اطلاعیه

از این پس میتوانید به همراه فید وبلاگ فید برخی پایگاه های خبری که مطالعه می کنم همراه فید این وبلاگ مطالعه نمایید بدیهی است مسئولیت خبرهای منتشر شده از این طریق برعهده ان پایگاه ها می باشد منتظر نطرات شما کاربران گرامی در این زمینه هستم سایت هایی که مشاهده خواهید کرد اینده نیوز افتاب نیوز فرارو دیپلماسی ایرانی (خبرهایی که از این طریق مشاهده می نمایید به صورت متن کامل است )ادرس فید وبلاگhttp://feeds2.feedburner.com/blogspot/pangreh اگر می خواهید هیچ خبری را ازدست ندهید پیشنهاد ما استفاده از گوگل ریدرhttp://www.google.com/reader/ادرس موردنظررا در گوگل ریدرثبت می کنید وخبرها را می خوانید

کوتاه و خواندني از سعدي

کوتاه و خواندني از سعدي
اثر - هر چه نپايد، دل‏بستگي را نشايد. - ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند. - خانه دوستان بروب و درِ دشمنان مکوب. - اگر شب‏ها همه قدر بودي، شب قدر بي‏قدر بودي. - صد چندان که دانا را از نادان نفرت است، نادان را از دانا وحشت است. - هر که را زر در ترازوست، زور در بازوست. - از نفس‏پرور، هنروري نيايد و بي‏هنر، سروري را نشايد. - هر که بر زيردستان نبخشايد، به جور زبردستان گرفتار آيد. - همه کس را عقل خود به کمال نمايد و فرزند خود به جمال. - مشک آن است که خود ببويد، نه آنکه عطار بگويد. اثر - دوستي را که به عمري فرا چنگ آرند، نشايد که به يک دم بيازارند. - شيطان با مخلصان برنمي‏آيد و سلطان با مفلسان. - هر که در زندگي، نانش نخورند، چون بميرد، نامش نبرند. - هر که با بدان نشيند نيکي نبيند. - رأي بي‏قوت، مکر و فسون است و قوّت بي‏رأي، جهل و جنون. - قدر عافيت کسي داند، که به مصيبتي گرفتار آيد. - ملوک از بهر پاس رعيّتند، نه رعيت از بهر طاعت ملوک. - مال از بهر آسايش عمر است، نه عمر از بهر گرد کردن مال. - خشم بيش از حد گرفتن، وحشت آرد و لطف بي‏دقت، هيبت ببرد. - برادر که در بند خويش است، نه برادر و نه خويش است. - عالم ناپرهيزکار، کور مشعله‏دار است. - هنر، چشمه زاينده است و دولت پانيده. ـ هر که خيانت ورزد، پشتش از حساب بلرزد، و آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است. اثر ـ دوستان، به زندان به کار آيند که بر سفره، همه دشمنان، دوست نمايند. - منشين تُرُش از گردش ايام که صبر تلخست وليکن بر شيرين دارد ـ هرکه خداي را عزوجل، بيازارد تا دل خلقي به دست آرد، خداوند تعالي همان خلق را برو گمارد تا دمار از روزگارش برآرد. - اگر بمرد عدو، جاي شادماني نيست که زندگاني ما نيز جاوداني نيست -بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتي برد - هر که عيب دگران پيش تو آورد و شمردبي گمان عيب تو پيش دگران خواهد برد ـ شکر آنکه به مصيبتي گرفتارم، نه به معصيتي. ـ لقمان را گفتند: ادب از که آموختي؟ گفت: از بي‏ادبان؛ هرچه از ايشان در نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهيز کردم. به عذر و توبه توان رستن از عذاب خداي وليک مي‏نتوان از زبان مردم رست پاي در زنجير پيش دوستانبه که با بيگانگان در بوستان ـ زلف خوبان، زنجير پاي عقل است و دام مرغ زيرک. اثر عالِم که کامراني و تن‏پروري کند او خويشتن گم است، که را رهبري کند؟ ـ خلعت سلطان اگرچه عزيز است، جامه خود، از آن به عزت‏تر و خوان بزرگان اگر چه لذيذست، خرده انبان خويش، از آن به‏لذت‏تر. ـ محمد غزالي را پرسيدند: چه گونه رسيدي بدين منزلت در علوم. گفت: بدان‏که هرچه ندانستم، از پرسيدن آن ننگ نداشتم. بپرس هرچه نداني که ذُلِّ پرسيدن دليل راه تو باشد به عزّ دانايي ـ هرکه در حال توانايي نکويي نکند، در وقت ناتواني سختي ببيند. ـ هرکه با داناتر از خود بحث کند تا بدانند که داناست، بدانند که نادان است. ـ هرکه با بدان نشيند، نيکي نبيند. ـ مردمان را عيب نهاني پيدا مکن که مر ايشان را رسوا کني و خود را بي‏اعتماد. ـ هرکه علم خواند و عمل نکرد، بدان مانَد که گاو راند و تخم نيفشاند. گر سنگ همه لعل بدخشان بودي پس قيمت لعل و سنگ يکسان بودي ـ بي‏هنران، هنرمند را نتوانند که ببينند. اثر ـ حکيمي که با جُهال درافتد، توقع عزت ندارد؛ وگر جاهلي به زبان‏آوري بر حکيمي غالب آيد، عجب نيست که سنگي است که گوهر همي‏شکند. ـ مُشک آن است که ببويد، نه آنکه عطار بگويد. دانا چون طبله عطارست؛ خاموش و هنرنماي و نادان خود، طبل غازي؛ بلندآواز و ميان‏تهي. ـ جوان‏مرد که بخورَد و بدهد، به از عابد که روزه دارد و بنهد. ـ به نانهاده دست نرسد و نهاده هرکجا هست، برسد.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر