلگیرش نمی کرد. در چهار مورد سخت پای بند بود: انجام کارهای پسندیده، تا سرمشق دیگران باشد؛ دوری از کارهای زشت، تا با عمل خود مردم را نهی از ارتکاب ناشایست فرماید؛ اندیشه درباره کارهایی که به صلاح امت اسلامی باشد؛ و قیام به آن چه موجب خیر این جهان و آن جهان مسلمانان باشد، صلوات الله و سلامه علیه.» (دلایل النبوة، ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج1، ص144)
ناگفته نماند که، درباره معنی این که در این آیه پیامبر، با عنوان «ضال» مورد خطاب واقع شده است، در بین مفسّرین اختلاف است. مرحوم آیت الله طالقانی در پرتوی از قرآن در این باره می نویسد: «مفسرین در توجیه این آیه و در معنای ضال، احتمالاتی داده اند: در مجمع البیان تا هفت احتمال ذکر شده که سه احتمال آن راجع به داستان هایی از گم شدن آن حضرت در بیابان یا شهر مکه است. و خواسته اند ضال را گم شده معنا کنند، با آن که اصطلاح و استعمال رایج کلمه ضال موافق با این معنا نیست و داستان های ذکر شده بیش از آن که سند و اعتباری ندارد، بنا بر بعض این داستان ها نعمت هدایت «فهدی» باید راجع به کسانی باشد که آن حضرت را یافته اند!. و بیش از همه، این آیات در مقام نعمت های معروف و چشم گیر است. و اگر آن حضرت در طفولیت چند ساعتی راه خانه یا قبیله را گم کرده و سپس یافته باشد، آیا ارزش دارد که این گونه در قرآن تذکر داده شود و در ردیف آن نعمت های مشهود و معروف ذکر گردد؟! بعضی ضال را ناشناخته معنا کرده اند: تو در میان قومت ناشناخته بودی، پس خداوند آن ها را بشناساییِ تو هدایت کرد. این معنا نیز از ظاهر لغت ضال و ظاهر آیه و زندگی معروف آن حضرت دور است. و همچنین بسیاری از مفسرین کوشیده اند تا هرچه می توانند معنا و احتمال از این آیه بیرون آرند و گویا بیش از تفسیر، خواسته اند وسعت ذهن و قدرت تخیّل خود را بنمایانند تا آن جا که فخر رازی بیست توجیه و احتمال برای این آیه آورده که بیشتر آن ها بیش از آن که با ظاهر آیه و کلمات آن تناسب ندارد خود گمراه کننده است. سه معنای دیگر از هفت معنایی که در مجمع البیان آمده است این است که تو در نبوت و شریعت یا شناسایی حق و یا طریق زندگی گمراه بودی پس خداوند هدایتت نمود. و همه این معانی درست و مستقیم و مطابق با واقع است و احتیاجی به توجیهات دور و نامناسب ندارد، زیرا واضح است که این خبرها و تذکرها: «الم یجدک ….و وجدک» راجع به نعمتها والطاف گذشته پروردگار به آن حضرت است که از آغاز زندگی و طفولیتش تا اوائل نزول وحی و پیش از نزول این آیات مشمول آن ها بوده. تاریخ روشن زندگی آن حضرت شاهد گویا و رسایی است که هیچ گاه از طریق توحید و راه حق منحرف نشد و دچار گمراهی های شرک و انحراف های محیط خود نگردید. بنابراین معنای «وجدک ضالاً» همین است که اگر خداوند تو را هدایت و تربیت نمی کرد تو خود نمی توانستی خدا را با اسماء و صفاتش، و طریق ایمان و احکام را بشناسی و به سوی آن ها هدایت شوی و از آن ها غافل بودی: ...مَا کُنتَ تَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ وَلَکِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِی بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا چنین نبود که خود بدانی که چیست کتاب و ایمان ولی آن را نوری قرار دادیم تا به آن هر کسی از بندگان خود را که بخواهیم هدایت می نماییم. (سوره شوری، از آیه 52)، و إن کنت من قَبلِه لمن الغافلین.
شاید هدایت در این آیه و وجدک ضالّاً فهدی که بدون ذکر مورد آمده منصرف به هدایت عام باشد: الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى (سوره طه، آیه50) وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى (سوره اعلی، آیه3) هدایت به معنای عام چنانکه پیش از این گفته شد هدایت قوای غریزی و فطری و عقلی به سوی مقاصد و مطلوب ها و ارائه طریق برای به فعلیت رساندن آن ها می باشد تا هر استعدادی به کمال فعلیت و مطلوب خود برسد. ضلالت در مقابل هدایت به این معنای عام، خاموشی قوا و رکود استعدادها یا انحراف آن ها از طریق کمال است، که از نقص خلقت و فساد محیط و اختیار طریق شر و گناه ناشی می شود و موجب اختلال قوا و استعدادهای نفسی و عقلی می گردد و شخص را از درک هرگونه هدایت باز می دارد: وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ(سوره صف، آیه5) وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (سوره جمعه، آیه5)همین که لطف خاص پروردگار شامل پیامبر آینده بود و او را از تأثیر محیطِ شرک زا و آلوده برکنار و پاک داشت و قوای نفسی و عقلی او را پرورش داد خود هدایت یا زمینه ای برای هدایت برتر عقلی و از طریق وحی بود.» (پرتوی از قرآن، طالقانی، ج4، ص145)
البته درباره جایگاه پیامبر(صلی الله علیه و آله) و این که عارفان حقیقت ایشان را با عنوان حقیقت محمدیه فوق مرتبه اسماء و صفات می دانند، سخن های دیگری است که در حوصله این مقال نیست. وجود مبارک رسول الله(صلی الله علیه و آله) ـ که با وجودات ائمه اطهار (علیهم السلام) در مرتبه واحد کمالی است ـ واسطه فیض الهی است که خود شرح و بسط بیشتری می طلبد.
در اینجا لازم است به ذکر نکته ای از سیره امام راحل بپردازم و این باب را با این نکته به پایان برم که امام نسبت به کودکان بسیار حساس بودند. اگر مادری ـ از اهل بیت امام ـ کوچکترین بی توجهی به کودک می نمود یا اگر کودکی نسبت به مادرش اندکی از حوزه ادب خارج می شد، چهره آن بزرگوار به شدت در هم می رفت و به نظر من این نبود مگر درد یتیمی که امام بزرگوار ما از لحظه تولد داشتند. چنانکه یکی از نزدیکان ایشان می گفت، آن تأثُّری که از فوت مادر برای امام پدید آمده بود، گویی تاکنون نیز ایشان را همراهی می کند.
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران : ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشودو عبادت در یکی از شبهای آن (شب قدر )بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها است؛ روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفسهای شما تسبیح، خواب شما عبادت، عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.»
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قرار داده اند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستداران بیت امام خمینی (س) می کند ،باشد تا در این راه قدمی هرچند کوچک برداشته باشد .
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این نوشتار آنچنان که خود نوشته است : "نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم."بخشهای قبلی ( اول - دوم و سوم )این سلسله نوشتار که با عنوان "دلیل راه " منتشر می شود ،روزهای گذشته منتشر شد.اینک بخش چهارم تقدیم می شود :
| |
| |
| |

